کد خبر: 842077
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۱
باز هم ماه فوريه، باز هم جشنواره اسكار و باز هم حواشي آن. هشتاد و نهمين دوره از جشنواره سينمايي اسكار در حالي آغاز شد كه وضعيت سياسي كشور امريكا تحت تأثير پيروزي جمهوريخواهان و دونالد ترامپ قرار داشت.
ياسين سرميلي
باز هم ماه فوريه، باز هم جشنواره اسكار و باز هم حواشي آن. هشتاد و نهمين دوره از جشنواره سينمايي اسكار در حالي آغاز شد كه وضعيت سياسي كشور امريكا تحت تأثير پيروزي جمهوريخواهان و دونالد ترامپ قرار داشت.
ترامپ رئيس‌جمهوري كه به محض ورودش به كاخ سفيد دستور عدم مهاجرت و مسافرت مسلمانان را به امريكا صادر كرد. همين دستور ترامپ موجب شد تا عده‌اي از كارگردانان و فيلمسازان مسلمان نتوانند براي شركت در اسكار راهي امريكا شوند.
سرخوردگي حزب مخالف ترامپ يعني دموكرات‌ها باعث شد اهالي سينماي جهان به ويژه هاليوود (كه اعضاي آن غالباً دموكرات هستند) عليه آن بسيج و همصدا شوند تا تيم داوري اسكار دست به انتخاب‌هايي بزند كه بر خلاف معمول است و پيامي معنادار براي حاكميت امريكا دارد.
البته اين واقعيت را فراموش نكنيم كه ملاك خوب يا بد بودن يك فيلم را نبايد جايزه گرفتن يا نگرفتن آن در جشنواره‌اي مانند اسكار دانست. بعضي از افراد ظاهر‌بين گرفتن جايزه را ملاك خوب بودن و با ارزش بودن يك فيلم مي‌دانند. كاملاً پيداست كه اين سخن نادرستي است، چراكه اگر چنين باشد كارگرداناني چون برگمان، هيچكاك، هاوارد هاكس و استنلي كوبريك كه هيچ گاه موفق به گرفتن اسكار نشده‌اند را بايد كارگرداناني كارنابلد و حقير بناميم يا اينكه به طور مثال بهترين فيلم استنلي كوبريك يعني 2001يك اديسه فضايي كه شاهكاري قلمداد مي‌شود را به دليل نگرفتن اسكار ضعيف و كم‌ارزش خطاب كنيم.
اسكار امسال مانند جشنواره فيلم فجر خودمان در قسمت داوري‌ها و جوايز حواشي و سر و صداي زيادي داشت.
البته از تيم داوري كه به ندرت فرد سرشناس سينمايي بين آنها قرار مي‌گيرد و اكثر آنها را افرادي گمنام تشكيل مي‌دهند توقع عملكردي بهتر از اين مي‌رفت.
در جشنواره اسكار امسال انتخاب بهترين‌ها بر خلاف بسياري از پيش‌بيني‌ها صورت گرفت.
بايد به ديده شك و ترديد به انتخاب‌هاي اسكار نگريست، چراكه نبايد اين احساس تقويت شود كه فيلم‌ها فقط بر اساس شايستگي‌هاي هنري و صنعت سينمايي ارزيابي مي‌شوند.
در جشنواره امسال و در بخش بهترين فيلم غير‌ انگليسي زبان به رغم اينكه همگان انتظار داشتند كه جايزه اين بخش به فيلم آلماني - اتريشي توني اردمان مي‌رسد اما در كمال تعجب جايزه اين قسمت را به فيلم «فروشنده» اصغر فرهادي از ايران دادند تا آكادمي اسكار به نوعي به ترامپ و سياست‌هايش اعلام جنگ كند.
البته بعد از دستور ترامپ مبني بر ممنوعيت ورود مسلمانان به امريكا مي‌شد احتمال داد كه فروشنده به دليل لجاجت اسكار با سياست‌هاي ترامپ جايزه مي‌گيرد اما اين احتمال بسيار ضعيف بود، چراكه توني اردمان از همه جهات نسبت به فروشنده بهتر و خوش ساخت‌تر بود.
