اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، خاطرات دکتر سیدمحمد صدر، از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی و نیز دیپلماتهای نظام برآمده از آن است. اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، خاطرات دکتر سیدمحمد صدر، از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی و نیز دیپلماتهای نظام برآمده از آن است. این مجموعه توسط محمد قبادی و به گونه پرسش و پاسخ تدوین یافته و انتشارات سورهمهر، آن را روانه بازار نشر کرده است. قبادی در دیباچه خویش بر این کتاب، در باب مراحل پدید آمدن آن، چنین آورده است:
«نخستین بار دکتر سیدمحمد صدر را در ساختمان مجامع وزارت امورخارجه، در خیابان شهید آقایی، خیابان شهید باهنر (نیاوران) ملاقات کردم. جلسهای برای آشنایی و قول و قرارهای مصاحبه بود. دفتر کارش رو به آفتاب، در انتهای سالنی در طبقه دوم ساختمان قرار داشت. سالنی که در واقع موزه بود و اشیا و هدایای سفرا و مقامات خارجی، در آن نگهداری میشد و انتهای آن سه دفتر کار قرار داشت. یکی اتاق سیدمحمد صدر، دومی اتاق میرمحمود موسوی و سومی را نمیدانم. سیدمحمد صدر را تا آن روز، از نزدیک ندیده بودم، اما میدانستم که او را دیپلماتی واقعگرا میدانند. گاهی نیز در برخی روزنامهها، مقاله یا مصاحبهای از او خوانده بودم، اما خودمانی بگویم، آنچه که مرا به او بیشتر نزدیک میکرد، فرزندی آیتالله سیدرضا صدر و برادرزادگی امام موسی صدر بود، هرچند که موضوع ملاقات ما، این بزرگان نبودند. سالهای اخیر از او چهرهای منتقد در عرصه دیپلماسی ساخته است. ابایی از بیان انتقادات و کاستیها نداشت، همان طور که از شنیدن انتقاد دوری نمیکرد. گفتگو با او، ساده و صمیمی بود. در گفتگو بیغل و غش سخن میگفت و شنوندهاش را به سختی و تکلف نمیانداخت، اگر چه شاید معذوراتی هم داشت. او بارها تأکید کرده بود تمام سخنانش متکی به حافظه است و فراموشی، چون موریانه آن را میخورد، اگر چه به گمان من این فراموشی، به اقتضای موقعیتش بوده است! پیش از اینکه با دکتر صدر ملاقات و به تکمیل خاطرات ضبطشدهاش بپردازم، دو بار و هر بار به طور مفصل، خاطراتش ثبت و ضبط شده بود. بار نخست در سال ۱۳۷۵ توسط همکارانم در واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و مرتبه دوم در سال ۱۳۸۵ توسط مصاحبهگران مرکز اسناد انقلاب اسلامی. اولی صوتی بود و پیاده شده آن، نسخهای دستنویس و دومی تصویری بود و تایپ شده و منظم. هر دوی این مصاحبهها، یکی از طریق دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و آن دیگری از طریق شخص ایشان، در اختیارم قرار گرفت. صدر با این شرط خاطراتش را در اختیارم گذارد، که نه سخنش کوتاه و خلاصه تدوین شود و نه پینوشتی جانبدارانه بدان افزوده شود. تأکید او، مرا نیز به وسواس انداخت و از این رو خاطراتش را به صورت پرسش و پاسخ تدوین کردم تا مرز بین راوی و تدوینگر و مصاحبهگر مشخص شود. پرسش و پاسخهای متن حاضر، برآمده از دو مصاحبه پیشگفته است و، چون آن دو مصاحبه بر مدار گفتوگویی فعال قرار نداشت، پس چاره را در مصاحبهای تکمیلی یافتم و آن را در پنج جلسه، در محل وزارت امورخارجه انجام دادم. این پرسش و پاسخها، ورای آن گفتگوها و سؤالاتی است که پس از تدوین کار و در زمان حک و اصلاح اثر، با ایشان مطرح کردم و در متن گنجاندم. در این میان مناسب است اشاره کنم که گاهی پرسشی را مطرح میکردم که ایشان پیشتر بدان پاسخ داده بود و این همه از آن رو بود که بتوانم به برخی سخنان پیدرپی در موضوعات مختلف، که ایشان در مصاحبههای گذشته مطرح کرده و مصاحبهگر تنها شنوندهای فعال بود، ورود نمایم و در تدوین خاطرات، تفکیکی ایجاد کرده باشم، با این حال در چند جا، سؤالاتی در میانه متن افزودم، تا پاسخها روشنتر شوند...»