سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: وقتی پدیدهای در جامعه رویت میشود به طور قطع قوانین نوشته یا حتی نانوشته و عرف و شرع و باید و نبایدهایی در فراخور آن مسئله به وجود میآید در اینجاست که وضع هر نوع هشدار و قانون باید به طور حساب و کارشناسی شده و عقلانی و به دور از هرگونه افراط در تمام ابعاد آن باشد و آن طور نباشد که هزینه برطرف کردن آسیب از لحاظ جانی و مالی حالت مضاعف به خود بگیرد و برای رفع یک آسیب یک آسیب دیگری از خود بر جای بگذاریم.
در تناسب به فراگیر شدن ویروس کرونا موضوع فاصلهگذاری اجتماعی توسط مسئولان مربوطه به وجود آمد. طرحی که گنجاندن آن در افکار عمومی و عملی کردن آن رعایت یک موضوع در تماسهای مستقیم افراد به خصوص در ایاب و ذهاب مسافران را میطلبید. در این پازل سه ضلعی ما افراد جامعه، علامت هشدار (فاصلهگذاری اجتماعی) و ناوگان حمل و نقل را داریم که هر کدام از آنها به موازات هم میتوانند در نقش خود در راستای به سرانجام رساندن نتیجه مطلوب ایفای وظیفه کنند. در این چند ماهی که از این بیماری میگذرد فاصلهگذاری اجتماعی جزو الزامات زندگی افراد شده است، الزامی که به طور مستقیم با افراد جامعه و به سلامتی و به قیمت جان یک فرد در ارتباط است و قطعاً خود افراد برای سلامتی شخصی خود و خانواده این طرح را میتوانند سریعتر هضم و آن را قبول و در خود نهادینه کنند. بر طبق گزارشهای میدانی، تا اینجای کار از طرح فاصلهگذاری اجتماعی قریب به اتفاق افراد جامعه آن را رعایت میکنند و خود را مقید به آن هشدار و قانون میدانند و البته ناگفته نماند که آن طرف قضیه باید زیر ساختها و امکانات به تناسب نیازهای این طرح فراهم شود. پس شروع از یک هشدار و پیام و سپس اجرا در عملیاتی کردن آن و نقش بستن در افکار عمومی جامعه میتواند منتج به یک قانون شود. نوشتن قانون و فرهنگسازی برای طیف وسیعی از عموم جامعه آن هم یک بیماری با ابعاد آسیبگذاری چندگانه کاری بسیار دشوار و مدت زمان زیادی را میطلبد. پس با نگریستن به ژرفای این بیماری مهلک میتوانیم به این درک برسیم که این بلا در مدت زمان کوتاه نوعی قانون و فرهنگ برای ما بهوجود آورده است. این بیماری طبق گفته متخصصان پزشکی سوغاتی پایدار و مهمان دائمی و خانه زاد به مثل بقیه بیماریهاست و آمده که زندگی را با بشریت آغاز کند پس قانون الزامآور و فرهنگی هرچند نونوار و طفلی کوچک در ابتدای کار خواهیم داشت تا به مرور زمان قوانین و فرهنگ ملموستر و هنجاری همراه با بیماری را داشته باشیم. از این نکته نباید غافل شویم که هر چند هشدار و تلنگر به شهروندان عامه جامعه با چاشنی ترس و وحشت از این بیماری مورد نقد است و حتی تا آنجا که تمام کشورهای درگیر به این معضل محتاطانه و دستورالعملهای پرفشار و کم فشاری را تجربه کردند، ولی در هر صورت باید سلامت روحی و روانی افراد جامعه مضاف به اینکه تمام رده سنی درگیر آن هستند مورد لحاظ و توجه قرار بگیرد. قبولاندن پیامهایی به همراه ترس و هشدار ممکن است از لحاظ روانی به افراد در سنین کودکی و سالمندی استرس و افسردگی را به همراه آورد و در اینجا طرحهای ضربتی باید محافظه کارانه و کارشناسانه عملیاتی شود تا برای برطرف کردن آسیبهای جسمی افراد، آسیب جسمی، روحی و روانی دیگری به افراد تزریق نکنیم و هزینه آن را چندین برابر در روان درمانیها و اختلال در نظام خانواده (طلاق، سوءتفاهم و دلسردی در زندگی و...) نپردازیم.