همانطور كه گفته شد فروشنده فرهادي در جشنواره امسال رقيبي قدر و قدرتمندي مانند فيلم توني اردمان به كارگرداني خانم مارن اده29 ساله را داشت. اين فيلم در سالي كه گذشت بهترين فيلم اروپا لقب گرفت. كمدي درام توني اردمان در جشنواره فيلم اروپا كه در سال گذشته و در وروتسواف لهستان برگزار شد به تنهايي پنج جايزه از 13 جايزه اصلي را تصاحب كرد و بهترين فيلم اروپا نام گرفت.
بعد از اين موفقيت توني اردمان، بسياري از كارشناسان و منتقدان و حتي سايت هاليوود ريپورتر شانس اين فيلم را براي گرفتن اسكار معادل 73 درصد مي‌دانستند و شانس فروشنده فقط12 درصد بود و شانس بسيار كمي براي گرفتن جايزه در اسكار داشت.
در جشنواره گلدن گلوب نيز فروشنده موفقيتي را كسب نكرد و جايزه به فيلم «او» پل ورهوفن رسيد.
محتوا و مضمون فيلم‌هاي فروشنده و «او» تقريباً يكسان است. رعنا در فيلم فروشنده و ميشل در فيلم «او» زناني هستند كه مورد تجاوز واقع شده‌اند اما برخورد اين دو شخصيت با اين مسئله بسيار متفاوت است. رعنا مي‌خواهد فرد متجاوز را ببخشد و اين بخشش نه از روي گذشت كه از روي انفعال است. رعنا در فروشنده انساني بسيار منفعل است و به همين دليل قصد بخشش و گذشت را دارد به طوري كه شوهرش را تهديد مي‌كند كه اگر متجاوز را مجازات كند براي هميشه از او جدا مي‌شود اما ميشل در فيلم «او» سعي مي‌كند از نقطه ضعف فرد متجاوز استفاده كند و بر او تسلط پيدا كند كه همينگونه نيز مي‌شود. شايد اين تفاوت بازي در شخصيت ترانه عليدوستي و ايزابل هوپر است.
در فروشنده اثري از خشونت و درگيري ديده نمي‌شود اما سراسر فيلم چهره رعنا زخمي است و زير چشمانش كبود است.
ميشل در «او» پس از تجاوز به حمام مي‌رود، خون‌هاي بدنش را مي‌شويد و ماجرا را به دوستان و نزديكان خود مي‌گويد و اين دقيقاً همان كاري است كه رعنا انجام نمي‌دهد. حرفي نمي‌زند، بيرون نمي‌ريزد و در نتيجه زخم‌هاي روحي‌اش التيام پيدا نمي‌كند، حتي بابك همكار او و دوست نزديك خودش و شوهرش از ماجرا بي‌اطلاع هستند و در نهايت از انجام ابتدايي‌ترين كارهاي خود واهمه دارد به طوري كه از عماد شوهرش مي‌خواهد كنار ديوار بايستد تا او به دستشويي برود.
فروشنده فرهادي فرد متجاوز را بسيار ضعيف و ترحم برانگيز نشان مي‌دهد چنانكه مخاطب از خود مي‌پرسد كه واقعاً چنين عملي از او بر مي‌آيد يا نه. اين شايد كج سليقه‌اي فرهادي در انتخاب فريد سجادي حسيني به عنوان فرد متجاوز باشد. از سوي ديگر شايد انتخاب حسيني كه از نظر فيزيكي بسيار ضعيف و از نظر حالت ظاهري بسيار معصوم و مظلوم است را بايد به پاي هوش فرهادي گذاشت، چراكه خواسته فرهادي را در مظلوم جلوه دادن متجاوز برآورده مي‌كند و در صحنه درگيري‌اش با عماد، حالت دوربين به خصوص در زماني كه عماد از او مي‌خواهد كفش خود را بيرون بياورد طوري است كه مخاطب او را بي‌تقصير مي‌پندارد و عمل عماد در تنبيه و مجازات او را اقدامي غير‌انساني تلقي مي‌كند.
در پلان آخر نيز رعنا در حالي كه دوربين در حالت لانگ شات است با چشماني منفعل از شوهرش دور مي‌شود اما در فيلم «او» ميشل با در آغوش گرفتن فرزندش نگاهي سراسر اميد به دوربين دارد.
