کد خبر: 1080798
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
علی‌اصغرخان امین‌السلطان، نماد تذبذب سیاسی در میان صدراعظم‌های قاجار
گرایش به انگلیس و روس با قطب‌نمای منفعت‌جویی! ۱۱۵ سال پیش در چنین روز‌هایی میرزاعلی‌اصغرخان اتابک، صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه که در اروپا به‌سر می‌برد از طرف محمدعلی شاه برای رئیس‌الوزرایی به تهران احضار شد. این مناسبت، اما فرصتی مغتنم برای بازخوانی حیات پرفراز و نشیب اوست
احمدرضا صدری

۱۱۵ سال پیش در چنین روز‌هایی میرزاعلی‌اصغرخان اتابک، صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه که در اروپا به‌سر می‌برد از طرف محمدعلی شاه برای رئیس‌الوزرایی به تهران احضار شد. این مناسبت، اما فرصتی مغتنم برای بازخوانی حیات پرفراز و نشیب اوست. مقال پی‌آمده در راستای چنین هدفی به نگارش درآمده و مستندات آن بر تارنمای پژوهشکده تاریخ معاصر ایران آمده است. امید آنکه تاریخ‌پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مؤثر آید.

در برزخ مقبول و مغضوب شاهان وقت شدن!
بی‌تردید علی‌اصغرخان امین‌السلطان، در عداد چهره‌های درخور ارزیابی و رصد، در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. او در ادواری حساس، مورد قبول و طرد سلاطین دوره خویش قرار گرفت و حیاتی پرحادثه یافت! در آغاز سخن، بهتر است که زندگی سیاسی وی را در آیینه تک‌نگاشته فاطمه معزی از مورخان حاضر، مورد بازخوانی قرار دهیم: «میرزاعلی اصغرخان امین‌السلطان، فرزند آقاابراهیم امین‌السلطان، در سال ۱۲۷۵ ق. در تهران متولد شد و به تبع پدرش، به دربار ناصری راه یافت و در ۱۳۰۰ ق. با فوت پدرش، شاه او را ملقب به امین‌السلطان کرد. او از رجال مهم دوره قاجار بود. امین‌السلطان در مناصب مهم و مختلف، مشغول به کار شد و از سال ۱۳۰۶ ق. به وزیراعظمی منصوب و در سال ۱۳۱۰ رسماً به صدارت گماشته شد. میرزا علی‌اصغرخان در سه سفر ناصرالدین شاه به فرنگستان، او را همراهی کرد و هر بار در این سفرها، امتیازاتی مانند کشتیرانی در رود کارون، امتیاز رژی (انحصار توتون و تنباکو) و بانک شاهی را به بیگانگان انگلیسی اعطا می‌کرد. واگذاری این امتیازات، هر روز بر تعداد دشمنان وی می‌افزود و جنبش رژی به رهبری آیت‌الله میرزاحسن شیرازی، او را منفورتر از پیش نمود. در سال ۱۳۱۳ ق. زمانی که ناصرالدین شاه به دست میرزارضای کرمانی در حرم حضرت عبدالعظیم ترور شد، اتابک که سیاستمداری زیرک بود، برای حفظ آرامش در شهر، در مسیر حرکت به سمت تهران و در کالسکه، چنین وانمود کرد که شاه آسیبی ندیده و سالم است! او پس از به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه نیز، باز به صدارت منصوب شد، اما عمر این صدارت چندان طولانی نبود و در ۱۳۱۴ ق. به علت گرایش‌هایی که به روس‌ها پیدا کرده بود و با فشار انگلستان، از کار برکنار و دو سال به قم تبعید شد، اما در سال ۱۳۱۶ ق. تبعید وی پایان یافت و به تهران دعوت شد تا بر مسند صدارت تکیه زند. از اقدامات وی در این دوره، استقراض از دولت روسیه بود تا بتواند شاه قاجار را راهی سفر اروپا کند و این خوش‌خدمتی، او را ملقب به اتابک اعظم کرد. خیانت‌های امین‌السلطان کار را به جایی رساند که در ۱۳۲۱ ق. از سوی علمای مقیم عتبات عالیات تکفیر و این حکم موجب شد تا از صدارت برکنار شود و این بار راهی اروپا شد و در زمان انقلاب مشروطه، در خارج از کشور بود! در ۱۳۲۵ ق؛ که محمدعلی شاه روی کار آمد، بهترین راه‌حل مشکل خود را در بازگشت امین‌السلطان به ایران دید، تا از تجربیات وی استفاده کند. امین‌السلطان ابتدا از پذیرش درخواست شاه سر باز زد و در همین حال مردم و نمایندگان نخستین مجلس شورای ملی نیز، با بازگشت وی مخالفت کردند، اما حامیان وی دست از فعالیت برنمی‌داشتند تا زمینه برای بازگشت وی مهیا شود. در همین احوال در ۲۶ فروردین ۱۲۸۵، میرزاعباس‌خان مهندس که از اروپا عازم ایران بود، به علت شباهت ظاهری بسیار به امین‌السلطان از سوی مجاهدین باکو ترور شد و به قتل رسید! این امر موجب وحشت امین‌السلطان شد و با تدبیر امنیتی، در ۶ ربیع‌الاول ۱۳۲۵/ ۳۰ فروردین ۱۲۸۵، به انزلی وارد شد و مجاهدین به محض ورودش، به محافظانش حمله کردند و همین حرکت موجب شد تا او به کشتی خود بازگردد! سرانجام مجلس شورای ملی، موافقت خود را با ورود امین‌السلطان به ایران اعلام کرد و تلگرافی از مجاهدین و مردم خواست اجازه ورود را به امین‌السلطان بدهند. امین‌السلطان به محض ورود به تهران، به صدارت منصوب شد، اما این دولت سه ماه بیشتر نپایید! برخلاف دولت‌های قبلی، وی در این دولت با اوضاع نابسامانی روبه‌رو شد که برای ایجاد آرامش در آن، بایستی به سختی تلاش می‌کرد. هرج و مرج پس از انقلاب مشروطه، دامن وی را نیز گرفت. در ۲۱ رجب ۱۳۲۵، برای معرفی وزیر فرهنگ و عدلیه خود به مجلس رفت و پس از پایان جلسه علنی و غیرعلنی مجلس، شب هنگام از مجلس خارج شد و قصد سوار شدن به کالسکه خود را داشت که از سوی عباس‌آقای تبریزی به قتل رسید. عباس‌آقای تبریزی پس از این اقدام، از ترس اینکه مبادا دستگیر شود، با شلیک گلوله‌ای در دهانش، خود را کشت! در جیب او تنها ورقه هویتش، کارتی بود به این شرح: عباس‌آقای صراف تبریزی، عضو انجمن فدایی ملت. این اقدام را حیدرخان عمواوغلی هدایت کرد. مشروطه‌خواهان تندرو و برخی نمایندگان مجلس، از این اقدام شادمان شدند. برای عباس‌آقای تبریزی گمنام، مراسم عزاداری باشکوهی برگزار شد، اما برای اتابک تنها سوگواری ساده‌ای، از سوی بستگانش برپا شد! بستگان او قبلاً از سوی اشخاص بیگانه، تهدید شده بودند. قتل اتابک زمانی روی داد که قرارداد ۱۹۰۷ به امضا رسید و ایران در هرج و مرج به سر می‌برد و توان اعتراض به این قرارداد ننگین تقسیم کشور نداشت!...».

نه انگلوفیل، نه روسوفیل بلکه منفعت‌طلب!
