فرزين ماندگار
هوشنگ مرادي كرماني را همه با قصههاي مجيدش ميشناسند، داستانكهايي كه آوازه بينالمللي پيدا كرد و به زبانهاي مختلفي ترجمه و منتشر شد، بعدها كيومرث پوراحمد با جلوي دوربين بردن قصههاي مجيد به واسطه سينما و تلويزيون نام مرادي كرماني را پرآوازهتر كرد. اين نويسنده نامآشنا درست در زماني كه سينما و ادبيات كودك و نوجوان ايران در اوج قرار داشت به شهرت رسيد، زماني كه برخلاف بچهها هنوز براي هنرمندان اين كشور مهم بودند و اولويت اول محسوب ميشدند.
مرادي كرماني روز گذشته يكي از مدعوين جلسهاي به نام همانديشي تأثير مفاخر پيشكسوت بر ادبيات كودك بود و در اين نشست عنوان كرد كه من نميتوانم درباره داستاننويسي توضيح دهم؛ من راننده تاكسيام نه معلم رانندگي! وخلاقيت جدا از نظريهپردازي است.
هوشنگ مرادي كرماني كه حالا ديگر در عرصه ادبيات كودك و نوجوان پيشكسوت محسوب ميشود، گفت: من بلد نيستم درباره آدمها حرف بزنم. من ميتوانم درباره آنها قصه بنويسم. همين حالا داشتم با خودم فكر ميكردم درباره اين چهار پيشكسوت ادبيات كودك و نوجوان چه بگويم و كدام يك را انتخاب كنم كه نگاهم به نوشته روبهرو افتاد: جناب آقاي هوشنگ مرادي كرماني؛ خود اين يك قصه است. زماني من كوچك بودم و به من «هوشو» ميگفتند. به مدرسه كه رفتم «هوشنگ» صدايم ميزدند. بعد كه بزرگتر شدم آقاهوشنگ و آقاي مرادي كرماني و حالا جناب آقاي هوشنگ مرادي كرماني.
نويسنده «قصههاي مجيد» در ادامه به داستان القاب و عناوين اشاره و بيان كرد: ما آدمها هر چه بزرگتر ميشويم، بيشتر خود را گرفتار اين القاب و عناوين ميبينيم. حالا اگر بخواهيم درباره خودمان هم حرف بزنيم كه ديگر هيچ. چراكه براي من يكي از بدترين و سختترين كارها اين است كه درباره خودم بگويم. براي مثال وقتي به شهرهاي مختلف ميروم از من ميخواهند درباره داستان بگويم و پاسخ من اين است كه من راننده تاكسيام نه مربي آموزش رانندگي. من بلدم شما را سوار داستان كنم و در روايتم بچرخانم ولي نميتوانم رانندگي را به شما ياد بدهم.
مرادي كرماني به نقش جبار باغچهبان، مهدي آذريزدي، توران ميرهادي و نوشآفرين انصاري اشاره و بيان كرد: من از اين چهار نفر بسيار آموختهام. اين افراد قصه و ادبيات را به نمايشگاه برده و تئوريزه كردهاند. اگر شوراي كتاب كودك نبود شايد خود من، همين قدر كه الان شناخته و به جامعه جهاني معرفي شدهام هم معرفي نشده بودم اما هيچ كدام كار خلاقه انجام ندادهاند. حالا در اين ميان، مهدي آذريزدي به سادهنويسي براي كودكان پرداخته و من چقدر از او خواستم تنهاييها و خاطراتش را بنويسد همان كاري كه محمدعلي اسلامي ندوشن در كتاب «روزها» كرد. به هر حال تخيل و خلاقيت يك نويسنده در اين پيشكسوتان نيست اما كسي هم نميتواند منكر نقش آنها در ادبيات كودك و نوجوان شود.
با ترجمه تركي منتشر شد
عرضه مجموعه شعر
و داستان از نيما و دانشور
در تركيه
مجموعه شعر «تو را من چشم در راهم» از نيما يوشيج و مجموعه داستان «به كي سلام كنم؟» از سيمين دانشور، به زبان تركي ترجمه و منتشر شد.
اين كتاب توسط اوكان آلاي ترجمه و همچنين توسط انتشارات هل در بهار سال ۲۰۱۷ منتشر شده است. مترجم در مقدمه كتاب خود با اشاره به اينكه شعر ايران محدود به مرزهاي خود نبوده و فراسوي مرزها از شرق تا غرب ادبيات جهان را تحتتأثير خود قرار داده و در دنيا صاحب جايگاه خاصي است، مينويسد: شاعران ايراني پس از اسلام فرهنگ ايراني و اسلامي خود را به ملل مختلف به خوبي شناساندهاند.
وي سپس به گوشهاي از اهميت، ويژگيها و مزيتهاي شعر معاصر ايران و در ادامه به شرح زندگينامه نيما يوشيج ميپردازد. در بخش دوم كتاب منتخبي از اشعار نيما يوشيج ترجمه شده است كه شب، دل فولادم، كلاغ، واي بر من، قايق، افسانه و ميتراود مهتاب، از جمله آن است. همچنين بر اساس همين گزارش، مجموعه داستان «به كي سلام كنم؟» از آثار سيمين دانشور ترجمه دكتر خليل ابراهيم سارياغلو توسط انتشارات دماوند در تابستان ۲۰۱۶ به چاپ رسيده است. اديتور اين مجموعه داستان پرفسور علي گوزليوز رئيس بخش زبان فارسي دانشگاه استانبول است. اين مجموعه حاوي ۱۰ داستان با عنوانهاي تيله شكسته، تصادف، به كي سلام كنم؟، چشم خفته، مار و مرد، انيس، درد همه جا هست، يك سر و يك بالين، كيدالخائنين، سوترا است.