کد خبر: 869943
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
حسن روانشيد
حسن روانشيد*
 
حفظ دندان‌ها كه يكي از باارزش‌ترين نعمت‌هاي الهي براي سلامتي روح، روان، جسم و جان است كه بايد از آنها محافظت نمود. اما با كمال تأسف به‌رغم پيشرفت‌ها و آگاهي‌هاي علمي كه در طول اين سال‌ها حاصل شده همچنان به حفظ اين سرمايه پربها وقعي نمي‌گذاريم و اجازه مي‌دهيم از درون پوسيده و فرسوده شوند و آنگاه ‌كه درد جانكاه آن وجودمان را فراگرفت تازه از خواب غفلت بيدار شده و مجدانه به ‌سوي علاج مي‌رويم كه آگاهيم علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد! مي‌توان از همان آغاز كودكي و نوجواني زمان و بودجه مختصري را به اين كار مهم اختصاص داد و ريشه‌ها را ترميم و تعمير نمود و اجازه نداد در آرامش و سكوت بپوسند كه در نهايت چاره‌اي جز كشيدن آنها نداشته باشيم! از دست دادن دندان‌هاي طبيعي براي يك انسان تأسف‌آور است اما مي‌توان با روكش يا ايمپلنت و حتي پروتزهاي مصنوعي جانشين‌هايي براي آن فراهم كرد. بازهم هستند نعمت‌هايي كه يكدانه‌اند و اگر در اثر غفلت يا بي‌مبالاتي از كف رفت راهي براي بازگشت آنها نخواهد بود، از آن جمله مي‌توان به ميراث‌هاي علمي و فرهنگي اشاره كرد.
 
هركدام از آنها كه به نظر مي‌رسد حاصل خون‌دل‌هاي نسل‌هايي درگذشته هستند كه بدون امكانات فني و عملي امروز ساخته ‌و پرداخته شده‌اند و حراست از آنها بسيار بااهميت‌تر از دندان‌هايي است كه قابل‌ترميم و جانشين هستند. دشمنان تمدن باستان كساني هستند كه روبنايي مي‌انديشند و جز تخته‌پاره‌هاي صنعت اتوماتيك چيزي براي عرض‌اندام ندارند و مي‌دانند آثار و صنايع‌دستي كه در مقابل صاحبان آن اجسامي زنده‌اند، قادرند با روح‌ها ارتباط برقرار كرده و انگيزه را در آنها زنده نگه‌دارند بنابراين سعي مي‌كنند و خود را موظف مي‌دانند اين زنجير قدرتمند اتصال به گذشته را نيز قطع كنند تا بتوانند از طريق ساخته‌هاي روبنايي خود در بدنه قلب‌ها نيز نفوذ نمايند. ايران‌زمين هميشه جايگاه اين يادگارهاي كهن بوده و هست تا به‌واسطه زنده‌بودن آنها فرزندان خود را در كنارش داشته باشد. وسعت اين آثار ارزشمند و گرانبها به‌قدري گسترده است كه با توجه به تلاش دشمنان براي نابودي و انهدام آنها هنوز هم‌ريشه‌هاي تنيده آن در آب‌ و خاك رشد و نفوذي وصف‌ناپذير دارد.
 
به هر شهر و روستايي كه پا گذاشته شود اثر يا آثاري خاص خود دارد تا جايي كه آمار آن از آرشيو دستگاه‌هاي مسئول نيز خارج ‌شده است و همين بي‌اطلاعي و بي‌توجهي زمينه را براي بي‌انگيزه شدن هنرمندان و غارت دشمنان فراهم مي‌كند. انجام كارهاي هنري و صنايع‌دستي ظريفه در عين اينكه شوقي فراوان را در هنرمند ايجاد مي‌كند اما با زحمات زيادي روبه‌روست كه به ‌مرور زمان و پا به سن گذاشتن خالق و خستگي روحي از بي‌انگيزه شدن نفس كار به كناري گذاشته مي‌شود و نسل‌هاي بعد كه شاهد بي‌مهري مسئولان به هنرمندان عاشق و شيفته هستند نيز تمايلي به ادامه كار نشان نمي‌دهند. مخراج‌كاري كه نوعي هنر مرصع است و ايران و به‌خصوص اصفهان پايگاه اين هنر دستي در جهان بوده است در حال انقراض مي‌باشد. سال‌هاست به علت كم‌اطلاعي و بي‌توجهي مسئولان فرهنگي پيرامون اين هنر ظريف كه اكنون در دنيا و به‌خصوص چين و اروپا به‌صورت ماشيني و قالب‌بندي درآمده باعث شده معدودي از بازماندگان چيره‌دست به علت مشكلات عديده، كارگاه‌هاي خود را جمع‌آوري و تعطيل و مغازه‌هاي عرضه اين هنر را نيز به فروش لوازم‌ آرايش و بدليجات رهاورد از چين و پاكستان اختصاص دهند و از سويي بازهم به ‌دليل بي‌اعتنايي و شايد بي‌توجهي مسئولان صنايع‌ دستي، صدور پروانه كارگاه‌هاي اين حرفه به اتحاديه طلا و نقره سپرده‌ شده كه هيچ سنخيتي با اين رشته ندارند و در نهايت باعث مي‌شود 500پروانه ساخت اين هنر دست قديمي و منحصربه‌فرد بي‌اعتبار شود! جا دارد مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و صنايع‌دستي وقت بيشتري را صرف اين هنر چيره‌دستي يادگارهاي باارزش و به‌جامانده از آن نمايند و اجازه ندهند به‌جاي ترميم، ريشه‌ها سوزانده شوند! كه احتمال مي‌دهند ظرافت در صنعت طلا و نقره به حضور هنرمندان صاحب‌نام مخراج‌گري بستگي دارد كه توانسته است در جهان نام‌آور شود.
 
*روزنامه‌نگار پيشكسوت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار