
غلامحسين بهبودي
تاريخ نشان داده است كه اقليتهاي مذهبي، خصوصاً برادران و خواهران ارمني، هيچگاه به زادگاه آباواجداديشان پشت نكردهاند و در حوادث مختلف دوشادوش مسلمانان ايستادهاند. دفاع مقدس يكي از آوردگاههايي است كه همدلي ايرانيان مسيحي را به خوبي نشان داده است. در جنگ تحميلي 89 نفر از اقليتهاي مذهبي به شهادت رسيدند كه ارمنيها بيشترين سهم را در اين ميان دارا هستند.
به گزارش «جوان»، در جنگ تحميلي شوراي خليفهگري تهران با تشكيل ستادي ويژه، سازماندهي و اعزام گروههاي صنعتگر ارمني به مناطق جنگي را آغاز كرد. 9 گروه از حوزه خليفهگري تهران، چند گروه از اراك و چندين گروه ديگر از حوزههاي خليفهگري اصفهان و تبريز به مناطق جنگي اعزام شدند. اين گروهها با استقرار در پشت جبهه به مرمت ماشينهاي جنگي و راهسازي، ساخت و راهاندازي سردخانهها، بيمارستانهاي صحرايي و كارهايي از اين دست ميپرداختند كه هر گروه حدود يك تا دو ماه در منطقه فعاليت ميكرد. اعزام گروههاي صنعتگر ارمني از 1362 تا 1367شمسي ادامه يافت.
در كنار چنين اقدام هماهنگ و ساماندهي شدهاي، بسياري از ارمنيها نيز به عنوان يك رزمنده در جبهههاي جنگ حضور يافتند. شهيد دادند، جانباز شدند يا به اسارت درآمدند. در خصوص حضور ارمنيها در جنگ خاطرات ارزشمندي در اذهان رزمندگان دفاع مقدس بر جاي مانده است.
در كتاب پايي كه جا ماند، به قلم سيد ناصر حسينيپور، نويسنده و راوي اين كتاب در خصوص يكي از اسراي ارمني ميخوانيم: بعد از ظهر عراقيها آمدند سراغ داوتيانس و با او همصحبت شدند. نگهبان ارمني (عراقي) نيز همراهشان بود. درجهدار عراقي كه از بقيه ارشدتر بود، به داوتيانس گفت: تو كه ارمني هستي، چرا براي خميني ميجنگي؟ داوتيانس گفت: درسته كه من ارمنيام اما ايرانيام. سربازم و بايد خدمت خودم را در ارتش بگذرانم. چهره درجهدار و ديگر نگهبانهاي عراقي در هم رفت... دلشان ميخواست او در صحبتهايش اظهار پشيماني كند و نسبت به ايران و امام پايبند نباشد. حسينيپور در همين كتاب ميآورد كه داوتيانس، اين آزاده ارمني، در كنار يك پيرمرد مسلمان بيشترين كمكها را به او كه مجروح شده بود ارائه ميدهد. همچنين داوتيانس در شرايطي كه هيچ آبي در اختيار اسراي ايراني قرار نميگرفت، از طريق ارتباطگيري با يكي از نگهبانان ارمني عراقي، از او پارچ آبي ميگيرد، ولي بدون اينكه خودش بنوشد، آن را در اختيار ساير اسرا قرار ميدهد. داوتيانس با محبت، فداكار و دلسوز بود. خودش پارچ آب را مقابل دهان مجروحان ميگرفت تا هر كدام چند قلپ بنوشند.
در كتاب گزارش يك بازجويي و در ذيل خاطرات يك اسير عراقي نيز آمده است كه ميگفت: پيش از اسارتم در عملياتي همراه سرلشكر ماهر عبدالرشيد فرمانده سپاه هفتم عراق بودم. ديديم يك درجهدار دارد يك اسير ايراني را به شدت كتك ميزند و دستبردارش نيست. ماهر عبدالرشيد خطاب به درجهدار گفت: چرا اين اسير بيچاره را اين همه كتك ميزني؟ درجهدار در جواب گفت: قربان اين اسير به خميني فحش نميدهد. ماهر عبدالرشيد گفت: اگر فحش نميدهد، اينقدر زدن ندارد. درجهدار گفت: قربان من از اين موضوع عصبانيام كه اين اسير ارمني است و به خميني فحش نميدهد!
به اين ترتيب در سراسر دفاع مقدس و در كنار حماسهآفرينيهاي رزمندگان اسلام، شاهد همراهي و همدلي كمنظيري از ارامنه هستيم كه با احساس وظيفهشناسيشان دوشادوش هموطنان مسلمان ايستادند و دشمن را از تجاوز به اين آب و خاك پشيمان ساختند. شهداي ارمني در حالي جان خود را در جبههها به خطر ميانداختند كه حتي دشمنانشان نيز با تعجب به اين همه تعصب و غيرت آنها نگاه ميكردند.
در پايان يادي ميكنيم از شهيدان: زوريك مراديان مسيحي، ژيلبرت ملكم آبكاريان، صارمي يانيكيان، پايلاك آوِديان، رازميك داوتيان فريدن، رازميك هونانيان فريدني فريدن، وازگن آوانسيان فريدن، رافيك رشيد زاده، سوِرن خانلريان، واهان الله، اديك نِرسِسيان، واهيك باغداسايريان، وازگن آداميان آغاجاري، ژوزف شاهينيان و وارطان آقاخانيان تهران....