
يكي از واژههاي گهربار بيانات شيوا و فريباي جناب آقاي حيدريان، رئيس كنوني سازماني ناكارآمد موسوم به سينمايي و پيرو و ادامهدهنده راه پرغلط رئيس اشتباهي پيشين اين سازمان، در مصاحبهاش با شبكه 4سيما، كلمه باشكوه بود.
او در خلال حرفهاي رؤيايي و آرزوهاي فانتزي خود براي سينما كه با واقعيتهاي جاري سينماي ايران مغاير است، از برگزاري باشكوه جشنپارههاي فيلم منتسب به فجر دادسخن داد؛ جشني كه روزگاري متعلق به سينماي ايران، از دستاوردهاي جامعه، حامي اهالي سينما و مشوق سينماگران براي ارائه توليدات برتر و وفادار به آرمانها و ارزشهاي جامعه بود. صد البته جشن چيز خوبي است و باشكوه آن خوبتر است و هيچكس هم از جشن و شادي بدش نميآيد، ولي كدام جشن و به چه قيمت و با چه اهداف و برنامههايي؟!بادوپاره ودو هزينهشدن جشنواره فيلم فجر و جداكردن آن از فجرانقلاب و جامعه و رواج توليد فيلمهاي نازل بازاري، ديگر چيزي از جشنواره سابق فيلم فجرباقي نماندهاست كه باشكوه يا بدون شكوه برگزارشود!
آقاي حيدريان، مشاوران و دوستانشان، اصل را رهاكرده و به فروع كاذب دل سپردهاند. آنها به جاي اصلاح نواقص و يكپارچهكردن و ارتقاي كيفي و استاندارد جشنواره و بازگرداندن ارزش و اعتبار به آن و جلوگيري از هدررفت وحيف و ميل بيتالمال و مشخصكردن تكليف ميلياردها تومان مفقودشدن در ايام برگزاري جشنپارههاي مورد اشاره، كودكانه در فكر شكوهمند برگزاركردن آن هستند!آن هم جشنپارههايي كه تجارب تلخ و آثار تيره دو سال برگزاري آنها، لكهاي سياه بر سيماي آشفته سينماي كشور نشانده است. به راستي چرا بعضي نميخواهند ارج و اعتبار سينما و جشنواره به آن بازگردد و چرا كارنابلدان ميخواهند به هرقيمت، صندليهاي خود را حفظ كنند؟! اگر علت آن جهالت است كه اكنون با دانستن اشكالات خود و سينما و جشنپارههاي بدون ثمر و تجملاتي موسوم به ملي و جهاني بايد به فكر اصلاح باشند، اما چون اين كار را نميكنند، تنها ميماند يك پاسخ؛حفظ منافع! شايدهم آنها تصور ميكنند برگزاري باشكوه جشنپارههاي مذكور، آنها را هم باشكوه ميكند!سال نكوي جشنپارههاي سينمايي امسال از بهارشان پيداست!