«دغدغه مرحوم دری وحدت قومی و استقلال کشور ما در مقابل استعمارگران و نفوذ بود و همین باعث شد مافیای سینمای دهه ۶۰ او را طرد و تحریم کند، زیرا با ذائقه آنها جور نبود و او را خودی نمیدانستند.»
نوید دری، فرزند مرحوم سیدضیاءالدین دری، کارگردان فقید ایرانی با بیان این مطلب همزمان با روز ملی سینما درباره نگاه سینمایی پدرش به تسنیم گفت: نگاه پدرم مرحوم سیدضیاءالدین دری فارغ از همه احزاب و جناحها و همینطور قومیتها در کشور ما ایران بود. آنچه برای ایشان از هر چیزی بیشتر اهمیت داشت، ملیگرایی و همبستگی میان اقوام کشور بود. ایشان دوست داشت در آثار سینمایی و تلویزیونی خود به این موضوع اشاره کند که ما با مشترکات مهمی مانند دین و وطن دور یکدیگر، موقعیت جغرافیایی و سرزمینی به نام ایران را تشکیل دادهایم. آنچه این سرزمین را شکل داده است، ملیت و ایرانی بودن ماست و باید این برابری و برادری موجود در کشور را حفظ کنیم. ایشان دوست داشتند این مفهوم را در آثار خودشان نشان دهند و بگویند که دشمنان این کشور از قبیل استعمارگران، هرچقدر در تمام قرون گذشته تلاش کردند این همبستگی را از بین ببرند، نتوانستند کاری انجام دهند. وی ادامه داد: علت اینکه ایشان را تحریم کردند برمی گشت به مافیای سینمای دهه ۶۰ و مدیریت آقای انوار. به ایشان گفتند که شما ضعیف مینویسی! با این حساب باید گفت که «کیف انگلیسی» یکی از آثار ضعیف ایشان بوده که جزو آثار ماندگار تلویزیون شده است!
آقای بهشتی و انوار حکم مرد خوب و مرد بد را داشتند، اما هر دویشان دو روی یک سکه بودند. در سال ۱۳۶۶ فیلمنامه «کلاه پهلوی» را آقای زم، مدیریت وقت حوزه هنری از ایشان خرید و گفت که شما صلاحیت ساخت این فیلم را ندارید. همان موقع در حوزه هنری مخملباف و جریان او فیلم میساخت و اجازه نمیداد که پدر من در آنجا فیلم بسازد و برای خودش رقیب درست کند. دری افزود: پدر من در سال ۱۳۵۹ در ایران و جزو انقلابیون نبوده، اما فکر انقلابی داشت و از خیلی از آقایان به استناد آثارش انقلابیتر بوده است. همین افراد به پدرم به عنوان چهره ضدانقلاب و نامتدین نگاه میکردند، درحالی که خانواده به شدت معتقد و متدینی داشته است.
حوزه فیلمنامه کیف انگلیسی را خرید که نسازد و کسی هم نمیساخت، چون سر کسی درد نمیکرد، تمام این مشکلات برای این بود که ایشان حرفی میزد که آقایان دوست نداشتند و آن هم نشان دادن دستهای بیگانگان برای اداره کشور و استعمارگران بود.