مقال پی آمده، بخشی از تاریخچه حزب برادران شیراز به رهبری آیتاللهالعظمی سیدنورالدین هاشمی حسینی شیرازی را بازخوانده است. در این نوشتار، نقش آن روحانی پرآوازه در انسجام هیئات مذهبی این شهر و حضور مستقیم آنان در میدان سیاست مورد تحلیل قرار گرفته است. سرویس تاریخ جوان آنلاین: مقال پی آمده، بخشی از تاریخچه حزب برادران شیراز به رهبری آیتاللهالعظمی سیدنورالدین هاشمی حسینی شیرازی را بازخوانده است. در این نوشتار، نقش آن روحانی پرآوازه در انسجام هیئات مذهبی این شهر و حضور مستقیم آنان در میدان سیاست مورد تحلیل قرار گرفته است.
نظری بر هیئات مذهبی شیراز در آغاز قرن اخیر
هیئتهای مذهبی حزب برادران شیراز دارای تاریخچهای شگفتانگیز و پرماجراست که اگر ریشههای مولد و گروههای اصلی به وجود آورنده آن را در ارتباط مستقیم با والد معظم حضرت آیتاللهالعظمی سیدنورالدین هاشمی حسینی شیرازی (قدس سره الشریف) از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۱ در نظر بگیریم، حدود ۹۰ سال از شکلگیری آن میگذرد. چنانچه در سال ۱۳۱۴، یعنی سال آغاز ممنوعیت عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) در دوران سیاه رضاخانی که در آن زمان آیتالله شیرازی اقامه عزای حسینی را در هر شرایطی و به هر شکلی، بر مقلدین جسور و کارآمد خود واجب دانسته بودند را آغاز تأسیس حزب برادران بدانیم - که تاریخ پذیرفته شده نیز اینچنین است - هم اکنون حدود ۹ دهه از بنیانگذاری آن میگذرد. با این همه نقطه ظهور و علنی شدن مجموعه هیئات مذهبی حزب برادران در سال ۱۳۲۵ و اندکی پس از آشکار شدن فعالیتهای این حزب بوده است و از آن دوره تا زمان حاضر، این مجموعه قوی و تأثیرگذار، حیات مذهبی را در شیراز و حومه آن و بلکه تا شهرستانهای همجوار، رونق و سامان بخشیده است.
تاریخچه هیئت فدائیان اباالفضل، نخستین هیئت حزب برادران در آیینه اسناد
چنانچه در سالنامه حزب برادران منتشر شده است در آغاز سال ۱۳۲۹ هجری شمسی، صفحه ۸۴ تحت عنوان: «شعبه یک حزب برادران، هیئت فدائیان اباالفضل (ع)» آمده است: این شعبه که به نام هیئت فدائیان اباالفضل (ع) نامیده میشود، از کهنسالترین جلسات دینی این شهرستان است که در دوره دیکتاتوری به همت آقای حاج میرزا علی آقا جباری فرزند آیتالله فقید مرحوم حاج شیخ عبدالجبار جباری، تشکیل و بعداً با زحمات خستگیناپذیر آقای سیدمحمد رضازاده رونق گرفت و پس از تأسیس حزب مقدس برادران، شعبه رسمی این حزب شد. این جلسه طبق برنامه زیر مشغول ارشاد عوام و ترویج احکام است:
۱- قرائت و تفسیر قرآن
۲- تذکر و سخنرانی دینی
۳- گفتن مسائل و احکام
۴- سوگواری
تا به حال در این جلسه، هزاران نفر مسئلهدان، قرآنخوان و نمازخوان شدهاند. چه بسا جوانان لاابالی دیروز که از زحمات افراد دینی جلسه، جزو صفوف متدینین امروز درآمدهاند. افراد این جلسه، شعائر مذهبی را به منتهای درجه اهمیت داده و خدماتی را که در قسمت تولی و تبری انجام دادهاند، گواه مدعای ماست. غیر از جلسه کلانسالان، از طرف آقای رضازاده و به ابتکار ایشان، جلسه خردسالان نیز تشکیل شده و نوباوگان ما را به بهترین وجهی، اصول و فروع دین آموخته و قرآن و نماز خواندن و مسائل را یاد میدهند و از وقت جلسه، ساعت مخصوصی را برای تمرین سخنرانی قرار دادهاند و تا به حال، قدمهای برجستهای برداشته و اکنون بیشتر از خردسالان میتوانند در اجتماعات بزرگ سخنرانی کنند...». آنچه نقل شد، عیناً در سالنامه حزب برادران آمده بود و آنچه باید اضافه شود، این است که هیئت فدائیان اباالفضل (ع) به یمن همت و تلاش مرحوم رضازاده، به صورت گستردهترین شعبه حزب درآمده و سرمشق دیگران شده است. هیئتهای مذهبی بسیاری از این ریشه اصلی، منشعب شده و خود فعالیت مستقل یافته و برخی از آنان نیز در روند تکامل حرکت هیئتی حزب برادران تبدیل به هیئتهای بسیار بزرگ و آبرومند شدند.