نگارنده قصد مقايسه فروشنده و «او» را نداشته و فقط به اين قصد اين تفاوت‌ها را بيان مي‌كند كه در آخر برخورد و واكنش دو كارگردان (اصغر فرهادي و پل ورهوفن) را با مسئله‌اي مانند تجاوز به نمايش بگذارد.
فرهادي در فروشنده قصد داشته انفعال يك زن و عدم اعتماد و اعتقاد او به مجري قانون را نمايش دهد اما ورهوفن در «او» سعي كرده تبديل شدن نقطه ضعف به نقطه قدرت زني را نمايش دهد كه مورد تجاوز واقع شده و سعي مي‌كند فرد متجاوز را عاقلانه و نه از روي انفعال به چالش بكشاند و مجازات كند.
سخن آخر اينكه نهايت خامي و ساده لوحي است كه فكر كنيم اهداي جوايز اسكار به فيلم‌ها مخصوصاً فيلم‌هاي ايراني بر اساس ارزش‌هاي هنري و سينمايي بوده، چراكه تماماً اهداف و غرض ورزي‌هاي سياسي در پشت اين جوايز است به خصوص در اين دوره كه سياست‌هاي دولت امريكا نيز اهداف اسكار را تحت تأثير قرار داده بود.
مگر فراموش كرده‌ايم كه در سال2013 و در هشتاد‌و‌پنجمين دوره اسكار خانم ميشل اوباما از درون كاخ سفيد فيلم سراسر تحريف و افتضاح آرگو را برنده جايزه بهترين فيلم غير انگليسي زبان اعلام كرد؟
آيا انتخاب اين فيلم كه از لحاظ ساختاري و فيلمنامه‌اي بسيار ضعيف و در حد فاجعه است به دليلي غير از ضد‌ايراني بودن آن بود؟
در اين فيلم ايرانيان بسيار خشن، وحشي و فاقد عقل و احساس نمايش داده مي‌شوند.
مگر فراموش كرده‌ايم كه در اسكار سال1998فيلم بچه‌هاي آسمان مجيد مجيدي در حالي كه از همه نظر شايسته گرفتن جايزه بود به ناگاه از گرفتن جايزه محروم شد و فيلم ايتاليايي زندگي زيباست بنيني برنده شد آن هم فقط به اين علت كه در سكانس انتهايي اين فيلم يك ناو دريايي امريكايي به عنوان ناجي نمايش داده مي‌شود.
با همه اين تفاسير حال چه شده كه آكادمي اسكار به فيلمي از ايران توجه كرده كه تجربه نشان داده فيلم‌هايي كه ضد‌ايراني باشند از اولويت بيشتري براي دريافت جايزه برخوردار هستند؟!
نگاه سياسي اسكار هميشه نسبت به نگاه هنري آن از اولويت برخوردار بوده وحتي به اعتراف خبرنگاران و فيلمسازان امريكايي و حاضر در جشنواره، اين دوره از اسكار از نظر سياسي بودن انتخاب‌ها بي‌نظير بود و به درستي اين سخن زماني پي مي‌بريم كه طبق اكثر پيش‌بيني‌ها قراربود جايزه بهترين فيلم اسكار به فيلم لالالند ديمن شزل برسد كه از همه لحاظ شايسته اين جايزه بود اما يك‌بار ديگر اسكار چهره زشت خود را نشان داد و اين جايزه به فيلم مهتاب بري جكينز رسيد. آنقدر اين عمل ناشيانه و غيرحرفه‌اي انجام شد كه جيمي كيمل مجري مراسم هنگام اعلام نام بهترين فيلم اشتباها نام لالالند را به زبان آورد و بعد از آنكه همه عوامل لالالند به روي سن آمدند با كمال بي‌شرمي گفت كه اشتباهي پيش آمده و جايزه متعلق به فيلم مهتاب است.
در اين دوره اسكار شايد بتوان تنها فيلم لالالند را مستحق شش جايزه‌اي كه گرفت دانست و همچنين اما استون كه بازي او در لالالند تحسين برانگيز بود.
قطعاً كارگردان و دست اندركاران فروشنده بايد به جاي اعتراض و ابراز بيزاري از اقدام اخير ترامپ از او سپاسگزار و ممنون باشند، چراكه كه اگر عوامل فروشنده در اسكار حضور پيدا مي‌كردند بسيار بعيد بود كه بتوانند جايزه را از دستان مارن اده كارگردان توني اردمان خارج كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار