نمايش ثروت و احساس تبعيض موضوعي است كه از سوي دكتر فرامرز رفيعپور مورد توجه قرار گرفته است. دكتر رفيعپور در كتاب «توسعه و تضاد» به بررسي تغيير سبك زندگي و ارزشها در سالهاي پس از جنگ پرداخته و با تأكيد بر ارزش شدن ثروت در جامعه تحت تأثير عوامل متعددي، بحث نمايش ثروت و ارتباط آن با احساس تبعيض اجتماعي و بروز آسيبها را مورد بررسي قرار داده است. وي همچنين در كتاب ديگري تحت عنوان «وسايل ارتباط جمعي و تغيير ارزشهاي اجتماعي:پژوهشي درباره تأثير فيلمهاي سينمايي، سريالهاي تلويزيوني، ويدئو، روزنامه و تبليغات» به بررسي اين موضوع پرداخته است. يافتههاي تحقيق رفيعپور نشان ميدهد كه در بين فيلمهاي تحليل شده، روند تغيير ارزشها از سال 1360 و 1365 به سال 1370 و 72 به چشم ميخورد.
در پرفروشترين فيلمهاي سال 1360 و 1365 ارزشهاي ملي، مذهبي و انقلابي تبليغ ميشوند و در پرفروشترين فيلمهاي سال 1370، ارزشهاي مادي، ثروت، نابرابري و سودجويي به عنوان يك ارزش مثبت مطرح و روحيه مصرفگرايي اشاعه داده ميشود. اين روند در حوزه سريالهاي تلويزيوني نيز قابل درك است و از سريالهاي تحليل شده سال 1370 به بعد شاهديم كه در عين پربيننده بودن سريالها، ارزشهاي مادي و نابرابري رواج مييابند.
از سوي ديگر پژوهشهايي هم در حوزه نقش رسانهها بر تغيير سبك زندگي و همچنين هويت صورت گرفته است. نتايج پژوهشي كه تحت عنوان «بررسي رابطه ميان استفاده از رسانههاي نوين ماهواره ، اينترنت و نگرش به هويت جنسيتي» انجام شده است، نشان ميدهد بين ميزان استفاده از رسانههاي نوين و نگرش به هويتهاي جنسيتي و همچنين بين انگيزه استفاده از رسانههاي نوين و نگرش به هويت جنسيتي رابطه معناداري وجود دارد، اما بين دسترسي به رسانههاي نوين و نگرش به هويت جنسيتي رابطه معناداري وجود ندارد. همچنين بين پايگاههاي اجتماعي - اقتصادي خانواده و نگرش به هويت جنسيتي و بين پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده و انگيزه استفاده از رسانههاي نوين رابطه معناداري مشاهده ميشود. مطابق با يافتههاي تحقيق ديگري تحت عنوان« نقش رسانهها در شكلگيري فرهنگ عمومي» رسانهها با تحولاتي كه در جنبههاي مختلف از بعد فناوري تجهيزاتي و حجم و روش داشتهاند به عنوان حاملان پيام ميتوانند در ساخت فرهنگ عمومي باورها و افكار عمومي مؤثر باشند. آنها بدون در نظر گرفتن مرزهاي جغرافيايي، عقيدتي و فرهنگي امكان حضور را در همه نقاط جغرافيايي پيدا كردهاند،بنابراين طبق يافتههاي تحقيق، كساني كه اثر و تأثيرگذاري بالاتري در اين فرهنگ داشته باشند ميتوانند در شكل دهي فرهنگ عمومي موفقتر باشند.
در بررسيهاي صورت گرفته روي نقش و تأثير رسانههاي نوين تصويري در تغيير سبك زندگي هم با نتايجي مواجه ميشويم كه نشان ميدهد استفاده از رسانههاي نوين تصويري به شكلگيري سبك زندگي ويژهاي ميانجامد و در هر يك از جنبههاي مختلف سبك زندگي، نظام ارزشي و جهان بيني متفاوتي را ايجاد ميكند كه منجر به كنشهاي گوناگوني از جانب افراد شده و باعث ميشود تا افراد در حوزههاي مختلف زندگي خود از جمله اوقات فراغت و شيوه گذران آن، نگرش به ازدواج (شيوه همسر گزيني) رفتارهاي ديني و مدگرايي، از الگوهاي متفاوتي پيروي كنند.