سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: البته سیاستگذاریهای جوامع مختلف در خصوص برنامههای تولیدی با هم فرق دارد و هر کدام بر مبنای اصول فرهنگی و اجتماعی دست به تولید میزنند؛ مثلاً جوامع لیبرال توجه کمی به اصول اخلاقی و مذهبی برنامهسازی دارند که عمدتاً ماهیت برخی از تولیدات هنری غیراخلاقی و توأم با لودگی است. برنامههای دوربین مخفی یکی از این نوع است که از هر روشی برای خنداندن مخاطب استفاده میکنند؛ تمسخر، اذیت کردن، ترساندن و... هیچ محدودیتی در کارشان نیست. عبدالله متقیزاده کارشناس مرکز پژوهشهای سیما در این ارتباط میگوید: «شادی از ملزومات تلویزیون است و رهبر انقلاب هم به آن تأکید دارند. در اسلام هم توصیه شده است، اما وقتی این شادی از دریچه تلویزیون پخش میشود باید در کنار فرحبخشی، جنبه آموزشی هم داشته باشد. در شادی مشروع نباید به کسی ظلم شود یا او را مسخره کنند. در تلویزیون همان طور که غمها و سوگواریها مهم است و باید رعایت شود باید در ایام پرشور و نشاط ولادت ائمه (ع) و اعیاد اسلامی هم شادمانی را تسری داد.»
درباره حدود شادی در رسانه ملی هم حرفهای زیادی است. برخی معتقدند رسانه ملی باید روح نشاط را در جامعه تزریق کند، اما مراقب باشد تا به لودگی و سطحیسازی گرفتار نشود، اما در مقابل عدهای دیگر از کارشناسان رسانه بر این باورند که خاصیت تلویزیون سطحیسازی است و این ارتباط به تلویزیون ملی ما ندارد، بلکه در تمام دنیا چنین مشخصهای است. محمدرضا قربانی کارشناس مسائل رسانه در این باره میگوید: «ما تا جایی مجاز هستیم مردم را به عنوان مخاطب تلویزیونی شاد کنیم که از چارچوبها فاصله نگیریم یعنی اصول اخلاقی و ارزشی ما تحتالشعاع این هدف نباشد. در بعد سیاستگذاریهای اجتماعی رسانهها و وسایل ارتباط جمعی به ویژه تلویزیون اثرگذاری فرهنگی زیادی دارند پس باید این جهت را به مردم نشان داد تا احساس نشاط در آنها نهادینه شود نه صرف وقتگذرانی باشد.»
موسی اسماعیلی جامعهشناس هم میگوید: «صدا و سیما به لحاظ نقشی که در ارتباط با مقوله شادی در جامعه ایفا میکند مورد انتقاد قرار میگیرد، زیرا از حیث مسائل جامعهشناختی شادی و نشاط در سیمای ملی و برنامههای آن مستقیماً بر روحیه افرد در سطح اجتماع تأثیر میگذارد یعنی رسانه ملی چهرهای از اجتماع را ترسیم میکند، در آن انسانهایی میخواهند زندگی کنند که در روابط اجتماعی خود با یکدیگر قالب توسعه اجتماعی را بیافرینند و نسلهای بعد از آن را در این گذرگاه به ایفای نقش مطلوبتر وارد کنند.»
در هر حال طنز و شوخی یکی از راههای تسری شادی و مثبتاندیشی در جامعه است؛ مقولهای که روانشناسان و جامعهشناسان نیز بدان اشاره داشتهاند و در متون اسلامی در مورد آن تأکید زیادی صورت گرفته و تلویزیون به عنوان رسانهای جمعی و فراگیر در این عرصه رسالت سنگین و مهمی به دوش دارد با این حال باید مراقب باشد به نام طنز، تمسخر و کوتولگی فرهنگی را عادی نکند، چون تلویزیون آموزشگاهی عمومی است. شبکههای محلی و بومی هم در جای خود اهمیت دارند، زیرا مردم آن شهرها با رسانه تصویریشان احساس نزدیکی و الفت بیشتری دارند و، چون با گویش و لهجه خودشان برنامهسازی میشود بهتر است و با آن هماهنگ میشوند به عنوان نمونه کارهای کمیک و طنز آقارشید از شبکه استانی برای اهالی اصفهان قابل هضمتر است تا مجموعههای طنز استانهای دیگر، این قضیه نشان میدهد بهترین ابزاری که میتواند جنبه آموزشی و اثرگذاری داشته باشد خنده و خنداندن است که تلویزیون با ظرافت و مدیریت اصولی میتواند آن را به عهده بگیرد و به این واسطه انتقادهای اجتماعی را هم به تصویر بکشد.