گزارشها نشان میدهد عواملی مانند خشکی تالابها، شکار و دامهایی که توسط انسانها ایجاد میشود و البته مسمومیتهایی که بعضاً منشأ آن مشخص نمیشود، باعث از بین رفتن پرندگان مهاجر میشود.
اما امسال به خاطر بارشهای بسیار کم و ادامه خشکسالیها، تالابها حال و روز خوشی ندارند و معلوم نیست وقتی پرندگان مهمان از راه برسند، آیا با دیدن این وضع و اوضاع قصدی برای ماندن دارند یا با دادن تلفات زیاد، معدودی از آنها فرصت بازگشت پیدا میکنند.
۲ روز مراقبت و ۳۶۳ روز قتل عام
اگر روز و روزگاری پرندگان زندگیشان را میکردند و بدون توجه به مرزهای سیاسی انسانها، از سرزمینی به سرزمین دیگر رفته و با این مهاجرت از سرما و گرما، شرایط متعادلی برای بقا برای خود میساختند، اما حالا و به خاطر عوامل زیست محیطی و صد البته مشکلاتی که انسانها برای آنها به وجود آوردهاند، آرامش و آسایششان را از دست داده و حتی برای ادامه زندگی هم امیدی ندارند.
البته انسانها خیلی سعی کردهاند، ظلم و نامهربانیهایشان در حق پرندگان را جبران کنند. به همین خاطر با نامگذاری ۲ روز از سال یعنی ۱۸ اردیبهشت و ۱۷ مهر به نام «روز پرندگان مهاجر» خیال خودشان را راحت کرده و در ۳۶۳ روز باقیمانده زندگی را در کام این موجودات بیزبان تلخ میکنند. اگر به تاریخ تالابها، دریاچهها و سواحل برخی استانهای کشور مراجعه کنیم مشخص میشود، صدها سال است پذیرای پرندگانی هستند که با شروع فصل پاییز در این مناطق و کاهش دما و حاکم شدن سرما در عرضهای جغرافیایی بالا به عرضهای جنوبیتر مهاجرت کرده و به ایران رسیدهاند. اما اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم میبینیم طی سالهای اخیر میزبان خوبی برای این مهمانان زمستانی نبودهایم. آنها در اینسالها با خطراتی از صید و شکار غیرمجاز و بیرویه در استانهای شمالی و جنوبی گرفته تا نادیده گرفتن حقآبه تالابهایی که محل زمستانگذارانی و حتی جوجهآوریشان است، مواجه بودهاند.
همه جا برای آنها ناامن است
داستان پرندگان مهاجر در ایران به یک تراژدی تبدیل شده است. با اینکه در مازندران اعلام شده روشهایی مثل نصب دام هوایی، گذر و کرس برای صید پرندگان ممنوع است، اما در کنار دامگاهها و شالیزارهای شهرستان فریدونکنار دامهای هوایی در سطح بسیار وسیعی دیده میشود و گوشت پرندگان مهاجر بهصورت علنی در بازار فصلی به فروش میرسد.
البته این وضعیت به فریدونکنار محدود نمیشود و در تمام مناطق مازندران که یکی از میزبانان پرندگان مهاجر به شمار میآید، به چشم میخورد و دام و تورهای هوایی در هر شهر و روستایی گسترده شده است.
براساس آمارها ۹۰ درصد صید و شکار پرندگان مهاجر در مازندران بهصورت غیرقانونی انجام میشود و هیچ سازمان و نهاد و مرجعی نیز خود را مؤظف به برخورد با متخلفان نمیداند. هر سال چند میلیون پرنده مهاجر به استانهای ایران میآیند و فقط در مازندران بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون از آنها اسیر دام صیادان و شکارچیان شده و بهصورت علنی و با قیمتهای بالا در بازارها به فروش میرسند. این کشتار فجیع فقط به استانهای شمالی ختم نمیشود. بلکه در جنوب و بهخصوص در خوزستان نیز بسیاری از پرندگان مهاجری که از مناطق سردسیر برای زمستانگذرانی به تالابها و رودخانههای این استان مهاجرت کردهاند، سرنوشت تلخ و سفر بیبازگشتی دارند.
قتل عام پرندگان مهاجر و کسب درآمد از این جنایات به شهروندان ساده و مردمی که برای امرار معاش اقدام به صید آنها میکنند ختم نمیشود. کافیست به حرفهای معصومه ابتکار در سال ۹۴ که رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بود، مراجعه کنیم که گفته بود: «ردپای برخی مسئولان استانی در شکار غیرقانونی پرندگان مهاجر دیده میشود...»
هر چند ایشان هم در زمان ریاستش مثل اکثر مسئولان هیچ کاری نکرد و ترجیح داد فقط حرف بزند و هشدار بدهد و از مسئولان بعدی بخواهد وارد عمل شوند، اما با توجه به عزم دولت سیزدهم برای بهبود شرایط در همه عرصهها باید گفت، لازم است رئیس جدید سازمان حفاظت محیطزیست و سایر افرادی که روی کار میآیند قوانین موجود در زمینه صید و شکار، حفاظت از تالابها و زیستگاهها و... و سایر دستورالعملها و قوانینی که در حیطه فعالیت این سازمان است را درست اجرا کنند و در اجرای این قوانین تفاوتی میان افراد و استانهای مختلف قائل نباشند. چراکه همه در برابر قانون یکسانند و میتوان با اجرای قوانین موجود بسیاری از مشکلات محیطزیست از جمله وضعیت تالابها و پرندگان مهاجر را سامان بخشید.