
رسيدن دوباره نمايشگاه كتاب تهران به مصلي، شايد براي ناشران خبر خوشحالكنندهاي بود و البته مردمي كه اين رويداد فرهنگي بهعنوان يك پديده فرهنگي در حافظه تاريخيشان نقش بسته است. اين حال خوب را ميتوان امسال در چهره بسياري از فعالان فرهنگي نمايشگاه ديد. اگر ۱۰ سال قبل بود، شايد كسي هم باور نميكرد كه روزي خبر بازگشت به اين مكان معنوي، براي ناشران غنيمتي باشد كه امروز برايش جشن بگيريم. براي ما هم عجيب است كه مهمترين و پرمخاطبترين رويداد فرهنگي كشور هنوز محل ثابتي ندارد و خانهبهدوشي از ويژگيهاي بارز آن شده است؛ اينكه هرسال مسئولان و ناشران بايد تلاش كنند تا در پايان نمايشگاه براي دوره بعدي آن پيشبينيهاي تازه كنند و هنوز ندانند كه جاي ثابت برگزاري نمايشگاه كتاب تهران كجاست؟
بله، اين مسئله هرسال سوژه بسياري از دوستان رسانهاي ميشود كه آيا نمايشگاه كتاب تهران يك خانه ثابت ميخواهد يا خير؟ آيا نبايد براي آن فكري اساسي كرد يا خير؟ ولي واقعيت اين است كه تا زمان مهيا شدن اين مكان ثابت بايد براي همين ظرفيتي كه داريم، تصميمهاي مهمي بگيريم و در وهله نخست به مردم بازديدكننده و در مرحله بعد به ناشران و فعالان فرهنگي ميزبان فكر كنيم. ناشران با همه مشكلات و ضعفها، دو سال تمام پاي برگزاري نمايشگاه در «شهر آفتاب» ايستادند ولي نتيجهاي را كه ميخواستند، نگرفتند. به رغم اين مشكلات، ناشران همچنان كنار نمايشگاه بودند و قطعاً اين مسئله، هر ذهن منصفي را به احترام واميدارد و البته تلاشهاي همكارانم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز جهادي بود كه اين امر را شدني كرد ولي اين شدن به معناي اجراي دقيق و كاملي از يك رويداد فرهنگي نبود و همانگونه كه سرگذشت آن را همه ميدانيم، شهر آفتاب انتخاب نهايي براي نمايشگاه كتاب تهران نشد. اما بازگشت به مصلاي امام خميني(ره) - هرچند همچنان كاربري ديگري دارد و براي برگزاري نمايشگاه ساخته نشده است- اقدام شجاعانهاي بود كه براي رهايي ناشران از مشكلات ناشي از محل قبلي بود. داشتن فضاي مناسب و متراژ مطلوب مسقف، امكانات رفاهي و بهداشتي، دسترسي مناسب و در دسترس بودن و... همه ويژگيهاي ارزشمندي هستند كه ميتواند استاندارد مطلوب برگزاري اين نمايشگاه را افزايش دهد.
در واقع بعد از حدود ۲۵ سال حضور در نمايشگاه و تجربههايي كه در همه جابهجاييها وجود داشت، امروز ميتوانم بگويم بايد فعلاً تصميم بگيريم نمايشگاه را در همين مصلی برگزار كنيم. باور داشته باشيم كه اين محل بيش از هر محل ديگري براي برگزاري اين رخداد ويژگي دارد و بايد براي حفظ آن تلاش كنيم. رويه خانهبهدوشي كه نيروي انساني و هزينه مالي و انرژي را به دنبال دارد، بايد يك جايي متوقف شود. حالا حتماً مسئولان در تلاشند براي دورههاي آينده محلي كه همه اين ويژگيهاي اصلي چون در دسترس بودن، دارا بودن همه امكانات بهداشتي و رفاهي و... را دارد، پيدا و آن را آماده كنند. در عمل اما همين مسئله ممكن است سالها به طول بينجامد، لذا بايد تا آن زمان روند جابهجاييهاي پرهزينه را متوقف كنيم. همين مسئله را اگر بتوانيم در اين سالها حل كنيم كمك بزرگي به نمايشگاه و علاقهمندان به كتاب و كتابخواني كردهايم. بههرحال اين رويداد صرفاً يك فستيوال بزرگ فرهنگي نيست و جنبههاي زيادي دارد كه بايد در نوشتههاي ديگر مفصل بدان پرداخت. سه نسل با نوستالژي نمايشگاه كتاب از زمان حضور در بزرگراه چمران كه الحق رويداد تأثيرگذاري شده بود تا روزهاي پرمخاطب دهه 80 سر كردهاند. اين خاطره بازي براي همه ما بايد ارزشمند باشد و به آن احترام بگذاريم، البته باید در فكر و سياستگذاري نهايي براي ساخت و آمادهسازي محلي كه همه مردم و ناشران روي آن اجماع داشته باشند، باشيم.
يادمان نرود كه نمايشگاه كتاب تهران متعلق به وزارت ارشاد و اتحاديه ناشران نيست، متعلق به همه مردم ايران است و ويترين آگاهي و شعور يك ملت را بايد پاس داشت. اين نياز جامعه ماست و البته روزهاي خوبي كه پيش رو داريم، نشان ميدهد هنوز هم اين مردم بايد قرارشان بامطالعه و كتاب ماندهاند و اين خاطره شريف را از ياد نبردهاند؛ رويدادي كه براي يك نسل ديگر هم خاطره ميشود و ما در رؤياي اين نسل بايد نقش خودمان را به خوبي ايفا كنيم.
*مدير كميته اجرايي نمايشگاه كتاب تهران