
روز گذشته رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور اعلام کرد که طبق برنامهریزی انجام شده ۱۹۰۰ پروژه در حوزه گردشگری در کل کشور در حال اجراست. این جمله یعنی در هر استان حدود ۶۰ پروژه، که در سادهترین حالت باید فکر کرد این تعداد پروژه در کنار ظرفیتهای طبیعی و تاریخی استانها میتواند صنعت گردشگری ایران را متحول کند. اما حقیقت این است که صنعت گردشگری با چند پروژه و ارائه آمار و ارقام رونق نمیگیرد و حتماً باید مباحثی همچون «تأمین زیرساختهای لازم»، «ارائه تسهیلات و خدمات گردشگری مناسب جذب توریست» و «هدفگذاری در بازارهای بالقوه خارجی» به موازات هم پیگیری شوند تا بتوان نسبت به حصول نتیجه دلگرم بود.
بدون اغراق باید گفت: تمام استانهای ایران از چنان ظرفیتهایی در زمینه گردشگری برخوردارند که داشتن برخی از آنها، آرزوی بسیاری از کشورهاست. از اماکن تاریخی و مذهبی گرفته تا مناطق بکر و طبیعی. اما اینکه چرا ایران تاکنون نتوانسته سهم در خور توجهی از درآمد گردشگری دنیا را به خود اختصاص دهد را باید در سیاستهای غلط و برنامههای بیاثر جستوجو کرد.
پیشنهادات خوب مجری ندارند!
امروزه گردشگری در سطح بینالمللی را گردشگری صنعتی مینامند. در این حالت موضوع از یک گردش و مسافرت خانوادگی و دوستانه فراتر میرود. یعنی گردشگری صنعتی به یک چتر شبیه میشود که اگر هرجای آن سوراخ شود تمام آن ناکارآمد به حساب آمده و بیفایده میشود. در صنعت گردشگری هم کمبود و نقصان در ارائه هر یک از کالاها و خدمات حین سفر، به ایجاد محدودیت در تقاضا برای سایر کالاها و خدمات این صنعت مبدل میشود.
به عنوان مثال اگر خدمات اقامتگاهی مناسبی در یک مقصد گردشگری عرضه نشود، کارآیی سیستم حمل و نقل، ظرفیت خدمات غذایی، امکانات جاذبههای محلی و توانمندی دفاتر و واحدهای ارائه دهنده گردشگری و بسیاری از مراکز خدماترسانی دیگر منطقه تا حد زیادی بی نتیجه میماند. هر چند رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور معتقد است گردشگری جهانی به اقتصاد سوم رسیده است و رشد پرشتابی را در پیش گرفته که باید از این ظرفیت در کشور استفاده شود، اما زمانی که عنوان میکند گردشگری سه بعد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دارد و باید از این سه بعد در کشور به خوبی استفاده کرد، هیچ برنامه و راهکاری برای منطبق کردن آنها بر یکدیگر ارائه نمیکند. باز هم درست مثل ادوار گذشته فقط حرف میزنند و پیشنهاد میدهند و بدون مشخص کردن مجری کارها یا تقسیم مسئولیتها به سراغ مراسم دیگر و حرفهای تکراری و بیعمل دیگر میروند.
علی اصغر مونسان گفته: «به واسطه پروژههای بومگردی در کشور اشتغال در روستاها را افزایش دادهایم و از مهاجرت روستاییان جلوگیری شده است. همچنین بخش گردشگری به خوبی توانسته است فرهنگ کشور را به جهانیان منتقل کند.»معاون رئیسجمهور با بیان اینکه ۳۸ درصد رشد گردشگری داشتهایم و کاروانسراها در کشور در حال تبدیل به هتلهای بسیار بینظیر هستند و باید از ظرفیت تاریخی کشور استفاده شود تا عقب ماندگی اقامت را جبران کنیم، از در حال ساخت بودن ۱۹۰۰ پروژه در حوزه گردشگری کشور هم خبر داده که تا پایان دولت ۱۵۰۰ پروژه به اتمام خواهد رسید.
به هرحال ایران از مجموعه استانهایی تشکیل شده که مملو از زیباییها و ظرفیتهایی در حوزه جذب توریست هستند. اما این تمام ماجرا نیست و سیاستگذاران و برنامه ریزان کشور باید با توجه به فرابخشی بودن صنعت توریسم، تدوین اهداف و برنامهها را به گونهای ترسیم کنند که ضمن متولی بودن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، سایر بخشها اعم از دولتی و خصوصی نیز در تأمین نیازهای اساسی گردشگران، نقش خود را به درستی ایفا کنند تا به این ترتیب با تعأمل و تعریف روابط متقابل بخشهای وابسته به این صنعت، اقتصاد گردشگری کارآمد و توانمند شود، تا جایی که در بستر این صنعت و با ایجاد کسب و کار جدید، سطح اشتغالزایی و درآمد لایههای مختلف اجتماعی رشد قابل قبولی داشته باشد.