
حسن روانشيد*
شبكههاي اجتماعي و سايتهاي گسترده در سرويس آنلاين آنچنان توانستهاند اوقات فراغت و غيرفراغت را قبضه كنند كه ديگر حتي وقتي براي انديشيدن به ميراثهاي فرهنگي در گذشتههاي نهچندان دور باقي نمانده است. امروز هر كس ميتواند بهراحتي كتاب مورد علاقه خود را در سايتهاي مربوط به ارائه كتاب دانلود كرده و مطالعه كند.
البته با عنايت به اينكه كپيرايت نوعي جرم قانوني و اجتماعي محسوب ميشود از سويي ديگر ميتواند حقالناس نويسنده، ناشر يا مؤلف قلمداد شود اما بد نيست يادي داشته باشيم از گذشته تابناك اين يار مهربان كه در طول قرنهاي متوالي توانسته همچنان رفيقي صميمي و ياري ماندگار باقي بماند در حالي كه شبكههاي اينترنتي تنها قادرند حجم هزاران جلد از آن را در مخزن چند گرمي خود محدود سازند اما هنوز هم هستند كساني كه تا آن را ورق نزنند به اوج لذت مطالعه نائل نميشوند.
كتاب محصولي فرهنگي نيست كه اگر با استقبال روبهرو شد مصائبي از خود بهجا نگذارد زيرا علاوه بر بيانگيزهكردن نويسنده باعث خسارات مادي و معنوي براي مؤلف و ناشر خود شده كه اين امر خطرات عديدهاي براي فرهنگ يك جامعه دارد. سوژههاي موجود در افكار خالق اثر دچار پوشاندن سلولهاي خاكستري شده و سرمايه ناشر را بهسوي فعاليتهاي اقتصادي ديگري سوق ميدهد كه با فرهنگ جامعه منافات خواهد داشت از اين جهت ميطلبد تا متوليان امر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همّ خود را بر اين مسئله معطوف داشته و راهكارهايي براي ايجاد انگيزه در جامعه پيرامون مطالعه مبذول دارند.
تحولات انتشار رسانههاي مكتوبنبايد اين پروسه را از ذهنها زدود كه اين محصول فرهنگي همچون همه پارامترهاي مشابه فصلنامه خود را داشته و زير و بمهاي آن مربوط به جرياناتي است كه در مسير سياستهاي داخلي و خارجي ايجاد ميشود و ميتواند در تفكرات و انديشهها تغييرات قابلتوجهي داشته باشد. نبايد فراموش كرد زير و بمهاي موجود در نشر كتاب بيارتباط با تحولات در انتشار رسانههاي مكتوب نيست و هر دو با هم رابطه مستقيم دارد چنانكه ميبينيم در ابتدا، اين ركود با كتاب آغاز شد و پس از چندي دامن مطبوعات كشور را هم گرفت و امروز علاوه بر يار مهربان فرزند خلف او نيز كه جرايد كشور است به اين بيماري دچار شده اما دوران متلاطم در نشر كتاب به سالهاي دهه 30 برميگردد كه علاوه بر نبود امكانات چاپ و توزيع ميزان افراد باسواد، محدود به كساني بود كه بيشتر طالب نشرهاي خارج از كشور و بخصوص فرانسه بودند. به مرور زمان و پس از وقايع سياسي سالهاي دهه 40 ميزان مطالعه جامعه افزايش يافت و تا پايان همين دهه ادامه داشت.
در اين دوران كتاب از ضروريات جامعه بود كه البته محدوديتهاي انتشار و كمبود تيراژ به علت عقبماندگي صنعت چاپ كه هنوز با حروف سربي سر و كله ميزدند به اين نقص دامن زده، از سويي تحولات سياسي پس از خرداد ۴۲ نيز جامعه پا به مدرسه گذاشته و باسواد را مشتاق ميكرد تا بيشتر بداند و نقش حكومت را بر تسلط به ثروتهاي خدادادي جويا شود. اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 وسعت چاپ و انتشار افزايش و با حضور پرشتاب سينما به جامعه تعداد خوانندگان كتاب رو به نقصان رفت و اين امر باعث شد ركودي ناخواسته به اينسو بيايد و كتاب در قفسهها همچنان خاك بخورد.
پليتيكهاي مؤثر
براي عرضه يار مهربانآن زمان ناشران سعي ميكردند توليدات خود را به هر قيمت شده به فروش برسانند و انبارها را تخليه كنند، از اين نظر به دنبال راهكارهاي تازه براي عرضه ميگشتند ازجمله انتشارات گوتنبرگ در ميدان دروازه دولت اصفهان فروشگاهي بزرگ ايجاد كرد و با قرار دادن ترازو علاقهمندان را به انتخاب و خريد كتاب بهصورت كيلويي تشويق ميكرد و اين امر باعث شد بهسرعت دپوهاي كتاب در سطح كشور تخليه شوند و ناشران سرمايه اوليه خود را به چنگ آورند و از سويي جامعه را با كتاب آشتي دهند. روند اين پليتيكهاي مؤثر براي عرضه يار مهربان تا سالهاي 54 و 55 ادامه يافت و در اوايل سال ۵۶ زمزمههاي انقلاب اسلامي و تظاهرات اعتراضآميز مردم عليه حكومت پهلوي باز هم جامعه را به مطالعه روزنامهها و كتب علاقهمند كرد كه سالهاي 57 و 58 را ميتوان دوران طلايي براي ناشران و جرايد كشور دانست تا بتوانند با آخرين توان خود به كار نشر بپردازند.
بعد از يكي، دو سال باز هم نوبت اين يار مهربان شد تا سير نزولي را طي كند و پس از 10 سال اين معضل دامن مطبوعات را هم گرفت كه همچنان ادامه دارد و تركشهاي اين ركود طولاني چيزي نبود جز تعطيل شدن بزرگترين و قديميترين شركتهاي انتشاراتي كشور در تهران، ازجمله ميتوان به اميركبير اشاره كرد كه بعد از نيمقرن تلاش ناچار شد ميزان كاركنان خود را از 60 نفر به سه نفر تقليل و در نهايت محل ارائه نشر خود را به ديگري واگذار كند تا به فستفود فروشي تبديل شود!
البته طي يكي، دو سال اخير شاهد روشهاي تازهاي پيرامون فروش كتاب بهطور سيار توسط موتورهاي اتاقدار سهچرخ و چرخهاي دستي بهوسيله خانمهاي خانهدار شدهايم كه ميتواند حرفهاي براي ايجاد انگيزه در بين رهگذران باشد اگرچه در بعضي از اين بساطهاي دورهگردي كتابهايي وجود دارد كه با آرمانهاي انقلاب و فرهنگ اسلامي همخوان نيست.
*روزنامهنگار پيشكسوت