
محمدرضا عباسيان در گفتوگو با «جوان» درباره رياست محمدمهدي حيدريان بر کرسي سازمان سينمايي گفت: به مديريت حيدريان بر سينما خوشبينم و اين به خاطر اين است که معتقدم با آمدن ايشان جريان تدبير و اميد که تا پيش از اين فقط شعارش سر داده ميشد، به واقع در بطن و متن سينماي کشور برگردانده ميشود و اين مسئله به واسطه سابقه خوب حيدريان در چند دهه حضور در مديريت کلان سينماي کشور قابلپيشبيني است؛ سابقهاي که باعث شده وي شناخت خوبي از زواياي مختلف مسائل سينمايي داشته باشد.
وي به حضور طولاني حيدريان در مديريت و توليد سينما اشاره کرد: «مديريت در بخش نظارت سينما و نيز سيما فيلم که منجر به ساخته شدن کارهاي فاخر تلویزيوني شد و نيز معاونت سيما و همچنين مديريت موفق پروژه محمد رسولالله نويد اين را ميدهد که با مديريت جامع و کاملتري نسبت به قبل روبهرو باشيم، هرچند ايشان در زمان نامناسبي اين سمت را در دست ميگيرند و براي آواربرداري از سينماي کشور که با مديريت غلط طي چهار سال گذشته صورت گرفت و به جامعه سينمايي تحميل شد محتاج زمان زيادي هستند، ولي ميتوان به دستگيري سکان مديريت سازمان سينمايي در اين زمان را از اين حيث زمان خوبي فرض کرد چراکه دامنه نارضايتي سينماگران به قدري بالا رفته بود كه به آستانه غيرقابل تحملي رسيده بود و تغييرات مديريتي غيرقابل اجتناب به نظر ميرسيد.»
گرايش به هنر و تجربه نگرانکننده بودمدير اسبق سازمان سينمايي به برخي بيتدبيريهاي مديريت سابق اشاره کرد: «اتفاق بدي که در دوره مديريت آقاي ايوبي افتاد اين بود که در حوزه اجرا تمرکز بر سينماي واقعي که بتواند همه ذائقهها را دربر بگيرد و تأثير غيرقابل انکار خود را بر الهامبخشي و بالا بردن روحيه جامعه بگذارد، ديده نميشد. حتي وجه اصلي سينما يعني سرگرمي نيز آنطور که بايد مورد توجه قرار نميگرفت و متأسفانه توجه بيمورد و افراطي به سينماي موسوم به هنر و تجربه که اساساً دغدغه اکران ندارد و هزينههاي بيمورد در اين بخش، نگرانيهايي را براي آينده سينماي ايران ايجاد کرده بود.»
ضعف در بخشهاي ديگر سينماي کشور از جمله مواردي بود که عباسيان به آن اشاره کرد: «در اين چند سال حوزه نمايش خانگي به دليل واگذار شدن به افراد بيتجربه به نوعي کاملاً رها شده بود. در اين حوزه توليد آثار منطبق با سبک زندگي ايراني و مضامين الهامبخش براي جامعه و به عبارتي ديگر شکل دادن به محتواي مورد نياز جامعه مورد بيتوجهي واقع شده بود.»
بداخلاقي و تهمتپراکني به اوج خود رسيدعباسيان برگزاري ضعيف جشنواره فجر و سياستگذاريهاي غلط در دوپاره کردن جشنواره فجر را نيز به عنوان بيتدبيريهاي ديگر مديريت سابق برشمرد. به گفته وي، «بليه ديگري که مديريت سابق گرفتار آن بود حجم وسيع دروغپراکني و تهمتزني و نيز غيرواقعنمايي بود که منجر به فجايع ديگري عليه فعالان سينمايي ميشد که اين بداخلاقيها نيز انتظار ميرود با آمدن آقاي حيدريان ديگر به چشم نيايد.»
شو و تبليغات حرف اول را ميزدوعدههاي دروغ و بيپايه و اساس مورد ديگري بود که در اين دوره به چشم ميخورد. در بحث بينالملل بارها از پروژههاي مشترک سينماي ايران با کشورهاي خارجي و از جمله کشور چين سخن به ميان آمد، گويي که قرار است سالانه 10 فيلم به شکل همکاري مشترک ساخته شود. اکرانهاي خارج از کشور و فروش رايت هم جزو حرفهايي بود که وعده داده ميشد، اما اتفاقي در اين زمينه نيفتاد. حتي بحث VOD که گفتند راهاندازي شد، ولي چيزي مشاهده نشد. وي از بسياري از عملکردهاي مديريت سابق سينمايي کشور به عنوان شو و تبليغات ياد کرد که به طور طبيعي نتيجهاي دربرنداشت، اما به اعتقاد اين مدير اسبق سينمايي، حيدريان مدير عملگرايي است که صرفاً بر پايه شعار و حرف کارش را پيش نخواهد برد و ثابت کرده که مرد عمل است و همکاري با ايشان در سيمافيلم اين را ثابت کرده است.
به گفته وي، حيدريان از همه توان خود براي ارتباطات بينسازماني به نفع سينما سود خواهد برد، فارغ از اينکه او به چه طيف و گرايش سياسي تعلق دارد ميتوان به حضور وي اميدوار بود، چراکه سينما بيش از هر چيز جنبه ملي دارد و نبايد نگاه حزبي و جناحي به آن داشت و اين هنر در حال حاضر پرافتخارترين شاخه زيرمجموعه فرهنگ و هنر کشور است.