آیتالله شیرازی احیاگر هیئات مذهبی شیراز
در سال ۱۳۱۴، فضای اختناق عصر پهلوی، شدیدتر و ظلمانیتر شد و از آغاز سال، رژیم دیکتاتوری برگزاری مجالس عزاداری و به تبع آن حرکت هیئتهای مذهبی را بهطور کلی ممنوع اعلام کرد! پس از حادثه شوم اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ نیز متفقین اشغالگر قوانین و مقررات داخلی عصر رضاخان را تمدید کردند و لذا ممنوع بودن عزاداری بر سید و سالار شهیدان تا سال ۱۳۲۴، یعنی زمان خروج متفقین از ایران ادامه یافت! بنابراین مجموعاً ۱۰ سال تمام، ممنوعیت عزاداری در میهن عزیز ما ایران که تنها کشور دارای حکومت شیعی در جهان است، ستمگرانه ادامه یافت. آیتالله شیرازی از همان آغاز ممنوعیت، در برابر این اقدام ظالمانه رژیم به مقابله برخاسته و فرمودند: «اقامه عزای اباعبدالله الحسین علیهالسلام واجب شرعی است، ولَو بَلَغَ ما بَلَغ». این حکم- که اجرای آن، حداقل برای مقلدین آن بزرگوار، واجب شرعی و تکلیف دینی شمرده میشد- سبب شد مجالس سوگواری در شیراز، عمدتاً حالت زیرزمینی و غیرعلنی یافته و مخفیانه و با رعایت جهات امنیتی، به طور جدی ادامه یابد. با این همه ۱۰ سال ممنوعیت حضور هیئات حسینی و روز به روز دشوارتر شدن برگزاری مجالس عزاداری، نوعی انقطاع و بُرش در تاریخ ایران ایجاد نمود که پس از این مرحله تاریک تاریخی در زمان بروز و ظهور و تأسیس هیئات مذهبی جدید - که با ابتکار عمل و مساعی آیتالله حاج سیدنورالدین حسینی الهاشمی صورت میگرفت- عموم مردم شیراز با واقعیتی شگفتانگیز روبهرو شدند! زیرا این هیئتهای غالباً جدیدالتأسیس، به گونهای غیر منتظره و بیسابقه، تمام محلات شهر را فراگرفته و حیات مذهبی تازه و پرجاذبهای را برای مردم رنجیده از مشکلات و مصائب و تشنه و آماده کسب معنویت به ارمغان آوردند و ارجمندتر آنکه همه چهرههای فعال و مدیر و سازمان بخش این تشکیلات نوین، نسبت به آرمان مؤسس خود شدیداً عقیدهمند بودند و بر صحت و حقانیت نظرات ایشان، پافشاری نموده و نسبت به شخص ایشان، دارای علاقه قلبی و در عمل تسلیم بودند. بیشک این حالات عمیق، همگان را تحت تأثیر قرار میداد و مجموع این ویژگیها، سبب شد از این تاریخ به بعد آیتالله شیرازی به عنوان احیاگر هیئات مذهبی شناخته شوند.
۳ گام اساسی در هیئات مذهبی شیراز
چنانچه بخواهیم تأثیر عملی اقدامات و تعالیم بنیانی آیتالله شیرازی را در مورد هیئات مذهبی شیراز به طور مختصر یادآور شویم، میتوانیم روند این اثرگذاری عظیم را در سه گام اساسی خلاصه نماییم:
گام اول: وحدت هیئات مذهبی
بیهیچ تردیدی «ضعف بینش» و «محدودیت فهم» آمیخته با تنگ نظری و خودخواهی، همواره اسباب اختلال در پدیدههای اجتماعی است. امر مقدس عزاداری بر سیدالشهدا (ع) نیز- که کانون تجلی نور است- در ظلمات انحطاط عصر قاجار که ضعف و کاستیهای اخلاقی از صدر تا ذیل جامعه را فراگرفته بود، متأسفانه عرصه درگیریهای محلهای و محیط رقابتهای سادهاندیشانه شده بود. درگیریهای «حیدری و نعمتی» که از قبل از ظهور صفویه سابقه داشت و در این دوران اوج گرفته بود، در عصر قاجاریه به شکلی بیمنطق، در فرهنگ عامیانه مردم نهادینه شد!
بازارچه، کوچه، محله، قهوهخانه و زورخانه و در پایان تکیه و دستههای عزاداری منسوب به محلات، بدون آنکه علم و اطلاعی نسبت به ریشههای این نزاع تاریخی داشته باشند، در این دوران انحطاط، خود را به شکلی سخرهآمیز و پوچ و بیمحتوا به «حیدری و نعمتی» تقسیم نموده و در برابر هم صفآرایی میکردند! آنان درگیری و چوب و چماق و قمهکشی و گاه حتی کشت و کشتار طرف مقابل را حق و گاه وظیفه خود میدانستند! ایادی و عمّال سیاست انگلیس پس از کشف این غده چرکین و نقطه زوال فرهنگی در مردم ما، چون اینگونه درگیریهای ابلهانه را به نفع سیاست خود میدانستند، به طور پنهان و آشکار، از آن حمایت میکردند. به گونهای که دراغلب نقاط ایران زد و خورد درمیان دستههای عزاداری، حتی در روز عاشورا و در خلال مراسم مقدس سوگواری بر اباعبدالله الحسین (ع)، در پایان حکومت قاجار و اوایل دوره پهلوی، امری رایج و عمومی شده بود! پایان بخشیدن به این برخوردهای زننده که مراسم الهی و معنوی عزاداری بر سالار شهیدان را تبدیل به عرصه تنازع و میدان خودخواهی خودپرستان مینمود، آرزوی همه آگاهان و مسئولیتپذیران مؤمن و مخلص بود. قدم اول آیتالله شیرازی، پایان بخشیدن به همین برخوردهای ننگین و «رواج مفهوم برادری» و انس و صفا و صمیمیت، در میان هیئات مذهبی شیراز، در زمان اقتدار سیاسی آن بزرگمرد، به خصوص در پنج سال نخستین تأسیس و ظهور این جمعیتهای دینی (تقریباً تا انتهای سال ۱۳۲۹ و آغاز سال ۱۳۳۰) بود. سخنی گزافه نیست که اگر این سنوات، سالهای وحدت و برادری مردم شیراز نامیده شود. سالهایی که تحت تأثیر ارشاد، آموزش مدام و تربیت آیتالله شیرازی، وحدت بیسابقهای میان همه اقشار و گروههای مذهبی در شهر شیراز بهوجود آمده بود.
گام دوم: افزایش آگاهی، معرفت و معلومات دینی
هر حرکت انسانی، اعم از فردی یا اجتماعی، چنانچه بر معرفت و آگاهی استوار نشده باشد، در استمرار حیات تاریخی خود، در معرض تزلزل و انحراف و نهایتاً محو و اضمحلال واقع خواهد شد. بنابراین دومین گام بلند آیتالله شیرازی، افزایش معرفت دینی در هیئات مذهبی بوده است.
گام سوم: حضور در عرصه سیاست
آیتالله شیرازی همچون شهید آیتالله مدرس و حضرت امام خمینی (قدس سرهما)، سیاست را عین دیانت دانسته و از یکسو احساس تکلیف و احساس وظیفه مسلمین در امور سیاسی را نقطه نهایی مسئولیتهای دینی در آیین مقدس اسلام شمرده و از سوی دیگر، حاکمیت روح معنویت و خداپرستی بر احساس مسئولیتهای سیاسی – اجتماعی را جوهره همیشگی توفیقات مسلمانان و عامل اصلی پیروزیهای دینی در طول تاریخ میشناختند؛ لذا در عصر خود، حضور مردم بهخصوص هیئات مذهبی در عرصه سیاست را به چشمگیرترین مرحله ممکن رسانده و یگانگی مذهب و سیاست را در محوطه قدرت و نفوذ معنوی خویش و در متن فرهنگ مردم، به استواری منطقی و بلکه به «ارتِکاز» و «بداهت» رسانده بودند. به همین دلیل مردم مذهبی شیراز، با حضور در لحظههای حساس و سرنوشتساز، دشمنان دین را دچار حیرت و حقارت نموده و به عقبنشینی و اقرار به شکست وا میداشتند. گویی آنچه در انقلاب اسلامی ایران، در ابعادی به مراتب گستردهتر و مقیاسی بسیار وسیعتر به منصه بروز و ظهور رسید، سالها قبل از آغاز انقلاب اسلامی و در زمان زندگی آن مرجع آگاه و مجاهد، در شهر شیراز و در فرهنگ مذهبی مردم متبلور و متجلی شده بود.
محورهای اصلی فعالیتهای فرهنگی- مذهبی در هیئات:
آیتالله شیرازی محورهای اصلی کار فرهنگی در هیئات مذهبی شیراز را سه موضوع اساسی زیر قرار داده بودند:
۱- آشنایی و انس با «کلام الله» که اصلیترین تکیهگاه حیات مذهبی ماست.
۲- افزایش آگاهی از «احکام الهی اسلام» که در حقیقت اساس و پیکره حیات دینی و چارچوب اصلی زندگی، بر اساس اسلام محسوب میشود.
۳- ارتقای شناخت و اعتلای عشق به اولیای مکرم معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) که واسطههای فیض و عهدهداران رشدند و معرفت و محبت آنان گرانقدرترین سرمایه نجات انسانهاست.
جلسات سیار هیئات مذهبی برادران که در زمان آیتالله شیرازی تقریباً در تمام ایام و لیالی سال، سطح شهر و حومه را به گونهای اعجابانگیز پوشش داده بود، فرهنگ دینی مردم را بر اساس سه محور یاد شده توسعه و گسترش و تعمیق افزایش میبخشیده است. لازم به ذکر است که «آموزش قرآن» از درست خوانی و قرائت صحیح آغاز میشده و در تمام جلسات مذهبی شیراز، بدون استثنا بر اساس برنامه آن مرجع آگاه، یک نفر مسئول قرائت بوده است. علاوه بر این در هیئات ریشهدارتر و اصیلتر، آموزش «تجوید و ترتیل» و از آن فراتر ترجمه و تفسیر نیز صورت میپذیرفته که غالباً در این مورد، یک شخصیت روحانی مسئولیت ترجمه و تفسیر را بر عهده داشته است. فقه و مسائل شرعی نیز از تسلط بر رساله علمیه و آشنایی با احکام آغاز و در اوج خود، در مواردی با حضور برخی چهرههای ممتاز و فاضل که سابقه تحصیل حوزوی داشته، به حدی از آشنایی با کتب فقهی و استفاده از آنها نیز میرسیده است.
تحول در کیفیت عزاداری
در این هیئات مذهبی، در «توسل و تولی» نیز افزایش معرفت و آگاهی و پرهیز از انحرافات و اشتباهات رایج رفتاری و عقیدتی، اصل بوده است. در همین راستا برخی از انتشارات «حزب برادران» برای سامان بخشیدن به امر مهم و حساس توسل و تولی، تدارک و چاپ و منتشر شده و در معرض استفاده مسئولان و گردانندگان هیئات مذهبی شیراز قرار گرفته است که از آن جمله میتوان مقتل گسترده و به زبان فارسی نوشته شده «ایقاظ الاحرار» یا «لب تشنگان فرات» که به تقریظ و تأیید آیتالله شیرازی مزین شده است را نام برد. در همین جا باید یادآور شد که از زمان رضاخان و در تداوم و پیگیری سیاست اسلام زدایی وی، پس از ارائه تقویم خورشیدی جدید، تقویم قمری اسلامی - که در حقیقت سالنمای مذهبی ماست- آرام آرام به محاق فراموشی سپرده شده بود و به نظر میرسد شیراز در عصر آیتالله شیرازی، نخستین منطقهای است که بر تمام ایام موالید و وفیات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین)، در آن دقت و حساسیت بهوجود آمده و هیئات مذهبی با توجه به مناسبت ایام، مردم را با تاریخ زندگانی ائمه اطهار آشنا نموده و در پایان جلسات خود، با توجه به تناسب زمان برگزاری جلسه، با یاد خاطره و ذکر مصائب آل الله، عواطف مذهبی حضار را سرشار و سیراب مینمودهاند.
آموزش سیاسی در حزب برادران
آموزش سیاسی افراد حزب برادران و قاطبه اعضای هیئات مذهبی برادران، ضمن چهار جریان مؤثر صورت مییافت:
۱- سخنرانی هفتگی آیتالله شیرازی در مسجد وکیل که عموماً دارای مطالب سیاسی- اجتماعی تأثیرگذار بوده و مهمتر اینکه آن بزرگوار، یک روز در هفته را به طرح و تحلیل مسائل سیاسی- اجتماعی اختصاص داده بودند که درست همانند خطبههای سیاسی نمازهای جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عموم حاضرین در جریان مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی روز قرار میگرفتند و تکلیف خویش در برابر آنها را میدانستند.
