کد خبر: 1080795
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
دلنوشته‌ای در رسای سردار اسماعیل معروفی
سلام خدا بر شهیدان سلام خدا بر شهیدان زنده همین چند روز پیش یکی از قهرمانان، ایثارگران و جانبازان دوران دفاع مقدس، مردی از یاران حاج احمد متوسلیان و حاج کاظم رستگار آسمانی شد
حسن افراخته

همین چند روز پیش یکی از قهرمانان، ایثارگران و جانبازان دوران دفاع مقدس، مردی از یاران حاج احمد متوسلیان و حاج کاظم رستگار آسمانی شد. او کسی نبود جز سردار «حاج اسماعیل معروفی.» مردی که باوقار خاصی در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) و امامزاده علی‌اکبر چیذر هم به شهدا و هم به زوار شهدا سلام می‌کرد، اما دریغ از اینکه بتواند کلمه‌ای با کسی صحبت و نسل آتی را از روایت‌هایی که در سینه داشت، آگاه کند.
خاطرات دلاوری‌های حاج اسماعیل در تیپ مستقل ۱۰ سیدالشهدا (ع) که بعد‌ها لشکر شد و همینطور لشکر ۲۷ محمدرسول (ص) از خاطر همرزمانش نمی‌رود. مناطق عملیاتی والفجر مقدماتی، والفجر یک، خیبر و دیگر عملیات‌ها گویی خط‌شکنی و ایثار شهید حاج اسماعیل معروفی را فراموش نمی‌کنند. او که به ندرت برای انجام کار لازم به پشت جبهه می‌رفت و حتی گاهی که گردانش برای بازسازی به پشت خط می‌رفت، می‌ماند و به یاری دیگر فرماندهان و مسئول محور می‌شتافت. حاج اسماعیل منطقه عملیاتی را ترک نمی‌کرد، مگر آنکه سخت مجروح می‌شد و به اجبار برای مدتی به عقب برمی‌گشت.
از او خاطرات و روایات بهت‌آور زیادی به جا مانده است، خصوصاً حضور پررنگش در عملیات خیبر و دل به دریای دشمن زدنش در آن عملیات. جانفشانی‌ها و ایثارگری‌های او در مسئولیت گردان حضرت قاسم (ع) در تیپ ۱۰، عمار، لشکر ۲۷ و جنگاوری‌ها و لحظات پرفراز و نشیب و دلاوری‌های او و فرمانده‌هان گردان‌ها، معاونین گردان، مسئولان محورها، معاونین و مسئولان تیپ سیدالشهدا (ع) و لشکر ۲۷ زبانزد خاص و عام بود.
هنوز نگاه حاج اسماعیل در کنار دوست و فرمانده شهیدش «شهید مرتضی زارع» فرمانده گردان حضرت قاسم (ع) در کنار شهدای دیگر همچون احمد ساربان‌نژاد، سلمان طرقی، احمد غلامی، علی موحددانش، رضایی، اصغرسلیمانی، علی شیری و حسن بهمنی و... که در نگاه حاج کاظم رستگار در آخرین جلسات توجیهی تیپ برای شروع عملیات‌ها گره می‌خورد را نمی‌شود از یاد برد.
حاج اسماعیل بار‌ها تا مرز شهادت پیش رفت، ولی پس از التیام مختصر جراحاتش به خط مقدم برمی‌گشت. سرانجام از ناحیه سرو گردن به شدت مجروح شد و پس از مدتی در کما به سر برد با عنایت اهل بیت عصمت و طهارت و شفای معجزه‌گونه خداوند متعال از کما خارج شد، اما افسوس که قدرت تکلم را از دست داد و گویی دیگر نتوانست راوی صحنه‌های حساس و دلاوری‌های مجاهدان در راه خدا باشد.
شور زایدالوصف رویارویی آنان با دشمن از یکطرف و آرزوی پروازشان با ملائکه خدا از طرف دیگر الحق تهور، جنگاوری و مردانگی را به رخ می‌کشید و دل را به وجد می‌آورد. گویی این حالات تبلوری از صحنه‌های شب و روز عاشورای حسینی (ع) بود. رقص میدان این شهدا و شوق وصال آنان آنچنان بود که مرگ از آن‌ها فراری می‌شد. گویی این شعر وصف حال آنان است «مرگ اگر مرد است گو نزد من‌ای تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ»
هنوز صدای حاج کاظم رستگار پشت بی‌سیم در منطقه عملیاتی والفجر یک که با غریوی متهورانه با شهدا و بازماندگان آن روز‌ها برای حفظ دستاورد‌های آن عملیات فریاد می‌کشید از یاد نمی‌رود، رودخانه دوریج و بلندی‌های ۱۱۲، جزائر مجنون، جای جای منطقه فکه و جبهه‌های غرب و... هنوز بردلاوری‌های مردان مرد تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع) و لشکر حضرت رسول (ص) گواهی می‌دهد. هنوز گفت‌وگوی سخت و نگرانی شهیدحاج کاظم رستگار و شهیدحاج ابراهیم همت بر سر شهدای بازمانده کانال منطقه عملیاتی والفجر یک که فریاد می‌زدند و نگران شهدا بودند، در گوش جاماندگان آن عملیات طنین‌انداز است.
با یادآوری آن لحظات چشمانم بارانی می‌شود و آه حسرت از اینکه چرا جامانده‌ایم گلویم را می‌فشارد و به یاد آن روز‌ها دلتنگم می‌کند. شهید معروفی قهرمانی بود، جامانده از خیل آن شهدا که حیف بود با شهادت زندگی‌اش ختم بخیر نشود. او مصداق و منهم من ینتظر بود. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار