
ايزد مهرآفرين
منيژه حكمت با سومين اثر سينمايي خود «جاده قديم» در بخش مسابقه سيوششمين جشنواره ملي فيلم فجر حضور دارد. حكمت كه تنها زن كارگردان حاضر در بخش مسابقه سينماي ايران است،تهيهكنندگي اين پروژه را نيز برعهده دارد.
«جاده قديم» داستان زني كارمند را روايت ميكند كه شب عيد نوروز با مشكلاتي مواجه ميشود. نقش اصلي اين فيلم برعهده مهتاب كرامتي است. آتيلا پسياني و پرويز پورحسيني ديگر بازيگران اين پروژه سينمايي هستند.
«جاده قديم» در نقطه ابتداي شروع فيلم خوب و خوشفرم و رو پايي است كه مخاطب را با خود همراه ميكند. شروع داستان خوب و حسابشده جلو ميرود. گرهافكني كه براي شخصيت اصلي فيلم (مهتاب كرامتي) پيش ميآيد،گره خوب و درگيركننده و تازهاي است. همه اينها تا نيم ساعت ابتدايي حسابشده و درست و منطقي پيش ميرود و مخاطب را با فيلمي درگيركننده مواجه ميكند.
اما همه اينها به يكباره فرو ميريزد. انگار كه فيلمساز تا اينجا زورش بيشتر نرسيده كه داستان را سرپا نگه دارد و از گرهافكني جديد و نيروي پيشبرنده براي بقيه داستان و فيلم خبري نيست. داستان در جا ميزند و پيش نميرود. با اينكه نويسنده و فيلمساز كوشيدهاند كه يكي دو خط داستاني ديگر به قصه اضافه كنند ولي باز چيزي جلو نميرود و يك موقعيت چندين و چندبار دايرهوار تكرار ميشود و مخاطب در همان نقطه ابتداي فيلم گير ميكند. با اينكه حوادث فرعي در دل داستان ميكس شدهاست،اما اينها هيچ فايدهاي ندارد و فيلم هر چه جلوتر ميرود، عقبماندهتر و كهنهتر و كليشهايتر ميشود. يكي دو نفر از بازيگران اصلي اصلاً از پس نقششان بر نميآيند و يكي از نقاط ضعف بزرگ فيلم همين بازيگرها هستند؛ گرچه مهتاب كرامتي در فيلم بازي خوبي از خودش به نمايش ميگذارد و تا حدود زيادي كليشههايي كه در اين چند سال از بازي اين بازيگر در ذهن مخاطبان ايجاد شده، از بين ميرود. در مورد بقيه بازيها هم بايد گفت يكسري تيپسازيها در ذهن كارگردان بوده كه موفق نشده اينها را در اجرا درست و منطقي پيدا كند و همه تقريباً روي هوا هستند و پرورده و پخته نشدهاند.
اما مهمترين نكتهاي كه درباره اين فيلم ميشود گفت، اين است كه وقتي سينماي ايران ميخواهد درباره موضوع مهم، به روز و قابل بحثي مثل اختلاس و كلاهبرداري فيلم بسازد و به نوعي حرف بزند يا مانيفست بدهد، طرح اين موضوع براي سينماي ايران هم زود است هم باورناپذير. وقتي سينماي ايران خودش و سابقه سازندگان و تهيهكنندگانش كمترين شفافيتي در اينباره دارند و سال به سال شاهد اختلاسها و رقمهاي نجومي بیحساب و كتاب در اين سينما هستيم، چگونه ميشود حالا از يك فيلم توقع داشته باشيم بيايد در مورد اختلاس حرف بزند و صادق باشد. سينماي ايران اول بايد نور را روي خودش بتاباند و خودش چگونگي توليد اين همه فيلم در سال را شفاف كند كه سرمايه اين فيلمها از كجاها ميآيد. اين دستمزدهاي نجومي از كجا به سلبريتيها داده ميشود. وقتي تكليف ورود سرمايههاي مشكوك به سينماي ايران مشخص شد،آن روز سينماگران بيايند فيلمي ضد اختلاس بسازند. اگر روزي سينماي ايران به اين پرسشها جواب داد، شايد بشود به اينكه روزي فيلمي صادقانه درباره اختلاس بسازد هم فكر و اعتنا كرد.
به هر حال در اين شرايط باورناپذير است كه مجموعهاي با اين همه نقطه تاريك كه بخش قابلتوجهي از آن درگير همين موضوعات است،حالا بياید و فيلمي ضد اختلاس بسازد و بخواهد درباره شفافيت مالي در كشور صحبت كند. قبلاً سينماي ايران دو نوع فيلم داشت؛ فيلم خوب و فيلم بد، حتي فيلمهاي بد سالهاي دور سينماي ايران يك ايمان و اعتقادي درخود نهفته داشتند كه هم ديدنشان براي مخاطب جذاب بود و هم مخاطب دوست داشت. با اينكه به هيچ وجه فيلمهاي خوبي به لحاظ فني و تكنيكي نبودند، واقعاً فيلم بد بودند اما الان سينماي ايران پر شده از فيلمهاي خنثي و بيبو و بيرنگ و بیشكل كه شما نميتوانید دركليت ديده شدن آن را به كسي توصيه كنيد. شايد فيلمي چند سكانس خوب داشته باشد ولي كليت اكثر فيلمهاي سينماي ايران بيخاصيت و خنثي شدهاند و تكليفشان نه با خودشان مشخص است نه با مخاطبانشان. از شما ميپرسند فيلم چطور بود ؟ ميگویيد «اي بد نبود» و اين نوع فيلم و فيلمسازي بدترين نوع سينماست.
در پايا ن بايد گفت «جاده قديم» داستان و موقعيت تازهای ندارد، اما تا دلتان بخواهد اسپانسر دارد؛ از مهتاب كرامتي و كارمانيا و سامسونگ تا آژانس پرورش گل و گياه و مؤسسه توسعه اقتصاد هنرآتيه به علاوه بيلبوردهاي بانك و اسنپ ياري كردهاند تا خانم حكمت بعد از 10سال فيلم بساسزد.