عليرضا محمدي
اساساً نفس حضور ديپلماتها و وابستگان آنان در حوزه فرهنگ و هنر كشور نهتنها اتفاقي بيضرر است كه در اغلب موارد مي توان آن را به سود اين حوزه آن هم در بُعد بينالمللي و تعاملات مربوطه قلمداد كرد اما تجربه و سابقه سه دهه انقلاب اسلامي و مواجهه آنان با اركان اساسي انقلاب ثابت كرده است كه تنها اگر بهاندازه يكچشم بر هم زدن از اقداماتشان در داخل كشور غفلت شود قطع بهيقين نتيجه و ماحصلي جز خسارت فراوان براي انقلاب، كشور و مردم در پي نخواهد داشت.
اتفاق ناخوشايندي كه تاريخ اين سرزمين كم به خود نديده و هزينههاي بسياري كه براي جبران آن پرداختنشده است و حال در آستانه چهارمين دهه از انقلاب اسلامي و با خلأ و كمكاري ايجادشده در بدنه دولت روزبهروز شاهد جولان دادنهاي بيشازپيش اين عناصر نامطلوب تحت عناويني چون سازمانها و انجمنهاي مردمنهاد بينالمللي، اعضا و ديپلماتهاي ارشد سفارتخانهاي همچون سفرا، رايزنان فرهنگي و ساير وابستگان آنان در حوزههاي تخصصي هنري كشور هستيم؛ از حضور مستمر و گسترده در سالنهاي تئاتري و سينمايي گرفته تا بازديدهاي نمايشگاهي، گالري گردي و عليالخصوص ميزباني هنرمندان در مهمانيهاي خصوصي و نيمهخصوصي كه نهتنها قرابتي در راستاي تعاملات فرهنگي و هنري نداشته بلكه بيشازپيش در خدمت نقشههاي از پيش طراحيشده براي ضربه زدن بهنظام و انقلاب بوده اما با علم و آگاهي از اين بديهيات ذكر چند مورد بسيار لازم و ضروري است.
ابتدا بايد توجه داشت قاطبه فرهيختگان و هنرمندان كشور دل درگرو نظام و انقلاب دارند و اگر نقدي نيز از جانبشان مطرح و به هر نوعي بيان ميشود در چارچوب درون نظامي بوده و هرگونه خطكشي و دستهبندي بهواسطه بيان ديدگاهها دقيقاً نعل به نعل برنامهاي است كه دشمن ساليان سال در پي انجام آن بوده اما از طرفي اينكه عدهاي از هنرمندان و جامعه هنري بدون اطلاع و آگاهي مجدد تأكيد ميشود - بدون اطلاع و آگاهي- با اين عناصر نامطلوب وارد مراوداتي ميشوند خدايناكرده نه به هدف ضربه زدن به كشور كه تنها براي رونق و پيشرفت تخصصي خود و آثارشان صورت گرفته است وظيفهاي است كه انجام آن بر عهده دولت بوده و درنهايت تأسف و در خوشبينانهترين حالت ممكن مديران مربوطه و منتسب به دولت در انجام آن كمكاري(!) محض و محرز كرده و زمينه اقدامات فردي و شخصي هنرمندان و جامعه هنري كشور را با اين محافلِ نفوذ عملاً و علناً فراهم كرده است.
اجازه دهيد نگارنده به اين واقعيت تلخ اشاره كند كه وقتي بعضي مديران فرهنگي دولت براي دلالان، وابستگان سفارتخانهها و حتي كارمندان دونپايه و محلي - كه اغلبشان نيز به واسطه ايجاد روابط فرا اداري از قضا خانم(!) انتخاب ميشوند- اختيارات فراوان و حمايتهاي بيحد و مرزي در حيطه مسئوليت خود فراهم ميكنند در مواجهه با يك ديپلمات مؤثر از يك سفارتخانه دقيقاً ميشود مصرع معروف آن شاعر شيرينسخن كه فرمودند: «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل».
و اين واقعيتي تلخ از رويدادي است كه در حوزههاي تئاتر و سينما عليالخصوص در سالهاي اخير بهوفور رخداده و روزبهروز دامنه آن گستردهتر و ژرفاي آن عميقتر نيز ميشود اما در اين ميان و در مقوله تئاتر بهواسطه ارتباط مستقيم با هنرمندان و ضريب نفوذ بسيار بالاي اين حوزه، بيش از سينما مورد توجه و هدف سفارتخانهها قرارگرفته كه متأسفانه متوليان امر بهجاي جلوگيري از نفوذ روزافزون تنها سكوت اختيار كرده و خود را حسابي به كوچه ديگر زدهاند به گونهاي كه گويي نه خاني آمده و نه خاني رفته.
بهعنوان نمونه و در همين مورد اخير ميتوان به فعاليتهاي كاملاً مشكوك، نامتعارف و شائبهبرانگيز سفارتخانه انگليس بهخصوص شخص سفير در حوزه تئاتر و سينما اشاره كرد؛ از حضور علني و پررنگ در پشتصحنه فيلمها و سريالها تا حضور در سالنهاي تئاتري و رايزنيهاي مستقيم با هنرمندان براي برقراري ارتباط ناگفته پيداست كه چه اهداف و برنامههايي عليه كشور در سردارند اما نكته مهم اين يادداشت نه اين حضور و فعاليتهايشان است كه همگان ميدانند و سالهاي سال نيز بهرغم عدم توجه بارها و بارها تذكر دادهشده بلكه غفلت و غيبت مديران فرهنگي متعهد به انقلاب و نظام در اين حوزه است كه فضا را براي جولان دادن عناصر نامعلوم و نامطلوبي چون امثال اين سفارتخانه و ديپلماتهاي آن فراهم كرده است.