کد خبر: 1080486
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
روایت همرزم شهیدان توسلی و بخشی:‌
ابوحامد برای فاطمیون آرزو‌ها داشت متن زیر خاطراتی از شهیدان توسلی و بخشی به روایت یکی از همرزمان‌شان معروف به «نجیب» است که می‌خوانید.
مبینا شانلو

متن زیر خاطراتی از شهیدان توسلی و بخشی به روایت یکی از همرزمان‌شان معروف به «نجیب» است که می‌خوانید.

دفتردار «نجیب»
من «نجیب» هستم و افتخار این را دارم که به مدت پنج سال در لشکر فاطمیون خدمت کردم. خودم را فاطمی می‌دانم و امیدوارم تا آخر عمر فاطمی بمانم. در این سال‌ها مدتی در پشتیبانی، مدتی فرمانده گردان و مسئول و جانشین تیپ بودم؛ سپس تا لحظه شهادت «ابوحامد» دفتردار ایشان بودم.
ابوحامد و آرزو‌های فاطمی
ما اولین گروه فاطمیون متشکل از ۷۰نفر بودیم که از تهران به فرودگاه دمشق و از آنجا مستقیماً به حلب اعزام شدیم. آن زمان حلب در محاصره کامل بود و ما ۷۰ تا ۸۰ روز آنجا بودیم. من اولین بار ابوحامد را در آنجا ملاقات کردم. یک شب اعلام کردند شخصی آمده و می‌خواهد من را ببیند. آن مقطع فرمانده دسته ۱۰ نفره از بچه‌های فاطمیون بودم که همراه بچه‌ها برای تثبیت خط در ساختمانی مستقر شده بودیم. خوب یادم است، برف باریده بود. ما رفتیم و دیدیم یکی از همشهری‌های ما که کتفش تیر خورده و زخمی است، آمده تا از وضعیت خط مطمئن شود. او فرمانده تیپ فاطمیون ابوحامد بود. ایشان از آرزو‌ها و برنامه‌های خود برای تشکیلات فاطمیون صحبت کرد.
فاتح دل‌ها
شهید فاتح را اولین بار زمانی دیدم که می‌خواستیم برای مرخصی و زیارت از حلب به دمشق برویم، بعد از بازگشت به منطقه، فاتح به عنوان مسئول نیروی انسانی معرفی شده بود. او نه تنها بخش نیروی انسانی را به تنهایی پیش می‌برد، بلکه جانشین ابوحامد هم محسوب می‌شد. فاتح بسیار مدیر با درایت و کاربلدی بود. آن زمان هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد برای لشکر انجام می‌داد. دوره خاصی بود. فاتح مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده داشت. ایشان مسئول عملیات، مسئول هماهنگی و پرسنل نیروی انسانی بود. کار پشتیبانی و در موقع لزوم، کار اطلاعاتی و حفاظتی هم انجام می‌داد. فاتح فردی با انرژی و فاتح دل بچه‌های لشکر بود.
بلندی‌های تل قرین
در یک دوره تصمیم فرماندهان این بود که «تل قرین» فتح شود، اما به دلیل شرایط زمین منطقه و نیز مین‌گذاری‌های احتمالی، امکان تردد زرهی به بالای تل وجود نداشت و باید نیرو‌های پیاده با حمل تجهیزات سنگین تل را دور می‌زدند و به بالای آن می‌رسیدند. طبق دستور ابوحامد، باید با تعداد اندکی از نیرو‌های زبده حمله به تل‌قرین شروع می‌شد. ساعت ۱۲ شب، نیرو‌های فاطمیون در سه گروه شروع به حرکت کردند. از وسط به فرماندهی ابوحامد، از سمت چپ فاتح و از سمت راست نیز گروهی دیگر. ساعت یک نیمه شب نیرو‌ها از سه طرف روی تل رسیدند و به هم دست دادند و پشت بی‌سیم اعلام کردند که تل در تصرف ماست و از طرفی نیرو‌های حزب‌الله در تل فاطمه (در مجاورت تل قرین) منتظر بودند که از آنجا عملیات کنند.
ابوحامد می‌دانست که تکفیری‌ها خیلی زود هوشیار می‌شوند و تل را مورد حمله گسترده قرار می‌دهند. این موضوع را به نیرو‌های روی تل مدام یادآوری می‌کرد تا سریع موضع بگیرند. پیش‌بینی ابوحامد درست بود؛ ساعتی بعد آتش تکفیری‌ها شروع شد. آن‌ها همه توانشان را گذاشته بودند که تل را پس بگیرند. از طرفی اسراییل هم که مهم‌ترین موضع استراتژیکی خود را از دست داده بود، با همه نوع تسلیحات به حمایت تکفیری‌ها شتافت. در مقابل لشکر تا بن‌دندان مسلح تکفیری‌ها، دست فاطمیون واقعاً خالی بود. تکفیری‌ها از آتش موشک‌ها و سلاح‌های نقطه‌زن اسراییلی بهره‌مند بودند. تنها چیزی که باعث برتری نیرو‌های فاطمیون نسبت به تکفیری‌ها بود، صحبت‌ها و روحیه دادن‌های بی‌وقفه ابوحامد بود. پس از چند ساعت، نیرو‌های پیاده تکفیری در پناه آتش توپخانه‌شان به بالای تل رسیدند و جنگ تن به تن شروع شد با مقاومت جانانه رزمندگان اسلام، باز هم بر لشکر کفر پیروز شد و آن‌ها را مجبور کرد که نزدیک غروب عقب بنشینند. در همین ساعات، دو موشک از طرف تل عنتر شلیک و به بالای تل اصابت کرد. آنچه مخابره شد، خستگی نبرد را به تن رزمندگان گذاشت و شیرینی پیروزی را بر آن‌ها تلخ کرد. دو ستون فاطمیون در اثر شلیک موشک فرو ریخته بود و ابوحامد، فاتح و چند تن از رزمندگان به شهادت رسیدند. تثبیت تل‌قرین حدود یک هفته طول کشید. در این یک هفته اسراییل تا آنجا که توانست کوشید به کمک تکفیری‌ها بازو‌های از دست رفته خود در جنوب سوریه را پس بگیرد. هدفی که مقاومت جانانه فاطمیون آن را ناکام گذاشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار