کد خبر: 1082413
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰
در حالات و مقامات «رهبری به نام نواب»
او که موانع نهضت ملی را از میان برداشت
محمدرضا کائینی

شهید سیدمجتبی نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام، از مصلحان نام‌آور امت اسلام و ملت ایران، در تاریخ معاصر به شمار می‌رود. اثر «رهبری به نام نواب»، به تألیف مهدی قیصری، بر آن است تا حیات سیاسی او را به زبانی ساده برای عموم به ویژه جوانان به شرح بنشیند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی ناشر این کتاب، در دیباچه خویش بر آن، چنین آورده است: «ایران به علت موقعیت استراتژیک خود، همواره مورد توجه دول استعمارگر بوده است. زمانی که موج استعمار به سواحل ایران رسید، زمینه روی کار آمدن حکومت وابسته و تأمین‌کننده منافع استعمارگران نیز فراهم شد. انقلاب مشروطه که در واقع واکنشی در مقابل این شکست‌ها و دخالت‌ها بود، ناکام ماند و در جریان جنگ‌اول جهانی، بیگانگان بر مملکت استیلا یافتند. پس از جنگ، انگلیسی‌ها رضاخان را بر سر کار آوردند و حکومت دیکتاتوری او برای تحمیل تجدد فرمایشی به ملت ایران، به سخت‌گیری بر علما و تعطیل مراسم مذهبی و سرکوبی هرگونه ندای آزادی‌خواهی پرداخت. حکومت قزاق، دین را عامل عقب‌ماندگی جامعه معرفی می‌کرد و به شدت با مظاهر دینی می‌جنگید. کشتار مردم در واقعه گوهرشاد، شاهدی بر این مدعاست. پس از تبعید رضاخان از ایران، گروهی از تئوریسین‌های ضددین، با حمایت حکومت، هر روز بخشی از اعتقادات دینی مردم را به چالش می‌کشیدند که این امر برای علمای نجف که قطب دینی جهان اسلام بودند، قابل تحمل نبود. از اینرو، صدور فتوا برای قتل احمد کسروی را باید از این منظر دید. جمعیت فدائیان‌اسلام به رهبری شهید سیدمجتبی نواب‌صفوی، با دغدغه مذهبی شکل گرفت و تحت رهبری خردمندانه او، با مظاهر استبداد و استعمار جنگید...».
در آغازین فصل از «رهبری به نام نواب»، دوران نوجوانی و نشو و نمای وی، اینگونه روایت شده است: «سیدجواد میرلوحی پدر شهید نواب صفوی، خود از روحانیون مخالف سیاست رضاخان بود و پس از تصویب لباس متحدالشکل، مجبور شد تا از لباس روحانیت خارج و به عنوان وکیل دادگستری در عدلیه مشغول کار شود. در آنجا بود که مشاجره سختی بین سیدجواد و علی‌اکبر درگرفت و سیدجواد، سیلی محکمی به او زد! پس از این ماجرا، در سال ۱۳۱۴ یا ۱۳۱۵ او به سه سال زندان محکوم شد. در همین ایام بود که زن و فرزندان او بی‌سرپرست ماندند و سیدمحمود نواب‌صفوی که برادر همسر او و مردی با کفایت و فضیلت بود، خانواده او را تحت تکفل خود گرفت. سید مجتبی در غیاب پدر روزبه‌روز بزرگ‌تر می‌شد و تحت نظر مادر و دایی خود تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم‌نظامی آغاز کرد، اما طولی نکشید که پدرش اندکی پس از آزادی از دنیا رفت و سید مجتبی آغوش گرم پدر را از دست داد! او دوران دبیرستان را در مدرسه صنعتی آلمان‌ها به پایان برد و این در حالی بود که او علاوه بر تحصیل کلاسیک، در مدرسه قندی خانی‌آباد و مدرسه مروی نیز به تحصیل معارف اسلامی پرداخت. در همین دوران بود که سیاست‌های ضددینی رضاخان باعث شد، تا سیدمجتبی راه پدر را در پیش گیرد! او دانش‌آموزان مدرسه را گرد هم جمع کرد و گفت: پدران ما نمی‌توانند به کارشان برسند یا ارزاق ما را تهیه کنند، بهتر اینکه ما حرکت کنیم و برویم جلوی مجلس و خواسته‌هایمان را به دولت بگوییم تا تکلیف‌مان را معین کنند!... به دنبال سخنان سید مجتبی دانش‌آموزان از مدرسه آلمان‌ها به مدرسه ایران‌شهر و از آنجا به دارالفنون رفتند و مدارس را تعطیل و با هم به طرف مجلس حرکت کردند...».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار