«زریوار» دریاچهای زیبا در گوشهای از کردستان که رودخانه بالادستی ندارد و منبع تأمین آب آن بارندگیها و تعدادی چشمههای خودجوش کف تالاب زریوار است. دریاچهای که چند دهه است دچار مشکلات عدیدهای شده و مسئولان و مدیران استانی هم هر چند وقت یکبار گزارشی از حال نامساعد این دریاچه میدهند «زریوار» دریاچهای زیبا در گوشهای از کردستان که رودخانه بالادستی ندارد و منبع تأمین آب آن بارندگیها و تعدادی چشمههای خودجوش کف تالاب زریوار است. دریاچهای که چند دهه است دچار مشکلات عدیدهای شده و مسئولان و مدیران استانی هم هر چند وقت یکبار گزارشی از حال نامساعد این دریاچه میدهند. با اینکه حدود ۱۵ چشمه در کف زریوار وجود دارد که میتوانند آب آن را تأمین کنند، اما در آخرین مطالعات مشخص شده درصد زیادی از این چشمهها به دلیل پوشیده شدن توسط لجنها مسدود و قابل شناسایی نیستند و در کنار این معضل، ورود فاضلابها و انجام طرحهای کارشناسی نشده، موجب شده تا امروز نفسهای زریوار به شماره بیفتد و شاید نتوان فردایی برای آن متصور شد.
دریاچه زریوار دریاچه کوچکی در شمال غرب شهرستان مریوان در استان کردستان است که تنها پهنه آبی طبیعی و مهمترین اکوسیستم آبی این استان به شمار میآید. در حاشیه زریوار ۱۱ روستا و شهر تاریخی مریوان قرار دارد و در کمال تأسف باید گفت که هنوز هم فضولات حیوانی و انسانی بخشی از این روستاها و منطقه سردوشی مریوان به زریوار میریزد و روزگارش را سیاه کرده است.
از آغاز دهه هفتاد مسئولان به فکر ساماندهی و نجات دادن دریاچه «زریوار» افتادند و در دهه هشتاد نیز هر چند سال یکبار استانداری که به این استان رفت، سری به «زریوار» زد و از نجات آن سخن گفت.
اما در عمل هیچ مسئولی کاری نکرد و در هربار زریوار صدای نالههایش بالا رفت، کسی به روی خودش هم نیاورد.
از اسماعیل نجار که «زریوار» را محور گردشگری کردستان میدانست تا علیرضا شهبازی که با قاطعیت از جلوگیری از ورود فاضلاب به دریاچه خبر میداد و پس از آنکه دریاچه بازهم به ورطه نابودی نزدیک شد، عبدالحمید زاهدی کارگروه نجات بخشی را با هزار طرح و برنامه تشکیل داد که تنها نتیجه آن برگزاری چندین جلسه بود و بهمن مرادنیا که از فرزندان آن خطه بود و افسوس و صد افسوس که او هم کاری نکرد تا دولت سیزدهم و استاندار جدید از راه رسید.
فاجعه، بحران، مرگ
از اوایل دهه ۹۰ بحث بروز مشکلات و آلوده شدن دریاچه زریوار بیش از هر زمان دیگری مطرح شد و هربار که گزارشی در مورد این دریاچه منتشر میشد، بیانگر افزایش و بالارفتن میزان و دربرگیرندگی آلایندهها بود. هنوز به نیمههای این دهه نرسیده بودیم که اینبار از «مرگ» و «از بین رفتن» و «فاجعه» در کنار اسم زریوار استفاده میشد. معلوم بود، سالهاست زریوار به بیماری مهلک سرطان رسوبگذاری و آلایندگیهای زیستمحیطی فاضلاب انسانی و حیوانی مبتلا است. سرطان آنقدر پیشرفت کرده که به گفته کارشناسان اگر شیمی درمانی مسئولان و دستگاههای ذیربط از همین امروز هم برای کمک به زریوان آغاز شود، تنها زمان مرگ این دریاچه به عقب میافتد و به مرحلهای رسیده ایم که نجات آن غیر ممکن است.
زریوار و اجرای طرحهای بدون مطالعه
در کنار تمام عوامل و معضلاتی مثل ورود فاضلاب و پساب انسانی و حیوانی روستاهای اقماری، خانه باغها، هتلها، مهمانسراهای دستگاههای دولتی و ساکنان محله سردوشی مریوان به درون تالاب و همچنین تسطیح اراضی و پرکردن کرانههای کم عمق زریوار برای کشت محصولات کشاورزی که موجب نابودی این ثروت ملی شده است، درد دیگری وجود دارد که نفس زریوار را به شماره انداخته است. طرح احداث دایک خاکی و بند انحرافی قزلچه سو که به گفته مسئولان برای نجات این دریاچه انجام شده.
در دهه ۷۰ مسئولان وقت وزارت نیرو گردهم آمدند و طرحی را به مرحله اجرا گذاشتند که به زعم خودشان میخواستند به مردم منطقه کمک کنند. در آن زمان و با هدف تأمین و پمپاژ آب به کشتزارها و زمینهای زارعی در ضلعجنوبی دریاچه، یک سد خاکی احداث شد.
سدی که میتوانستند به کمک آن هم آب را به کشاورزان بفروشند و هم حجم ذخیرهسازی دریاچه زریوار را از ۲۵ میلیون مترمکعب به ۴۵ میلیون متر مکعب افزایش دهند.
اما این کار مسئولان هم مثل دهها طرح و پروژه دیگر که همه چیز دارد بهجر آینده نگری، فقط چند سال مطابق برنامه پیش رفت و بعد از آن، مخزن سد خشک و به محل اتراق گوسفندهای روستاییان تبدیل شد.
بعد از آن، سرعت رسوبگذاری در پشت دیواره این سد روند نابودی زریوار را سرعت بخشید و حیات اکوسیستم این تالاب شیرین جهان را به خطر انداخت. احداث دایک خاکی که بدون مطالعات زیستمحیطی در سال ۷۶ به بهرهبرداری رسید، طناب داری بود برگردن آبی زریوار که روز بهروز گرههای این طناب محکم و محکمتر شد.
با اینکه کارشناسان محیطزیست مجوز بلامانع بودن احداث این سدخاکی را مبنی بر خروج سالیانه دبی آب از دایک امضا کردهاند، اما الان نزدیک به ۱۵ سال است که حتی یک قطره آب از این سد خارج یا سرریز نشده است. حالا حداقل میتوانند این طرح را مورد بازبینی و مطالعه مجدد قرار داده و از ادامه خسارات ناشی از آن بکاهند.
فاضلاب جایگزین فاضلاب در حلقوم زریوار
با گذشت زمان، حال زریوار بدتر و بدتر شده، اما چیزی برای مسئولان و متولیان امر تغییر نکرده و آنها همچنان به ارائه گزارش و آمار و مشکلات این دریاچه میپردازند. معاون فنی محیطزیست استان کردستان در رابطه با آخرین وضعیت زریوار گفته: «طی سنوات گذشته کلکتور اصلی انتقال فاضلاب روستاهای اطراف به تصفیه خانه زریوار صورت گرفت و با پیگیری محیطزیست، فاظلاب ضلع غربی زریوار که با هفت روستا بیشترین میزان ورودی را داشت مسدود شد.» شهاب محمدی ادامه داد: «در حال حاضر فاضلاب روستاهای ضلع شرقی زریوار شامل سه روستا که تأثیر خاصی بر زریوار ندارد، به صورت غیر مستقیم در فصل بارندگیها که آب زریوار بیشتر است وارد تالاب میشود.
وی مشکل اصلی زریوار را ورود فاضلاب محله سردوشیهای مریوان، از ضلع جنوبی شهر، به میزان ۳۵ لیتر بر ثانیه اعلام کرد و گفت: «با پیگیریهایی که از سوی ستاد نجات بخشی و کمیته استانی زریوار صورت گرفت، شرکت آب و فاضلاب شهری مکلف به مرتفع کردن ورودی فاضلاب شهری به زریوار شد و پس از اجرای این امر، در آن زمان اعلام شد که هیچ نوع فاضلاب مستقیم و تأثیرگذاری به زریوار وارد نمیشود.» به گفته این مسئول، از سال ۹۸ به بعد با توجه به ساخت و سازهای غیرمجازی که در منطقه شکل گرفت، حدود۶۰ واحد فاضلابهای جدید مجدداً به زریوار وارد شده و اکنون فاضلابهای زریوار مربوط به ساخت و سازهای غیر مجاز ضلع جنوبی تالاب است.
از حرفهای این مسئول هم مشخص است اگر دردی از زریوار درمان شده، به جایش مشکلات و معضلات دیگری جایگزین آن شده است.