
حسن روانشيد*
اين ماجرا عقبهاي بس طولاني دارد، زماني كه ارتباطات فرهنگي كشور با فرانسه عجين شده بود و دولت قاجار دانشجويان و حتي دانشآموزان خانوادههاي ثروتمند ايل قجر را تشويق ميكرد تا براي ادامه تحصيل به پاريس بروند و آنها نيز با استفاده از امكانات فراواني كه داشتند اين راه طولاني را با كشتي يا قطار و از طريق مرزهاي مختلف به خصوص شوروي سابق سپري مينمودند و آنگاه مسير اوكراين را در پيش گرفته تا بالاخره به فرانسه يا انگليس برسند. كساني كه در خانواده سياستمداران متولد شده بودند، قطعاً لندن را انتخاب ميكردند و آنهايي كه شيفته هنر و ادبيات بودند، راهي اروپا ميشدند و مسير پاريس را در پيش ميگرفتند و اين روند تحصيلات عاليه براي فرزندان سران كشور بود كه تا دوران پهلوي هم ادامه داشت و رضاخان نيز به تأسي از ايل قاجار فرزندش را به اسكانديناوي سپرد تا سرسپردهاش كنند! فرقي نميكرد اروپا اروپا بود، آنها چشمشان به راه بازگشت پولهاي مختصري ميماند كه براي خريد نفت يا فرش ايران ميدادند. بعضي از اين دانشجويان كه جذب خوشگذرانيهاي متنوع آن ديار ميشدند در اولين فرصت تن به ازدواج با دختران غربي داده و افسار را به آنها ميسپردند تا هر كجا ميخواهند ببرند و بعضي ديگر بدون اينكه در فكر وصلت باشند، بيخيال به خوشگذراني ميپرداختند و معدودي نيز بهسوي تحصيل علم ميرفتند تا براي كسب مقامات عاليرتبه به كشورشان بازگردند كه اكثراً در طول اقامت و تحصيل تهي از فرهنگهاي ميراثي ميشدند و وجود خود را مملو از انديشههاي غرب ميكردند و حتي زبان مادري را نيز به فراموشي ميسپردند و آنگاه كه عزم بازگشت به ميهن را داشتند چهرهاي نو و تفكراتي شستوشو داده شده را به همراه ميآوردند.اين قسمتي از واقعيات تلخ آغاز دوران استعمار و استثمار غرب در زمان سلطه بر حكومتهاي وقت قاجاريه و پهلوي بود كه تا حدودي به يك بدعت تبديل شد اما هدف نهايي از شستوشوي مغزي تنها مهاجراني نبود كه قصد بازگشت داشتند، آنها بهجز شخص دانشجو براي خانواده و دوستان او در ايران هم سوغاتيهايي تدارك ديده بودند كه ميتوانست ساكنان اينسو را نيز به مرور زمان جذب خود نمايد! اين فرنگرفتگان در بازگشت چمداني از رهاورد به همراه داشتند كه چيزي نبود جز تعدادي كتاب ايدئولوژي ماديگرايي براي خود و ارائه به دوستان و همشاگرديهاي قديمي و تعدادي لباس زنانه الگو گرفته از پوشاك مد روز اروپا سنبلي از ملكه انگليس و ماري آنتوانت و ناپلئون بناپارت در فرانسه و همچنين پيپ و توتون و نمونههايي از مشروبات الكلي براي آقايان و در نهايت عروسكهايي دخترانه از همين افراد با لباسهايي بلند اما آستينهاي كوتاه و سينهاي باز! و اين آغاز انتقال تمدن غرب در زمينه رنسانس دينگريزي بود كه اينگونه به ايران ميرسيد. هشدار سالهاي ۴۲ و 43 زماني به فريادهاي بيامان در سال ۵۷ تبديل شد كه فشارهاي اختناق به سر حد خود رسيده بود، بنابراين به انفجار بزرگ تحت نام انقلاب نور مبدل شد و اينگونه توانست تسلط غرب را پس از يك قرن منحط كند. در لابهلاي اين تحولات بعضي از لايهها بهجا ماندند كه آثار نامطلوبشان دامنگير جامعه است و در اين ميان بعضي از دولتها از آن غافل ماندهاند درحاليكه بهخوديخود نقش قابلتوجهي در جهان دارند. در حال حاضر بعد از تجارت اسلحه، مواد مخدر و لوازم آرايشي جايگاه فروش عروسك، اسباببازي و صادرات آن به ايران قابلتوجه است، درحاليكه از رقم 50 ميليون دلاري ورود رسمي از طريق گمركات كشور سهم بسيار ناچيزي را به خود اختصاص داده است. البته نسبت سرانه سالانه اين هزينه در امريكا 350 دلار بوده درحاليكه ايران با سرانه ۵ درصدي مواجه است! واردات عروسكهاي غربي و شرقي تنها از طريق رسمي صورت نميپذيرد و اين كالا نيز همچون ديگر محصولات خارجي واسطههاي قاچاق فراواني دارد، از سوي ديگر تعداد توليدكنندگان داخلي عروسك و اسباببازي در حال حاضر 150 مؤسسه بوده و ۲۵ شركت دانشبنيان نيز به طراحي و توليد آن ميپردازند كه اين سرجمع كوچك نميتواند جوابگوي نياز و افزايش درصد علاقهمندان باشد، بنابراين براي رفع اين تنگنا و خروج نفوذ غرب و شرق در حيطه فرهنگ اسباببازي و عروسك نياز به توجه يكپارچه مسئولان به كساني است كه پا به اين عرصه ميگذارند ازجمله طلبهاي كه در مشهد مقدس كارگاه كوچكي را در روستا به ساخت عروسكهايي تحت عنوان زينب و محسن اختصاص داده و تعداد 3هزار از اين توليد را در اربعين حسيني و در خراسان رضوي بين كودكان توزيع كرده است. نامبرده كه در آغاز طرحهاي خود را به بعضي از كارگاههاي موجود ارائه داده با پيشنهادهايي عجيبوغريب ازجمله فروش نمونهها براي توليد كلان به كارخانههاي چيني روبه رو شده است، همانگونه كه كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان چند سال پيش در اجراي اين طرح ناموفق بود، همانطور كه هنوز هيچ ارگاني نتوانسته دست اين طلبه مبتكر خراساني را بگيرد تا همچنان سيل عروسك و اسباببازي غرب و شرق بهسوي كشور روان باشد.
*روزنامهنگار پيشكسوت