تاریخ معاصر این مرز و بوم و البته به‌حق، هماره در پی کشف گرایش رجال سیاسی وقت به یکی از دولتین روس و انگلیس بوده است. در این باره، اما بر ابواب جمعی پژوهش خرده‌ای نتوان گرفت، چه اینکه بسا کارگزاران حکومت ایران، چنین گرایشاتی داشته‌اند! با این همه سیدمحمد موسوی دهموردی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، درباره گرایشات فرامرزی امین‌السلطان، به نتایج جالبی رسیده است: «در سال ۱۳۰۵ هـ. ق؛ و پس از فوت میرزایوسف مستوفی‌الممالک، ناصرالدین شاه میرزا‌علی‌اصغرخان امین‌السلطان را به صدارت انتخاب کرد. در بین صدراعظم‌های سلسله قاجار، امین‌السلطان که بعداً ملقب به اتابک اعظم شد، تنها کسی است که دو بار به صدراعظمی و یک بار به نخست‌وزیری انتخاب گردید و در خدمت سه تن از پادشاهان قاجار (ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه) صدارت کرد. وی جزو صدراعظم‌هایی است که به قتل رسیده است، با این تفاوت که حاج‌ابراهیم کلانتر، قائم‌مقام و امیرکبیر به دست پادشاهان قاجار کشته شدند، ولی اتابک به دست مردم، یا دسته‌ای از مردم به قتل رسیده است. وی پس از سه دوره صدارت و نخست‌وزیری، نهایتاً در ۲۱ رجب سال ۱۳۲۵ هـ. ق. در حالی که از مجلس مشروطه برمی‌گشت، به وسیله شخصی به نام عباس‌آقا صراف به قتل رسید. درباره زندگی سیاسی و قتل اتابک، بسیار نوشته شده است و این نوشته در پی تکرار مکررات نیست، بلکه در اینجا سعی خواهیم کرد تا به صورت مختصر به این سؤال پاسخ دهیم که آیا امین‌السلطان انگلوفیل بود یا روسوفیل یا هیچ‌کدام؟
در بین صدراعظم‌های قاجار، صدارت امین‌السلطان واجد چند ویژگی منحصر به فرد بود. اول اینکه وی بیش از هر صدراعظمی، در مسند صدارت مشغول بود. دوم اینکه وی در دوره سه تن از پادشاهان سلسله قاجار، خدمت کرد. سوم اینکه وی هم در جریانات قبل از مشروطه و هم در تحولات پس از مشروطه، حضور داشت؛ و چهارم اینکه وی در دوره صدارت خود، جهت‌گیری‌های سیاسی متفاوتی از خود نشان داد و خط مشی ثابتی نداشت! امین‌السلطان در ابتدای دوره صدارت خود، سیاست انگلوفیل و طرفداری از انگلستان را در پیش گرفت و امتیازاتی چند به انگلیسی‌ها داد. اما پس از آنکه روس‌ها و افکار عمومی داخلی با این سیاست مخالفت کردند، گرایش به انگلستان را ر‌ها کرده و روسوفیل شد و امتیازاتی چند به دولت روسیه داد که نتیجه هر دو اقدام، افزایش فوق‌العاده نفوذ خارجی‌ها در امور داخلی ایران بود. در واقع، هنگامی‌که اتابک حنای سیاست و قدرت انگلیس را در دربار کمرنگ و شدت مخالفت علیه این کشور را در بین روحانیون و مردم پررنگ دید، ۱۸۰ درجه چرخید و روسوفیل شد! دکتر فوریه که در این زمان، طبیب مخصوص شاه بود، در این باره می‌نویسد: امین‌السلطان پس از شکستی که در تعقیب سیاست سابق خود خورد و برای آنکه از صدارت نیفتد، با زیرکی مخصوصش، خود را به روس‌ها نزدیک کرد!... در واقع تنها چیزی که زاویه سیاسی اتابک را شکل می‌داد، منافع شخصی و حفظ و افزایش ثروت و قدرت خود بود؛ بنابراین امین‌السلطان جز منافع شخصی و حفظ منصب سلطنت، هدف دیگری نداشت و به‌قول معروف حاضر بود برای رسیدن به هدف خود با شیطان هم ائتلاف کند، چه برسد به اینکه خود را به روس‌ها یا انگلیسی‌ها نزدیک نماید. به همین دلیل، در ابتدای دوره صدارت و با این پیش‌فرض که انگلستان مهم‌ترین قدرت خارجی حاضر در ایران است، سعی کرد برای حفظ و تداوم صدارت خود، به این کشور نزدیک شود که این مسئله باعث شده تا عده‌ای وی را در این دوران، انگلوفیل بدانند. اما پس از تغییر شرایط و افزایش مخالفت‌های داخلی، با نفوذ رو به افزایش انگلستان در ایران و لغو پاره‌ای از امتیازات اعطایی به این کشور، اتابک تغییر موضع داده و خود را به روسیه نزدیک کرد! هرچند از این دوره به بعد، امین‌السلطان به روس‌ها نزدیک‌تر بود، اما این مسئله باعث نشد وی منافع انگلستان را از یاد ببرد، بلکه همواره سعی داشت تا با اعطای امتیازاتی نظیر امتیاز دارسی به این کشور، رضایت این کشور را برای استمرار صدارت خود حفظ کند؛ بنابراین برای پاسخ به سؤالی که در سطور گذشته مطرح کردیم، می‌توان این‌گونه پاسخ داد که امین‌السلطان، نه انگلوفیل بود و نه روسوفیل، بلکه شخصیتی فرصت‌طلب، منفعت‌طلب و زیرک بود که همواره سعی داشت تا با درک جو سیاسی حاکم و ایجاد موازنه بین روس‌ها و انگلیسی‌ها، منصب صدارت را حفظ کند. البته در شرایط مختلف، تحولات سیاسی و شرایط داخلی و خارجی کشور، وی را مجبور می‌کرد تا به یکی از این دو قدرت نزدیک‌تر شود، تا هم بتواند از دست مخالفت‌های داخلی، نظیر مخالفت‌های روحانیون و مردم با امتیاز تنباکو و نفوذ و قدرت انگلستان در ایران، ر‌ها شود و هم قادر باشد تا به ایجاد موازنه در مقابل قدرت دوم هم بپردازد. شاید اگر وی، اندکی از این سیاست در راستای منافع ملی استفاده می‌کرد و کمتر به فکر منافع شخصی و حفظ صدارت می‌بود، نامی نیکو از خود برجا می‌گذاشت و به عنوان فردی زیرک و سیاستمداری وطن‌دوست، در تاریخ ایران شناخته می‌شد...».

رشوه نقدی و سهمی امین‌السلطان از بانیان قرارداد دارسی
همان‌گونه که اشارت رفت، امین‌السلطان را می‌توان شخصیتی صرفاً منفعت‌جو دانست! او در هر کنش و واکنشی از سود خود سراغ می‌گرفت و برخورداری خویش را طلب می‌کرد! هم از این روی و در قرارداد دارسی نیز، به دریافت رشوه نقدی و سهمی مبادرت نمود. محمداسماعیل شیخانی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در این باره می‌نویسد: «سیدحسن تقی‌زاده که بعد‌ها در دوره رضاشاه وزیر مالیه نیز می‌شود، روایت جالبی از رشوه‌بگیران قرارداد ۱۹۱۹ دارد و می‌گوید اعلیحضرت رضاشاه که سر کار آمد گفت این‌ها (وثوق‌الدوله، نصرت‌الدوله فیروز و صارم‌الدوله) پول از خارجه‏ گرفته‏اند، باید پس بدهند! من وزیر مالیه بودم، مأمور