کد خبر: 1074260
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
نگاهی به فعالیت‌های فرهنگی جانباز شهید سیدمجتبی علمدار
مداحی‌های سید مثل جبهه رفتنش فی‌سبیل‌الله بود دی ماه برای شهید مجتبی علمدار خاص‌ترین و مهم‌ترین ماه سال بود. شهید علمدار در ۱۱ دی ۱۳۴۵ متولد شد و در ۱۱ دی ۱۳۷۸ بر اثر عوارض جانبازی به شهادت رسید، در دی‌ماه جانباز شد، در همین ماه ازدواج کرد و فرزند دخترش نیز متولد دی‌ماه بود. بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی این شهید والامقام در دی‌ماه رقم خورد. نگاهی به زندگی و خصوصاً فعالیت‌های فرهنگی این شهید می‌اندازیم.
آرمان شریف

دی ماه برای شهید مجتبی علمدار خاص‌ترین و مهم‌ترین ماه سال بود. شهید علمدار در ۱۱ دی ۱۳۴۵ متولد شد و در ۱۱ دی ۱۳۷۸ بر اثر عوارض جانبازی به شهادت رسید، در دی‌ماه جانباز شد، در همین ماه ازدواج کرد و فرزند دخترش نیز متولد دی‌ماه بود. بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی این شهید والامقام در دی‌ماه رقم خورد. نگاهی به زندگی و خصوصاً فعالیت‌های فرهنگی این شهید می‌اندازیم.

همراهی بچه‌های یتیم
سیدمجتبی ۱۷ ساله بود که به عضویت بسیج درآمد و پس از چندی با مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم به کردستان، اهواز و هفت‌تپه منتقل شد. شهید علمدار با حضور در عملیات کربلای۱، کربلای۵، کربلای۸ و ۱۰، والفجر۸ و والفجر ۱۰ چندین بار مجروح شد. او در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیت‌های مختلف طحال، بخشی از روده خود را از دست داد و به دلیل میگرن عصبی و میکروبی که در گلویش وجود داشت، هر سال تقریباً از اوایل زمستان به شدت بیمار می‌شد.
اهالی مازندران سید را به کار‌های فرهنگی و مداحی‌اش می‌شناسند. کار‌های فرهنگی زیادی انجام می‌داد. گفته بود زمانی که استخدام سپاه شدم چهار سال حقوقم را به جبهه و جنگ هدیه کردم و رایگان کار کردم. اگر پول می‌خواست می‌رفت کار دیگری می‌کرد و پولش را درمی‌آورد.
شهید علمدار بچه‌های طلاق و یتیم را به صورت گروهی جمع می‌کرد و صبح‌ها به حسینیه ارشاد و مساجد دیگر می‌برد تا تعالیم قرآنی یاد بگیرند. قرآن تلاوت می‌کردند و گروه تواشیح و قرائت برای‌شان تشکیل داده بود. برای چند نفرشان کار پیدا کرد. خیلی پشت‌شان بود. به برخی از این بچه‌ها پول توجیبی می‌داد. دیگران به این کار سید اعتراض می‌کردند که چرا این کار را می‌کنی؟ ایشان هم در جواب می‌گفت شما آن‌قدر متوجه نیستید. وقتی پسربچه‌ای در خیابان هوس پفک کند و پولش را نداشته باشد باید چه‌کار کند؟ می‌گفت من این کار را می‌کنم تا فکر دزدی به سر بچه‌ای نزند، من این پول را می‌دهم و سرش را به کار‌های قرآنی و فرهنگی گرم می‌کنم تا کمتر سراغ کار‌های دیگر برود.
وقار در مداحی
شهید علمدار اعتقاد داشت کسی که در راه اهل بیت (ع) است که مشکلی ندارد، اما کسی که در این راه نیست، اگر بیاید به مجلس اهل بیت و گوشه بنشیند و شما به او بها ندهید، می‌رود و دیگر برنمی‌گردد، اما وقتی او را تحویل بگیرید، او را جذب این راه کرده‌اید... برنامه هیئت سید، اول با سه، چهار نفر شروع شد، اما بعد رسیده بود به ۳۰۰، ۴۰۰ جوان عاشق اهل بیت که همه این‌ها نتیجه تواضع، فروتنی و اخلاص سید بود.
سید وقتی مداحی می‌کرد، سنگینی و وقار خاصی داشت و در ازای مداحی، پول هم نمی‌گرفت؛ می‌گفت اگر در ازای مداحی کردنم پول بگیرم، چطور فردای قیامت می‌توانم بگویم برای شما خواندم؟ می‌گویند خواندی، پاداشش را گرفتی! من اصلاً ائمه را با پول مقایسه نمی‌کنم!
نماز‌های دسته‌جمعی در خیابان می‌گذاشت. در پارک مراسم می‌گرفت. اولش با نماز جماعت شروع می‌کرد و خودش مداحی می‌کرد و جایزه می‌داد. اعتقاد داشت الان کار فرهنگی در رأس امور است و نباید از این بچه‌ها غافل شد. خودش را وقف فعالیت‌های فرهنگی کرده بود.
سید میگرن عصبی و عوارض موج‌گرفتگی هم داشت. وقتی حالش بد می‌شد خودش را در قالی لوله می‌کرد. یک بالش را جلوی صورتش می‌گذاشت و چند قرص مسکن می‌خورد و جیغ می‌زد و از حال می‌رفت. گاهی شروع به داد زدن می‌کرد. همسرش می‌گفت آقا چرا داد می‌زنی؟ می‌گفت به خدا سرم خیلی درد می‌کند. اگر داد نزنم، نمی‌توانم آرام بگیرم؛ مجبورم.
سرانجام سیدمجتبی در اوایل دی‌ماه ۱۳۷۸ به دلیل جراحات شیمیایی در قسمت «ایزوله» بیمارستان بستری شد و در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۷۸ هنگام اذان مغرب بعد از یک هفته بیهوشی کامل چشم گشود و شهادتین را زمزمه کرد و بعد به شهادت رسید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار