در میان شهیدان مدافع حرم شهید حمیدرضا اسداللهی به واسطه روحیه جهادی و فعالیتهای فرهنگی، علمی و انقلابیاش به چهرهای شاخص تبدیل شده است. او قبل از شهادت در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران تحصیل میکرد و ارتباط نزدیکی با مبارزان کشورهای دیگر داشت در میان شهیدان مدافع حرم شهید حمیدرضا اسداللهی به واسطه روحیه جهادی و فعالیتهای فرهنگی، علمی و انقلابیاش به چهرهای شاخص تبدیل شده است. او قبل از شهادت در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران تحصیل میکرد و ارتباط نزدیکی با مبارزان کشورهای دیگر داشت. شهید حمیدرضا اسداللهی در ۲۹ آذر ۱۳۹۴، ۲۵ روز بعد از حضور در جبهه مقاومت به شهادت رسید. در ادامه نگاهی به نکاتی از منش و سبک زندگی این شهید مدافع حرم داریم.
عشق و علاقه به قرآن
شهید اسداللهی بسیار اهل علم و دانش بود و دوستان و خانواده شهید به خوبی این ویژگی را در او میدیدند. همچنین محیط خانوادگیشان نیز قرآنی و اسلامی بود و به تبع آن حمیدرضا نیز به سمت دین و مذهب سوق پیدا کرد. از همان زمان کودکی هر زمان که پدر شهید به هیئت میرفت، حمیدرضا هم پدر را همراهی میکرد. در مقطع دبستان با وجود اینکه سن زیادی نداشت علاقه زیادی به مکبری و اذان گفتن در مسجد پیدا کرد. صوت خوبی هم داشت و به زیبایی تکبیر و اذان میگفت. در دوره راهنمایی استادان قرآن خوبی مثل مجتبی کریمی و سیدمحمد طباطبایی داشت. کلاس حفظ قرآن هم میرفت. حین اینکه حفظ کار میکرد قرائتش هم خیلی خوب بود. در مسابقات و مجالس برای قرائت قرآن میرفت و عشق و علاقه زیادی به خواندن قرآن داشت.
عموی شهید
کودکیهای حمیدرضا با یاد و خاطره عموی شهیدش سپری شد. او هنگام شهادت عمویش دو سال بیشتر نداشت، اما وجود حمیدرضا از خصوصیات و ویژگیهای عموی شهیدش بینصیب نماند. شهید جواد اسداللهی در بهمن سال ۱۳۶۵ در جریان عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. حمیدرضا متولد سال ۱۳۶۳ بود و آن زمان دو سال بیشتر نداشت، تازه دهان باز کرده بود و قبل از شهادت عمویش، از او میخواست برایش اسلحه سوغات بیاورد. عموجواد که به شهادت رسید، پیکرش سال ۱۳۷۳ به وطن بازگشت. روز تشییع پیکر عمو، حمیدرضا ۱۰ ساله بود و از همه ما بیشتر گریه میکرد. حمیدرضا با یاد و خاطره عموی شهیدش بزرگ شد. او در خانوادهای رشد کرد که هشت شهید دارد و برکت حضور همین شهدا تأثیر زیادی بر حمیدرضا گذاشت.
کمک به دیگران
از وقتی که خودش را شناخت، سعی میکرد به دیگران کمک کند. در جریان زلزله بم داوطلبانه راهی آنجا شد و، چون امدادگری بلد بود، مدتی به مداوای مجروحان زلزله پرداخت. وقتی به خانه برگشت، لباسی که از هلال احمر به او داده بودند را همراهش نیاورده بود تا مبادا دینی به گردن داشته باشد. بعدها هم که گروههای جهادی راه انداخت و به مناطق محروم میرفت. یک بار به پدرش چنین گفت: «ما در شهر از همه نعمتها برخورداریم، اما پیرمردها و پیرزنهای روستایی را میشناسم که سالهاست کار میکنند و حسرت یک سفر مشهد به دلشان مانده است.» بنابراین افراد بیبضاعت را در مناطق محروم شناسایی کرد و با همیاری افراد خیّر، آنها را به سفرهای زیارتی فرستاد. دوستان شهید میگویند تا زمان شهادتش قریب به ۵ هزار مستمند را به سفر زیارتی فرستاده بود.
علاقه و ارادت به شهید باکری
شهید اسداللهی عشق و علاقه زیادی به شهدای دفاع مقدس داشت و همواره با یاد شهدا زندگی میکرد. نخستین روزهایی که تیم فرهنگی بسیج مسجد موسی بن جعفر (ع) شروع به کار کرد حمیدرضا مسئول ستاد یادواره شهدای مسجد شد. همان اوایل هرکدام از بچهها قرار گذاشتند اسم یکی از شهدا را برای خودشان انتخاب کنند و با اسم آن شهید همدیگر را صدا کنند. بر همین اساس یکی از بچهها حاجهمت را انتخاب کرد و با نام شهید همت صدایش میکردند، یکی شد شهید عباس کریمی، یکی دیگر از بچهها شد شهید مهدی زینالدین. شهید حمیدرضا اسداللهی هم شهید مهدی باکری را انتخاب کرد تا با نام این شهید بزرگ مورد خطاب قرار گیرد.