سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: مرد توی ماشین نشسته بود و از ترافیکی که برای سنجش تب مسافران ایجاد شده بود کلافه روی فرمان ضرب میزد. دیدن خبرنگار تلویزیون و دوربینی که داشت حرکاتش را رصد میکرد او را واداشت تا با اکراه شیشه ماشین را پایین بکشد و به یک سلام زورکی بسنده کند. مجری با او وارد گفتگو شد و از یک جایی به بعد او نتوانست انتقادها را بپذیرد. انگار رگ خودخواهیاش بالا زده بود و میخواست سر کسی خالی کند. اگر جرئتش را داشت حتماً بگو مگو میکرد و، چون مجالش نبود به یک خم ابرو و بالا کردن شیشه نهایت خشمش را نشان داد. او نه تنها از کرده خود پشیمان نبود و مسئولیت خود را در قبال مردمی که در آن شهرها زندگی میکردند نپذیرفته بود بلکه ناراضی بود که چرا با تشریفات تب سنجی وقت مردم را میگیرند و ایجاد مزاحمت میکنند! یا نمونه دیگرش را در رشت دیدیم. وقتی سازمان راهداری و راهور به دستور استانداری راه را بر مسافران بستند عدهای با چوب و زبان تیزتر از چاقو پیاده شدند و به جان مأموران دولت افتادند که چرا برای مردم تعیین تکلیف میکنند. بعد هم قانع نشدند و از بیراههها و جادههای فرعی خود را به شهر رساندند و توی این رقابت پیروز شدند و بعد هم فاجعه شیوع جدی کرونا در استان گیلان را دامن زدند. وقتی مردم خطه شمال براساس آنچه بر شهرشان میگذشت از مسافران نوروزی خواهش کردند گیلان را به عنوان مقصد انتخاب نکنند باز هم عده معدودی که خشم درونشان بیدار شده بود در پستهای بیادبانه و تهدیدآمیز خود اعلام کردند که ویلای میلیاردی خودشان است و هر وقت دلشان بخواهد به انجا میروند.
عدهای خشم خود را نتوانستند کنترل کنند. عدهای که اهل قانون نبودند و عادت داشتند هر وقت اراده کردند کار دلخواهشان را به سرانجام برسانند. این آدمها نه حرف و نه اعتقاد دیگران برایشان مهم است و فقط خودشان را میبینند. عدهای مردم عصبانی، چون به دولت اعتماد نداشتند و از دست عده مشخصی عصبانی بودند ترجیح دادند کرونا را جدی نگیرند و با جان خود و دیگران بازی کنند فقط به این دلیل که اعتراضشان را نشان دهند. حجم زیادی از این خشمهای فرو خورده را در مراکز درمانی شاهد بودیم. وقتی مردم به مراکز پناه آوردند و از سرنوشت خود و عزیزانشان دچار سرگردانی بودند عصبانیت و گاه پرخاش خود را سر کادر درمان و آدمهایی که پیرامونشان بودند بروز میدادند. حتی تحمل صبوری برای ماندن در صف تحویل دارو نداشتند و عدهای اگر در آن وانفسای کار و اضطراب کسی پاسخ سؤالاتشان را نمیداد جوش میآوردند و هر چه توی دلشان بود بر زبان میآوردند و باعث رنجش دیگران میشدند. نکته مهم بعدی خشم در دنیای مجازی بود. انگار ما توی روابط مجازی خود نیز عصبانی هستیم و به ندرت میتوانیم رفتاری مسالمتآمیر و اعتراضی توأم با ادب داشته باشیم. بدون اینکه شرایط دیگران را درک کنیم و علت سفرهایشان را بدانیم آنها را در پیامهای خود گوسفند خطاب کردیم. آنها را متهم به بیشعوری کردیم و هر لفظی دلمان خواست، چون مخاطب را نمیدیدیم به کار بردیم. فیلمهایی به اشتراک گذاشتیم که خشم مردم را بر انگیزد و شبکههای معاند هم این نقطه ضعف مردم را بهانه جوسازی و تولید استرس کردند. آنها از نارضایتی مردم از برخی مسائل داخلی که فقط به خود مردم و دولتشان مربوط است سوء استفاده کرده و از هر بهانهای برای ایجاد نارضایتی و ایجاد شکاف بهره بردند. به راستی چرا مردم به مرحلهای میرسند که خشم خود را علنی بروز میدهند و آن را راهی برای خالی شدن چشمه احساسشان میدانند؟ چرا عدهای فکر میکنند هرچقدر عصبانیتر باشند میتوانند زودتر به حقشان برسند؟ یا اگر برای هر کاری قیل و قال راه بیندازند مردم آنها را جدیتر میگیرند؟ چه میشود که با حرص و خشم اخبار منفی و گاهی کذب را بدون لحظهای تأمل برای هم ارسال میکنند؟ چرا در روزها و زمانهایی که همه تحت فشار روحی و عصبی این ویروس منحوس هستیم و به حد کافی از استرس و خانهنشینی خستهایم عدهای بر طبل ناامیدی و انتشار اخبار بد میکوبند و خستگی و اضطراب خودشان را در پستهای خود به دیگران منتقل میکنند؟ چه میشود که حتی شده در حد کلام از مرگ بعضی آدمها ابراز خوشحالی میکنیم و وانمود میکنیم دلمان خنک میشود؟ چه میشود که از شیوع کرونا در بعضی کشورها خوشحال میشویم؟
خشم اجتماعی نمودی از خشم فردی است که از خانواده نشئت میگیرد. بعضی از عوامل مشترک در این روزهای خاص باعث افزایش تنش و تولید خشم در افراد میشود. به عنوان مثال مردها که برای کار در بیرون از خانه ساخته شدهاند تحمل اینهمه خانهنشینی ندارند و به هر بهانهای زود از کوره در رفته و به پر و پای اعضای خانواده مخصوصاً فرزندان میپیچند. طبیعی است که در چنین روزهایی آمار عصبانیت و بحث و جدل در خانهها افزون میشود و تنشهای فردی و گروهی در بطن خانواده شکل میگیرد. گاهی افراد خستگی، بیحوصلگی و دلتنگی خود را سر سایر اعضای خانه خالی میکنند. ولی میزان دشواری برای همه یکسان است و کودکان بیش از والدین دچار آسیب شدهاند و ایجاد تنش و عصبانیت سختی این خانه نشینی را بیشتر میکند. گاهی والدین بدون توجه به دقت فرزندان روی اخبار زوم کرده و مدام با عصبانیت از رویدادها حرف میزنند و تنش عصبی و روانی بچهها را بیشتر میکنند. در چنین شرایطی لازم است افراد خویشتندار بوده و اول از همه سعی کنند خودخواه نباشند. سعی کنند درک نمایند که این شرایط بیحوصلگی و عصبی شدن برای همه رخ داده و چارهای جز تحمل گروهی شرایط نیست. افراد باید کنترل خشم را برای چنین روزهایی بیاموزند. عوامل عصبانیتشان را بشناسند و هرگز نگذارند این حس طبیعی بیش از حد جولان داده و روی روابط اجتماعی و خانوادگیشان تأثیر بگذارد. ما به زودی در کنار هم و به یاری هم کرونا را شکست میدهیم، اما زیبنده خانواده ایرانی نیست که بعد از برون رفت از بحران کرونا، دچار بحرانهای عاطفی و بحث و جدلهای خانوادگی شده و بعد از خلوتی بیمارستانها، دادگاههای خانواده شرایط فوقالعاده اعلام کنند!