سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین:
به نظر میرسد هنوز و پس از ۴۱ سال هنر در ایران فاصله زیادی با هنر متعهد انقلابی دارد و عرصههای فتح نشده زیادی پیش رو داریم. نظر شما چیست؟
معتقدم با وقوع انقلاب تحولات زیاد و عمیقى در فرهنگ ایجاد شد و آن تغییرات تأثیر بسیار زیادى بر هنر پس از انقلاب داشت، اما در رابطه با این فاصله ابتدا باید تعریف درست و مدونى از هنر اصیل و واقعى ارائه کرد، اینکه از چه منظرى به هنر واقعى نگاه میکنیم؟ آیا ابعاد فنى و نگاه جهانى را مد نظر داریم یا در مقیاس ملى و با نگاه متعهدانه و مبتنى بر شرایط حاکم بر کشور صحبت میکنیم؟ چراکه از هر منظرى و هر نگاهى، همواره تعاریف دچار دگرگونى بودهاند.
به نظرم برای هنر پس از انقلاب اسلامی میتوان دورههاى متفاوتى را در نظر گرفت. از آغاز انقلاب و شکلگیرى حوزه هنرى و سازمان تبلیغات، دوره جنگ و پس از آن و دوره شکلگیرى نهادها و تشکلهاى جدید با افکار انقلابى در راستاى تولید آثارى با محتواى ارزشهاى انقلابى و اسلامى تمام این نهادها بر اساس تولیداتشان و رشتههای مختلف قابل بررسى و تحلیل هستند.
اینکه از چه تعداد هنرمند حمایت صورت گرفته، چه آثار و در چه شاخههاى هنرى بیشتر مورد توجه مدیران بوده قابل بررسی است و نیاز به یک تحقیق جامع دارد.
آثار تولیدى تا چه میزان در ارتباط برقرار کردن با جامعه موفق بوده است؟ البته وقتی از جامعه صحبت میکنیم قاعدتاً اقشار گوناگون با سلایق مختلف را باید در نظر گرفت و اینکه اساساً هنر انقلابی نباید یک قشر خاص را صرفاً مخاطب خود بداند.
تمامى این موارد در تحلیل دقیق آمارى قابل بررسى و آسیبشناسى است و صرفاً نگاه شخصى افراد کمکى به حل مسئله، به صورت دقیق و قابل اعتنا نمیکند.
در این مورد با توجه به جشنوارههایى که در سالهاى پس از انقلاب برگزار شده، میتوان به این نتیجه رسید که ذهنیتها و رویکردهای هنری را مسئولان و شوراى جشنوارهها و مدیران اجرایى در بین مردم ایجاد کردهاند. در حقیقت با موضوعاتى که براى تولید آثار سفارشى و جشنوارههاى رقابتى در نظر گرفتهاند و همچنین اسامى جشنوارهها و رویدادهاى هنرى، براى عموم جامعه هدف، این تفکر را ایجاد کردهاند که حتماً باید آثارى با موضوعات مطروحه تولید کنند، اما هنر اگر از درون آدم نجوشد روی مخاطب هم تأثیرگذار نخواهد بود. وقتی از هنر سفارشی حرف میزنیم حرف این است که اگر انطباقی میان اثر هنری و روحیات و اعتقادات افراد وجود نداشته باشد نتیجه نیز قابل دفاع نخواهد بود.
البته انقلاب اسلامی یک جریان بود و محدود به یک موضوع مشخص و خاص نبوده و نیست و میتوان از دریچه هنر به ابعاد پنهان و مؤثر آن اشاره کرده و باعث شناخت وسیعترى شد.
فکر میکنید حمایت از هنر متعهد چقدر اهمیت دارد و نقش حمایتهای مادی و معنوی چقدر میتواند در شکوفایی هنر اثرگذار باشد؟
در تمامى دوران تاریخ هنر، هر گاه هنر و هنرمندى به صورت جدى مطرح شده و خلق اثر کرده است، نقش اساسى و مؤثر حامى هنرى، دیده شده است. حتى هنرمندان خلاقى که پس از مرگشان شناخته شدهاند، نقش کسانى که در ارائه و معرفى آن آثار تلاش کردهاند، بسیار پررنگ بوده است. این نمود به طور کلى درباره هنر وجود دارد و غیرقابل انکار است. اگر هنرمند دلگرمی داشته باشد و ارج و قرب ببیند و انضباط و صداقت در مدیریت فرهنگی مشاهده کند قاعدتاً با انقلاب همراهتر خواهد بود.
در عرصه هنر خوشنویسی چه چالشهایی در این سالها وجود داشته است؟
بحث خوشنویسى هم از این اصل جدا نیست. امروزه با توجه به اینکه رسانههاى مجازى بسیار گسترده شدهاند و هر فردى با راهاندازى یک صفحه شخصى صاحب رسانه میشود و میتواند در راستاى معرفى و ارائه و گسترش اخبار نقش داشته باشد، لازم است تا نهادهاى دولتى مرتبط با امور هنرى تغییر شیوههاى صحیحى را اتخاذ کنند. نبود بانک اطلاعاتى درست و واقعى از هنرمندان و فعالیتهاى حقیقى آنان، همچنین نبود همتى براى ایجاد این مهم، باعث میشود کماکان بخش خصوصى با بودجههاى کمتر و نیروى کمتر، تأثیر بیشترى نسبت به نهادهاى دولتى داشته باشد.
در این میان مردم نمیتوانند تشخیص درستى از شرایط و شناخت هنر و هنرمند داشته باشند و این فضا همیشه براى سودجویان آماده است تا روز به روز در جهت معرفى افراد و سیاستهاى خود پیش بروند. اینجاست که هنرمند متعهد به تنهایى نمیتواند نقشآفرینى بکند و هنرمند باید بخشى از یک جریان سالم و مؤثر باشد تا بتواند در زنجیرهاى درست تأثیرگذار واقع شود.