شدم که این پول‌ها را پس بگیرم‏ و گرفتم. اکبرمیرزا برادر غلامحسین‌میرزا، آمد پیش من. گفت ما حاضریم به اقساط بگیرید، در چهار قسط، آخرش قبول کردم. این سه نفر روی هم رفته، ۴۰۰ هزار تومان رشوه گرفته بودند!... از این نیز بگذریم که خود رضاشاه که پاکدست می‌نمود، پس از چندی به جان رعایای خود افتاد و طمع به زمینِ او، سیری‌ناپذیر بود! همین روایت، در مورد قرارداد دارسی نیز تکرار شد و البته که از نظر زمانی، بر قرارداد ۱۹۱۹ تقدم داشت. ویلیام ناکس دارسی که یک تاجر انگلیسی بود، قرار بود حق اکتشاف و استخراج نفت در ایران را به صورت انحصاری در اختیار خود درآورد و به سیاق سایر سرمایه‌گذاران انگلیسی، تمایلی نداشت شریک ایرانی داشته باشد. وی نیز بر اساس شناختی که از تیپولوژی روانی و البته ذائقه اقتصادی دولتمردان ایرانی به‌دست آورده بود، دست به جیب شد و اطراف و اکناف شاه را رشوه داد تا اصطلاحاً کارش پیش بیفتد و بتواند قرارداد را جلو ببرد. در این قرارداد نیز مثلث امین‌السلطان، مشیرالدوله و مهندس‌الممالک، پای کار رشوه‌گیری آمدند و تسریع قرارداد را پیش بردند! اسناد تاریخی در اینجا نیز، مؤید این مهم است که نماینده دارسی در حدود ۱۰‌هزار لیره به اتابک، مشیرالدوله و مهندس‌الممالک، نقداً پرداخت کرد و سهامی معادل ۱۰‌هزار لیره به اتابک و ۵‌هزار لیره به مشیرالدوله و ۵‌هزار لیره به مهندس‌الممالک، به عنوان تعارف تسلیم کرد!... در رأس این رشوه‌بگیران، امین‌السلطان قرار داشت که کار خطیرش این بود که هم رشوه بگیرد و هم قرارداد را از انظار و رصد روس‌ها، مخفی نگه دارد تا مبادا آن‌ها نیز درخواست امتیازی مشابه کنند و یا اینکه به کل، جلوی عقد قرارداد را بگیرند! اما سیاهه بلندبالای تهیه شده از رشوه‌گیری در ایرانِ عهد قاجار، این سؤال را ممکن است به ذهن متبادر کند که اساساً آبشخور مشکل از کجا بود؟ به نظر می‌رسد در تحلیل نهایی باید عنوان کرد که بروکراسی انگل‌سالار و بدون چشم‌انداز آینده قاجار، سبب شده بود که چنین رویکردی، حتی در میان درباریان شکل بگیرد. در چنین شرایطی هیچ کاری بدون رشوه جلو نمی‌رفت و حتی حکومت‌های ایالتی تیولداران نیز با رشوه جابه‌جا و عهدنامه‌های ایران بر بادده نیز با رشوه امضا می‌شد. در چنین شرایطی است که برای مثال انگلیسی‌ها در کنار امتیازات فراوان دیگر، امتیاز کشتیرانی کارون و بانک شاهنشاهی را نیز می‌گیرند. روس‌ها هم امتیاز شیلات و بانک استقراضی را گرفته و به ازای ۱۰‌هزار تومان رشوه، حق کندن کوه و انکشاف نفایس را به یک کمپانی فرانسوی واگذار می‌کنند. در واقع بررسی تاریخچه دردناک امتیازات در ایران قرن نوزدهم، این اصل مهم را اثبات می‌کند که حکومت قاجار، حکومتی روزمره بود و چشم‌انداز بلندمدتی برای ایران نداشت! همین امر سبب شده بود که در پی کسب بیشترین منافع باشند...».

پایان امین‌السلطان در برابر پایگاه مشروطیت!
