پنجم دی ۱۳۵۷ یادآور دو واقعه مهم درتاریخ سیاسی کشور است. واقعه اول اعتصاب کارکنان صنعت نفت در جزیره خارک و واقعه دوم آغاز سومین روز تحصن اساتید دانشگاههای تهران در ساختمان مرکزی وزارت علوم و آموزش عالی در خیابان ویلا و به شهادت رسیدن کامران نجاتاللهی به دست عوامل رژیم پهلوی بود؛ وقایع مهمی که هر دو در تاریخ سیاسی آخرین روزهای عمر رژیم پهلوی تأثیر عمیقی گذاشت.
حادثه بزرگ
پنجم دی ماه سال ۱۳۵۷ صدها تن از اساتید دانشگاه تهران در محل دبیرخانه وزارت علوم تجمع کرده بودند. طبق قرار قبلی از هر سازمان یک دانشگاهی صحبت میکرد. سخنرانیها از ساعت یک بعد از ظهر آغاز شده بود. خشونت و درگیری بین مردم و نظامیها بالا گرفت که صدای انفجار و گلوله به گوش رسید. نظم جمعیت از هم پاشید و در همین هنگام زد و خورد بین مردم و نظامیان در همه جای دانشگاه به گوش رسید. یکی از اساتید دانشگاه در بالکن وزارت علوم ایستاده بود و برای متحصنان صحبت میکرد که ناگهان به ضرب گلولهای به شهادت رسید. خیلی زود مشخص شد نام استادی که به شهادت رسیده، کامران نجاتاللهی است. پس از این اتفاق نام دکتر نجاتاللهی به یک نام آشنا برای مردم تبدیل شد و آنها شهادت این استاد دانشگاه را سند دیگری از جنایتهای رژیم پهلوی میدانستند. دکتر نجاتاللهی تحصیلات عالیاش را نخست در دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در رشته راه و ساختمان از این دانشگاه مدرک لیسانس گرفت و سپس در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه پلیتکنیک به ادامه تحصیل پرداخت و به اخذ مدرک فوقلیسانس در رشته راه و ساختمان نائل آمد. با پایان تحصیلات، به عضویت علمی دانشگاه پلیتکنیک درآمد و پرشور و پرتوان به تعلیم و تدریس پرداخت. شهید نجاتاللهی چه در دوران تحصیل و چه در زمان تدریس، به مبارزه با ظلم و ستم رژیم شاهنشاهی پرداخت و هیچگاه وظایف سیاسی و اجتماعی روشنگرانهاش را فراموش نکرد.
تشییع باشکوه پیکر
بعد از تیر خوردن نجاتاللهی، ابتدا ایشان را به بیمارستان آبان که نزدیک ساختمان وزارت علوم بود، بردند. وی در همانجا به شهادت رسید. بعد از آن برای رد گم کردن، جنازه ایشان را شبانه به بیمارستان امام خمینی بردند. چون رژیم به شدت نگران جنازه ایشان بود، تمام اقدامات را برای جلوگیری از تشییع انجام داد. انتقال جنازه به بیمارستان امام خمینی که از مرکز شهر دور بود، یکی از این اقدامات بود. در بیمارستان هم برای اینکه جنازه شناخته نشود، جسد را به یکی از کلاسهای بیمارستان برده و زیر صندلی مخفی کرده بودند ولی افرادی آن را شناخته بودند.
فردای آن روز جمعیت بسیار عظیمی در اطراف بیمارستان امام خمینی تجمع کرد. رژیم مصمم بود اجازه تشییع جنازه را ندهد ولی مردم به تشییع جنازه و راهپیمایی مصمم بودند. در مراسم تشییع شهید نجاتاللهی در ششم دی ۱۳۵۷ مرحوم آیتالله سیدمحمود طالقانی پیشاپیش هزاران نفر از مردم انقلابی تهران بر پیکر ایشان نماز خواند و استاد نجاتاللهی که حالا نامش بر سر زبان میلیونها پیر و جوان و دانشجو و استاد افتاده بود در قطعه ۲۴ ردیف ۳ شماره ۱۳ بهشت زهرای تهران آرام گرفت.
در مراسم تشییع جنازه این استاد عزیز جمعیت انبوهی از انقلابیون تهرانی حد فاصل محل بیمارستان امام خمینی تا میدان انقلاب را پر کردند. گارد ارتش که در سراسر خیابان انقلاب مستقر بود با نزدیک شدن جمعیت عزادار به میدان انقلاب شروع به شلیک گلوله به سمت راهپیمایان و تشییعکنندگان کردند و باعث شهادت تعدادی از جمعیت حاضر شدند.
پس از شهادت استاد نجاتاللهی مادر ایشان با ارسال پیامی از اقشار حاضر در تشییع جنازه و مراسم ترحیم پسرش که با به خاک و خون کشیدن چندین جوان دیگر همراه شد، از آحاد ملت ایران از جمله سندیکای نویسندگان و خبرنگاران، استادان و دانشجویان دانشگاه و روحانیان شرکتکننده در این مراسمها و ابراز همدردی با خانواده استاد قدردانی کرد.