با انتصاب جواد شمقدری در سمت معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیشبینیها و تصورهای گوناگونی که حتی بعضی شاید متناقض باشند، به ذهن متبادر میشود. این مدیریت شاید برای تعدادی از فیلمسازانی که در چهار سال گذشته، آثارشان به هر دلیلی به نمایش در نیامده، کورسوی امیدی باشد. فارغ از فیلمهایی که به دلیل مضمون، تفکری که در خود داشتند و حتی مشکلاتی که سازندگانشان داشتند، در معاونت پیشین اکران نشدند وبعضی حتی با پروانه نمایش به نمایش در نیامدند، فیلمهایی هم هستند که به مضامین ارزشی، دینی و دفاع مقدس پرداختهاند ولی هنوز رنگی از پرده سینماها به بهانه عدم فروش و نداشتن جذابیت برای جلب مخاطب و بازگشت سرمایه، ندیدند. در این میان، علاوه بر فیلمی مثل «آن مرد آمد» ساخته «حمید بهمنی» که عدم نمایش آن در 4 سال گذشته کمی عجیب به نظر میآید، حتی فیلمهایی که با سرمایه دولتی ساخته شدند و در جشنواره فیلم فجر نیز جوایزی کسب کردند، نیز مشمول این فرمول شدهاند و به نمایش در نیامدند. از این دست میتوان فیلم «کودک و فرشته» ساخته مسعود نقاشزاده و «بهکبودی یأس» ساخته جواد اردکانی اشاره کرد. آن مرد آمد فیلمی به کارگردانی «حمید بهمنی» و تهیهکنندگی «محسن علیاکبری» که در جشنواره بیست و ششم آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفت و در مراسم جنبی جشنواره (تجلی اراده ملی) چند جایزه به آن تعلق گرفت. این فیلم سه سال است که پشت خط اکران مانده است. جالب آن که «حمید بهمنی» در این مراسم با گلایه از داوریهای جشنواره فیلم فجر، گفت: نقطه مقابل این داوری، داوری جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بود. به نظر من دولت مظلوم آقای دکتر احمدینژاد با همه مهرورزیاش در این جشنواره، مظلومتر واقع شد چرا که داوران بخش ملی جشنواره هیچ بویی از مهرورزی دولت ایشان نبردهاند به گونهای که تنها فیلم دفاع مقدس با موضوع مستقیم دفاع مقدس را بیرحمانه ذبح کردند و تلاش کردند اندک تلاش سینمای مظلوم دفاع مقدس را به فراموشی بسپارند و عملاً فارغ از این ماجرا شدند. وی در ادامه گفت: سؤال از معاون محترم سینمایی جناب آقای جعفری جلوه که از برادران خوب من هستند، این است که آیا با این وضعیت انگیزهای برای ادامه فعالیت علاقهمندان به سینمای مظلوم و فرهنگی دفاع مقدس باقی میماند؟ آیا تلاش ما فقط این است که بینالمللی شویم؟ به چه قیمت؟ که همه ارزشها را نادیده بگیریم؟ کودک و فرشته «کودک و فرشته» ساخته «مسعود نقاشزاده» که پلاک طلایی سیمرغ در بخش نگاه ملی را از جشنواره بیستوهفتم فیلم فجر دریافت کرد هنوز مجالی برای اکران عمومی نیافته است و جای خود را به فیلمهایی داده که رنگ و لعاب دارند و مضامینشان دست کمی با فیلمهای قبل از انقلاب ندارد. این فیلم که قرار است آبان ماه به نمایش در بیاید، ناامید از وعده راست، در انتظار اکران است. به کبودی یأس «به کبودی یأس» داستان زندگی شهید برونسی از سرداران بزرگ دفاع مقدس، فیلمی از «جواد اردکانی» است که به رغم کسب سیمرغ زرین بهترین فیلم در بخش نگاه ملی، اکرانش امروز و فردا میشود. این آثار سینمایی که گاه نگاهی فرمایشی را متبادر میکنند، چنان با دست پس زده و با پا پیش کشیده میشوند که مخاطب بیطرف نیز نمیداند، آنها مورد مغفرت هستند یا مذمت. ابوطالب / روز رستاخیز در این میانه فیلمهایی هم بودند، که در حد یک نام در روزنامهها و جراید باقی ماندند و فیلمسازانشان هر روز با دغدغه ساخت آنها، راهی معاونت سینمایی میشدند. پروژه «ابوطالب» که قرار بود به کارگردانی احمدرضا گرشاسبی ساخته شود، نیز یکی از این فیلمهاست. این فیلم که درباره زندگی عموی حضرت محمد(ص) است با امروز و فردا شدنها و بحثهای حاشیهای، تاکنون ساخته نشده و کارگردانش برای ساخت آن مجبور است تا چشم به کمک کشورهای عربی بدوزد. از این دست میتوان به «روز رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش نیز اشاره کرد. ماهوش، شب حورا، نبات داغ و. . . یادآوری فیلمهای فراموش شدهای که از همین گردونه هستند؛ کار سختی نیست. فیلمهایی که حتی در دورههای قبلی مدیریت فرهنگی ساخته شدند ولی میتوانستند به اکران برسند. ماهوش (محمد درمنش) که با تلاش کارگردان پروانه نمایش گرفت، شب حورا (شهاب ملتخواه) که به اکران در نیامده و حرفی از آن نیز دیگرنشده، سبیل مردونه (جواد اردکانی)، شب کایتها (حبیبالله بهمنی)، سینه سرخ(پرویز شیخطادی)، محفل ایکس(حبیب کاوش)، نامزد آمریکایی من (داوود توحیدپرست)، نبات داغ(محمدباشه آهنگر) از جمله این فیلمها هستند.