
بعد از وقوع زلزله در خراسان رضوي اعلام شد ۳۶ نفر مصدوم شدند و به سه هزار و ۸۵۲ نفر از زلزلهزدگان امدادرسانی شد. همچنین سرپرست اورژانس کشور تعداد قربانیان زلزله اين استان را یک نفر اعلام کرد. مطابق اعلام مسئولان امر به دنبال وقوع این زلزله ۶۷ روستا و ۱۸۰۰ منزل مسکونی، آسیبدیده و تخریبشدهاند.
*خوب شد زلزله آمد
اگرچه از دقایق ابتدایی وقوع زلزله عملیات امدادرسانی در این مناطق انجام شد و روند بازسازی منازل روستایی تخریبشده نیز بعد از يک هفته آغازشد، اما بر اساس گزارش هاي موجود مشکلات مردم در این مناطق همچنان باقی است.
روز گذشته مهر گزارشي از وضعيت زلزله زدگان روستاهاي خراسان رضوي منتشر کرد که نشان مي داد محروميت بخشي از زندگي آنان بوده و حالا آوارگي هم به آن افزوده شده است.
روستای «الغور» در ۷۰ کیلومتری فریمان است. امرارمعاش ساکنان این روستا از طریق دامپروری و کشاورزی است. بهمحض وارد شدن به این روستا، بوی نان تنوری به مشامت میخورد و کودکان از گوشه و کنار پیدایشان میشود، لبخندزنان جلو میآیند، انگارنهانگار خانههای کاهگلیشان که سقف نمور و تاریکی داشت، در هم کوبیده شده و یازده روزی است که در چادرهای هلالاحمر به سر میبرند. صورتهای آفتابسوخته و برق چشمانشان حس زندگی دارد. آنها درد را خوب میفهمند، اما حالا بار بزرگتری را بر دوش میکشند: " آوارگی"
کنار چند کودک که دورهم حلقهزدهاند میروم. وقتی میپرسم موقع زلزله کجا بودید و چقدر ترسیدید، یکی پس از دیگری جواب میدهند و با هر صحبت لبخندی چاشنی آن میکنند.
یکی از کودکان که سنش از بقیه بیشتر به نظر میآید میگوید: وقتی زلزله آمد، خیلی ترسیدم و با مادرم در خانه بودیم و به بیرون فرار کردیم و حالا خانهمان خرابشده است.
از او میپرسم این چند روز مدرسه تعطیلشده یا نه؟ جواب میدهد: از روزی که زلزله آمده، در کنار مدرسه برایمان چادر زدند و کلاسهایمان همانجا است، من درس خواندن را دوست دارم اما فقط تا پنجم دبستان میتوانیم درس بخوانیم و سوادمان تا همین کلاس است. خدا کند ما هم مدرسه دار شویم و بیشتر از پنجم درس بخوانیم. کمی نگاهم میکند و میپرسد: بازهم اینجا میآیید؟
"خوب شد زلزله آمد و مسئولان به روستای ما سر زدند و گرنه روستای ما را تا به حال هیچ کس ندیده بود."
اينها حرف هاي يک روستايي است که مي توان غم را در چشمهايش ديد و ادامه ممي دهد: بعد از زلزله آب روستا هم قطعشده و با تانکر برایمان آب میآورند.
وی در کمال تعجب از آمدن زلزله ابراز خوشحالی میکند و ادامه میدهد: مسئولان نیز فقط هر چهار سال یکبار برای رأی گرفتن میآید. خدا این زلزله را برای ما فرستاد تا آنها بیایند و ببینند که ما چگونه زندگی میکنیم. فکر کنم بعضی از مسئولانی که این چند روز به روستای ما آمدند، برای اولین بار بود و خدا کند دوباره ما را فراموش نکنند و به قولهای خود عمل کنند.
وی ادامه میدهد: تابستان و زمستان، گرما و سرمای ما فهمیده نمیشود. بچههای روستا مجبور هستند ترک تحصیل کنند چون فقط دبستان داریم و کسی را در شهر و روستای دیگری نداریم که آنها را بفرستیم تا درس بخوانند. مشکلات ما یکی دوتا نیست، از سمت تربتجام به روستای ما ۶۰ کیلومتر راه است و جادهاش هم چند کیلومتر خاکی است و زمانی که باران و برف میآید نمیشود رفتوآمد کرد. ما با این بدبختی زندگی میکنیم و سالهاست که کسی خبر ندارد و سراغی از ما نگرفته است.
در کنار روستای الغور ، روستای «دوقلعه براشک» قرار دارد که کانون زلزله است. روستايي با ۶۰ خانوار، ۱۸ دانشآموز و یک مدرسه دارد. هر ۶۰ خانوار در چادر به سر میبرند و اکثر چادرها در مکانهایی تعبیهشده که نزدیک تیرهای چراغبرق است و هیچگونه امنیت جانی برای مردم ندارد.
روستاهاي خراسان رضوي سالهاست که مسئولي به خود نديده اند و حالا در وقت تبليغات انتخاباتي خوب است حداقل براي دل خوش شدنشان هم که شده وعده اي براي آسايش و امنيتشان داده شود.