۲- روزنامههای حزب برادران که ناشر افکار حزب و شارح و مفسر بیانات و تحلیلگر مواضع رهبری خود بودند. نگارنده این نوشتار، هیچ یک از افراد هستههای مرکزی هیئات برادران را نمیشناسد که روزنامه ارگان حزب، یعنی روزنامه «آیین برادری» را مشترک نباشد یا روزانه جزو خریدهای اصلی زندگی خود نداشته و داشتن و خواندن آن را بر خود فرض و لازم نشمارد. لازم به ذکر است در بحرانهای سیاسی- اجتماعی روز که روزنامه «آیین برادری» همواره مشی متین خود را داشت، برخی روزنامههای پیرامونی حزب، مانند روزنامه «همه» یا روزنامه «شفق شیراز» نقشی فعالتر، صریحتر و در مقام مقابله جدیتر بودند. نقشی که در آن دوران برای جهت بخشیدن به اندیشه و اراده سیاسی اعضای حزب و طبیعتاً گردانندگان هیئات مذهبی، مورد نیاز و ضروری بود.
۳- در درون هیئات مذهبی برادران به حسب مسائل روز، پرسشهایی مطرح و رویدادهای جاری، به بحث و مداقه گذارده میشد و چه بسا کار این مباحث، به دیدار با آیتالله شیرازی و عرضه مطالب و اندیشهها به حضور آن بزرگوار و ابراز نظر ایشان میانجامید و رهبر حزب - که همیشه در حال تحلیل مسائل حساس سیاسی روز و آماده دیدار با مردم و یاران خود، به خصوص گردانندگان و اعضای مؤثر هیئات مذهبی بودند- با متانت و محبت جوابگوی مسائل بودند که در این موارد خاطرات گوناگونی، از نحوه برخورد آن بزرگوار مطرح شده است.
۴- آخرین مرحله آموزشهای سیاسی به اعضای هیئتهای مذهبی، با حضور آنان در پایگاههای هیئات صورت میگرفت که اعضای هیئت در ایام و مناسبتها، بهخصوص در ماههای رمضان، محرم، صفر و ایام فاطمیه، در مساجد و تکایا و با بهرهمندی از سخنان وعاظ و سخنرانان مذهبی معتقد به خط مشی و مواضع رهبری حزب برادران - که عموماً در امتداد نظریات آیتالله شیرازی، مسائل سیاسی- اجتماعی را طرح و تحلیل مینمودند- عمق و درک بیشتری نسبت به عامه مردم یافته و آماده دفاع از اندیشه حاکم بر حزب میشدند. در آن دوران استفاده و بهرهگیری از سخنان آیتالله شیرازی در مسجد وکیل، قرائت روزنامههای حزب - که برادران خرید و خواندن آن را بر خود و گاه بر خانواده خود لازم میدانستند- ملاقات چهرههای ممتاز هیئات، با رهبر مورد اعتماد و علاقه خود و انتقال سخنان و مواضع ایشان به دیگران و نهایتاً استفاده از تحلیل و تفسیر وعاظ و روحانیون معتقد به آیتالله شیرازی، اندیشه و فهم دینی، سیاسی و اجتماعی اعضای حزب و هیئات مذهبی را به نوعی آسیبناپذیری، استواری و قدرت دفاع از مواضع خود رسانده و اینگونه بود که در زمان آیتالله شیرازی، بیاغراق نوعی شعور سیاسی سیال و نیرومند، کل شهر شیراز را فراگرفته بود و در ضمن حوادث بزرگ با محوریت حضور و فعالیت هیئتهای مذهبی برادران، این نیروی عظیم سازماندهی شده، به گونهای شکوهمند و دشمن شکن، توان و قدرت خود را آشکار مینمود. نمونههای جدی این حقیقت غیر قابل انکار را در تظاهرات عظیم حزب برادران، در دورانهای گوناگون و به ویژه در زمان اقدامات عظیم و تاریخساز آیتالله شیرازی، همانند یومالله تخریب کانونهای فساد، «حزب اجنبی ساخته بهائیت»، شیرازیان به چشم خود دیدند و هنوز از آن روز بزرگ و نظایر آن خاطرهها دارند.