تخت فولاد بعد از وادیالسلام در نجف اشرف و بابالصغیر در شامات سوریه به روایتی نام سومین قبرستان تاریخی مسلمین جهان را به خود اختصاص داده که هنوز آثار حجاریشده روی سنگنبشتههای آن نشان از گذر قرنها دارد. این گورستان که تا اوایل انقلاب اسلامی پذیرای مسافران سفر آخرت بوده به دلیل تکمیل شدن ظرفیت چند هزار ساله تنها محدوده باقیمانده آن به گلستان شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که خود تاریخی شگرف از رشادت و ازخودگذشتگی دارد اختصاصیافته است و قبرستان جدید کلانشهر از سال ۱۳۶۳ به آرامستان جدید باغ رضوان در ضلع شرق شهر تاریخی اصفهان یعنی بیابانهای جی که زادگاه سلمان فارسی است انتقال یافته است. با این جابهجایی و رها شدن یکی از گنجینههای بزرگ معنوی جهان اسلام به حال خود، شیادان فرصتطلب موقعیت را غنیمت شمرده تا سرمایههای به یادگار مانده و نشانههای تمدن و هنر اسلامی را که تراشههای سنگی نفیس روی قبور بود را بهطور شبانه و با در اختیار داشتن جرثقیلهای مجهز به اماکنی امن منتقل کنند تا بهوسیله موتور لنج بهصورت قاچاق به شیخنشینهای خلیجفارس و از آنسو به دست خریداران در غرب و به خصوص لندن برسانند! معضل جنگ و معطوف بودن امکانات دولتی به مدیریت آن و دیگر مشکلات موجود آن زمان تا مدتی مسئولان میراث را از این سرقت فرهنگی کلان غافل گذاشت، اما بالاخره شهرداری وقت را ناچار کرد برای حل این چالش تاریخی راهکاری بیندیشد و زمینه را جهت احداث بزرگترین مصلای کلانشهر در آن فراهم نماید، درحالیکه قسمت اعظمی از آن به دفن شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اختصاص یافته است. با شروع طرح مصلی کارهای عمرانی فضاسازی این قبرستان ضمن حفظ آثار و قبور تاریخی بهمنظور احداث فضای سبز و انتقال باقیمانده سنگنبشتههای تاریخی که بعضی از آنها منحصربهفرد و اعجاز در هنر حجاری است به موزهای که در یکی از تکایای این قبرستان پیشبینیشده بود آغاز گردید، اما کمبود اعتبار و بودجه برای ادامه این طرح کلان که توأم با نوسازی و احداث بود کار را با وقفهای ربع قرنی روبهرو ساخت. این چالش مسئولان شهری را بر آن داشت تا بر اساس تئوری تازه مطرحشده آن زمان چالشها را به فرصت تبدیل نمایند! بنابراین ایدههای اقتصادی را جایگزین دریافت بودجههای فرهنگی از میراث کرده و اجازه دادند اولین «مال» یا سنتر برگرفتهشده از فرهنگ غرب و پیاده شده در شیخنشینهای حاشیه خلیجفارس با عنوان هایپر مارکت در قسمتی از این منطقه تاریخی احداث گردد تا سیل علاقهمندان به مال گردی و تفریح توأم با خرید به اینسو روان شوند! اگرچه این پروژه در آغاز چندان هم موفق نبود و در حقیقت از آن استقبال زیادی نشد و مشکلات تازهای را برای منطقه به وجود آورد که درنهایت مسئولان خدمات شهری را ناچار کرد به تلاشهای خود برای دریافت بودجه و کمک از خزانه دولت اقدام نمایند تا مصلی را در مقطع بهرهبرداری به اتمام برسانند که باز هم به درازا کشیده شد، اما ظرف دو سال گذشته بالاخره بهرهبرداری از آن آغاز گردید و شهرداری نیز امور را تفکیک کرد تا تنها بخش فرهنگی تخت فولاد را در قالبسازمانی در زیرمجموعه خود اداره نماید. آنچه امروز و با توجه به کسری شدید نقدینگی در شهرداری کلانشهر اصفهان به چشم میخورد این ارگان را ناچار کرد تا همه زیرمجموعههای خود را سوای موقعیتهای ارزشمندی که در جهان اسلام دارند به دید اقتصادی نگاه کنند و انتظار داشته باشند تا علاوه بر تأمین هزینههای عمرانی و نگهداری خود رقمی را هم برای صندوق مدیریت آن در نظر بگیرند که امروز و در این راستا چراغ اول پروژه توسط مجموعه فرهنگی- تاریخی تخت فولاد روشن میشود تا با برگزاری دورههایی تحت عنوان آموزش گردشگری در آن از متقاضیان مبلغ یک میلیون ریال دریافت نمایند، اما به نظر میرسد این اقدام کوتهنظرانه نمیتواند جایگاهی در اشاعه و ارائه فرهنگ پیرامون صدور تاریخ اسلام از این مکان مقدس تاریخی برای جهان و از سوی سیاحانی که بهسوی آن میآیند داشته باشد.
*روزنامهنگار پیشکسوت