پنجم مهر ۱۳۶۰ حصر یکساله آبادان در عملیات ثامن الائمه (ع) شکست. این عملیات را باید بزرگترین پیروزی ایران تا آن زمان از جنگ تحمیلی دانست، چراکه تا یکسال اول جنگ، ایران پیروزی مهمی در جبههها به دست نیاورده بود، اما چه چیزی در جبههها تغییر کرد که باعث چنین فتحی شد. یک پیروزی مهم در زمان خاصی از جنگ که نوید پیروزیهای بعدی را میداد. سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: پنجم مهر ۱۳۶۰ حصر یکساله آبادان در عملیات ثامن الائمه (ع) شکست. این عملیات را باید بزرگترین پیروزی ایران تا آن زمان از جنگ تحمیلی دانست، چراکه تا یکسال اول جنگ، ایران پیروزی مهمی در جبههها به دست نیاورده بود، اما چه چیزی در جبههها تغییر کرد که باعث چنین فتحی شد. یک پیروزی مهم در زمان خاصی از جنگ که نوید پیروزیهای بعدی را میداد.
دقیقاً یک سال و پنج روز از شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگذشت که خبر شکست حصر آبادان از جبههها شنیده شد. طی یکسال گذشته جنگ تحمیلی دوره غافلگیری و رکود را تجربه کرده بود. پس از حمله بعثیها به ایران، تا چند روز وضعیت غافلگیری در جبههها و فضای داخلی کشور حاکم بود. عراق پس از اشغال یا محاصره شدید شهرهایی، چون بستان، سوسنگرد، هویزه، قصر شیرین، سومار، نفت شهر و... ظرف یک هفته اول جنگ خود را به حومه اهواز رساند. تا دو ماه بعدی این غافلگیری هرچند تا حد زیادی فروکش کرده بود، اما در سطوح مختلف همچنان ادامه داشت و این دو ماه را باید دوران تلخ نابسامانی جبههها و دست برتر دشمن قلمداد کرد.
پس از دو ماه اول جنگ، دوران رکود جبههها آغاز شد. در این زمان بنیصدر به عنوان فرمانده کل قوا، دو عملیات بزرگ انجام داد که هر دو با شکست رو به رو شدند. عملیات نصر ۱۵ دی ۵۹ در غرب رودخانه کارون و منطقه عمومی هویزه با هدف آزادسازی خرمشهر و عملیات توکل ۲۰ دی ۵۹ در محور آبادان با هدف شکستن حصر آبادان که هیچ کدام موفقیت آمیز نبودند.
بین بیستم دی ۱۳۵۹ تا مهر ۱۳۶۰ که حصر آبادان شکست، یک تغییر عمده در سطح سیاسی و نظامی رخ داد که به صورت مستقیم روی وضعیت جبههها اثرگذار شد. پس از عملیات توکل وقتی بنیصدر احساس کرد نمیتواند توفیق چندانی در جبههها به دست آورد، به تهران برگشت و روی فعالیتهای سیاسی متمرکز شد. بازتاب این رویکرد در وقایع ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ دانشگاه تهران رخ نشان داد و از آن به بعد بنیصدر در سراشیبی سقوط فرو رفت و نهایتاً در خرداد ۱۳۶۰ از کشور فرار کرد.
اما رفتن بنی صدر چه تأثیری در جبهههای جنگ داشت؟ در این زمان که تغییر چندانی در قدرت نظامی دو طرف ایجاد نشده بود. پس از چند ماه رکود در جبههها به نظر میرسید ایران باید با مذاکره متجاوزان را راضی به تخلیه لااقل بخشی از مناطق متصرفی کند. هیئتهای میانجیگر اسلامی هم که مرتباً بین تهران و بغداد در رفت و آمد بودند، اما آنچه جبههها را تکان داد، شکستن سد عدم توجه به کارآمدی پاسداران جوان و همین طور استفاده بهتر از نیروهای مردمی بود.
با رفتن بنیصدر، فرماندهی جبههها به ارتشی واگذار شد که سکان فرماندهی آن را افسران متعهدی، چون شهید فلاحی اداره میکردند. در این زمان سپاه مجال یافت تا به امکانات بیشتری دسترسی داشته باشد و سازمان رزم خود را گسترش دهد. در همین زمان بود که همکاری بین ارتش و سپاه گسترش و عمق بیشتری یافت. در واقع شاه بیت تغییرات عمده در دفاع مقدس نه ورود تسلیحات بیشتر که تغییر نوع نگاه به نیروهای حاضر در جبههها بود. حالا دیگر مثل دوران بنیصدر تأکید مفرطی بر عملیات کلاسیک نمیشد. کسی پاسخ شور و اشتیاق پاسدارهای جوان را با دادن القابی، چون «جوانان کم تجربه و کار نابلد» نمیداد و همه چیز مهیا شده بود تا همان اتفاقی که انقلاب را به پیروزی رسانده بود حالا در میدان جنگ ابتکار عمل را به دست بگیرد؛ «ورود مردم به عرصه دفاع مقدس».
با تغییر فرماندهی جنگ و اتحاد ارتش و سپاه (که دروازه و بسترساز استفاده از نیروهای مردمی در جنگ بود) تحول بسیاری در جبههها ایجاد شد و نهایتاً در پنجم مهر ۱۳۶۰، در عملیات ثامن الائمه (ع) که یگانهایی از ارتش و سپاه در آن حضور یافته بودند، محاصره آبادان پس از یکسال شکست و زمینه اخراج دشمن در عملیات آتی فراهم شد.