مرگ علی‌اصغرخان امین‌السلطان، آن‌هم در دوره‌ای که ظاهراً یا واقعاً، می‌خواست نخست‌وزیر مشروطه باشد، از صحنه‌های ماندگار تاریخ است. رزیتا میری پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، در باب سلسله وقایعی که به ترور اتابک توسط عباس‌آقا تبریزی منتهی شد، چنین آورده است: «علی‌اصغرخان امین‌السلطان، در دوره مظفرالدین شاه تا سال ۱۳۱۴ ق. در مقام صدارت باقی ماند، ولی بر اثر اقدامات درباریان و اطرافیان شاه، معزول و به قم تبعید شد و به جای او، امین‌الدوله صدراعظم شد. در سال ۱۳۱۷ ق؛ و با توجه به مشکلات اقتصادی ایران، مظفرالدین شاه عزم سفر به اروپا کرد. چون امین‌الدوله مقدمات سفرش را مهیا نکرد، او را از صدارت عزل و تبعید کرد و امین‌السلطان را از قم به تهران فراخواند و او با عنوان اتابک اعظم، صدراعظم ایران شد و تا آخر سال ۱۳۲۱ ق. در این سمت باقی ماند. اتابک اعظم به منظور تأمین خواسته شاه جهت سفر به اروپا، دست به دامن بانک استقراضی روس شد و از بانک مزبور، مبلغ ۵/۲۲ میلیون منات طلا با بهره ۵ درصد، تقاضای وام نمود. ضمانت پرداخت این وام، منوط به عواید گمرکی ایران، به استثنای گمرکات فارس و بنادر جنوب بود. با واگذاری این وام، عملاً شریان اقتصادی کشور تحت کنترل روس‌ها و موجب اعتراض بازرگانان ایرانی قرار گرفت و بعد‌ها این امر، یکی از زمینه‌های انقلاب مشروطه را فراهم ساخت. هنوز مدت زیادی نگذشته بود که در سال ۱۳۲۰ ق. شاه بار دیگر به بهانه بیماری خویش، سفر خود را به اروپا آغاز کرد. این بار هم اتابک اعظم برای تأمین هزینه سفر شاه، از بانک استقراضی روس، مبلغ ۱۰ میلیون منات طلا وام گرفت و امتیاز راه‌آهن جلفا به قزوین را به روس‌ها واگذار کرد. مظفرالدین شاه پس از بازگشت از سفر دوم، با حرکت‌هایی بر ضد اتابک روبه‌رو شد و عواملی، چون افلاس مالی کشور، عدم پرداخت حقوق کارکنان دولت، وام‌خواهی از بانک استقراضی روس و اعطای امتیازات گوناگون به بیگانگان، باعث شد تا او از مسند قدرت برکنار شود و به جای وی، عین‌الدوله به صدارت منصوب شد. در این برهه از زمان، اتابک اعظم به بهانه سفر حج، از کشور خارج شد و به سفر به دور دنیا پرداخت و پس از دیدار از کشور‌های مختلف، جهت ادای مراسم حج، عازم عربستان شد و دوباره به اروپا بازگشت و تا سال ۱۳۲۵ ق. در اروپا زیست. تا اینکه پس از مرگ مظفرالدین شاه، فرزندش محمدعلی میرزا قاجار به تخت سلطنت جلوس نمود. با اصرار محمدعلی شاه، اتابک اعظم به ایران فراخوانده شد و به مقام نخست‌وزیری منصوب گردید. حدود چهار ماه نخست‌وزیر و وزیر کشور بود، تا در روز ۲۱ رجب ۱۳۲۵ ق. در حالی که با آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی از مجلس خارج می‌شد، در صحن بهارستان با ضرب گلوله عباس‌آقا صراف تبریزی به قتل رسید و ضارب هم پس از دستگیری، اقدام به خودکشی کرد! جنازه اتابک به قم حمل و در مقبره اختصاصی خویش، به خاک سپرده شد...».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار