کد خبر: 835065
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۲
گفت‌وگوي «جوان» با همسر تازه داماد شهيدعلي اكبر كشتكار از شهداي مظلوم تأمين امنيت
وقتي با زهرا صادقي همسر شهيد علي اكبر كشتكار همكلام مي‌شويم به مظلوميت و گمنامي شهداي تأمين امنيت پي مي‌بريم.
صغري خيل فرهنگ
وقتي با زهرا صادقي همسر شهيد علي اكبر كشتكار همكلام مي‌شويم به مظلوميت و گمنامي شهداي تأمين امنيت پي مي‌بريم. گويي از ياد برده‌ايم كه اگر شهدا و رزمندگان اين جبهه نبودند، هيچ گاه امنيت و آرامش امروز را نداشتيم. شهدايي كه در تأمين امنيت كشور سهم بسزايي دارند اما متأسفانه كمتر رسانه‌اي به آنها مي‌پردازد. شهيد علي اكبر كشتكار يكي از اين شهدا‌ست؛ شهيدي كه آگاهانه و مشتاقانه مسير شهادت را برگزيد و در نهايت بعد از 55 روز زندگي مشترك با همسرش، چون علي اكبر امام حسين (ع)‌ آسماني شد.
خانم صادقي كمي از همسرتان برايمان بگوييد.
همسرم شهيد علي اكبر كشتكار در تاريخ 30 شهريور سال 1369 در شهرستان مرودشت در خانواده‌اي مذهبي به دنيا آمد. بعد از اتمام تحصيلاتش در شهرستان مرودشت در سال 1387 وارد نيروي انتظامي شد. ايشان در شهرستان‌هاي لامرد، مهر، مرودشت، شيراز، استان خوزستان و اصفهان خدمت كرده بود.
پس چطور با هم آشنا شديد؟
نحوه آشنايي ما به اين صورت بود كه علي اكبر من را در محل كار ديدند و سپس به واسطه يكي از آشناها از من براي خواستگاري اجازه گرفتند. من و علي اكبر از نظر خصوصيات اخلاقي و اعتقادي بسيار به هم شباهت داشتيم. بنابراين خيلي از مسائل به راحتي بين ما حل شد.
به عنوان يك پليس از سختي‌هاي شغل شان صحبت مي‌كردند؟ چه ديدي نسبت به وظايف شغلي شان داشتند؟
اتفاقاً يكي از شرايط مهم ايشان براي ازدواج بيان سختي كار و مسئله جانبازي شان بود. من اين شرايط را پذيرفتم و اينها را از توفيقات الهي مي‌دانستم. بر اين اعتقاد بودم كه خدمت به كسي كه در راه رضاي خدا جهاد كرده و حالا جانباز شده است خودش سعادتي عظيم است. در همان ابتداي همكلامي من و علي‌اكبر ايشان از آرزوي شهادتشان صحبت كرد. علي اكبر به من گفت در يكي از عمليات‌ها از ناحيه سر مجروح شده اما توفيق شهادت پيدا نكرده است. من و علي اكبر در تاريخ هفدهم ارديبهشت ماه ۱۳۹4 عقد کردیم و همراه و همسفر هم شديم و به قول خود شهيد همسفر بهشتي ام را انتخاب كردم.
جانبازي ايشان مربوط به چه زماني بود؟
علي اكبر سال 1391 در روند اجراي يكي از عمليات انتظامي درشهرستان اقليد جانباز شده بود. درباره جانبازي‌اش هم هميشه مي‌گفت من اين را با هيچ چيز عوض نمي‌كنم. ولي كاش شهيد مي‌شدم. هر زمان همديگر را مي‌ديديم از شهادت صحبت مي‌كرد. گاهي مي‌ديدم به خاطر شهيد صياد شيرازي گريه مي‌كند و از شهدا ياد مي‌كرد.
به نظر شما شهيد كشتكار چه كرد كه لايق شهادت شد؟
همسرم در كارهايش اخلاص داشت. در نتيجه همين خلوص نيت عاقبت بخيري را نصيبش كرد. همسرم به حضرت علي(ع) و امام زمان(عج)علاقه فراواني داشت. از ويژگي‌هاي بارزش صبر و صداقت بود. بسيار وظيفه‌شناس بود. به جرئت مي‌توانم بگويم كه بزرگ‌ترين تفريحش خدمت به هم ميهنانش بود. در عين حال به همه احترام مي‌‌گذاشت.  همسرم علاقه زيادي به شهيد بزرگوار اميرسپهبدعلي صياد شيرازي داشت و او را الگوي خودش قرار داده بود.
چه مدت با هم زندگي كرديد؟
يك سال و نيم بعد از عقد در اواخر شهریور سال 95 مراسم عروسي بسيار ساده‌اي برگزار كرديم. من و علي اكبر 55 روز با هم زندگي مشترك داشتيم. علي اكبر در 18 آبان ماه 1395 به شهادت رسيد و من تنها 55 روز با «همسفر بهشتي‌ام» زندگي كردم. همسرم در شب شهادتش به من گفت خانم همين روزها برايت يك سورپرايز معنوي خيلي بزرگ دارم. هرچه اصرار كردم نگفت تا اينكه مأموريتي برايش پيش آمد. زمان خداحافظي به من گفت دعا كنيد ان‌شاءالله بروم و دست پربرگردم. من همانجا دعا كردم و امام حسين(ع) را قسم دادم كه ان شاءالله دست پربرگردد. درنهايت همسرم ساعت 9:30 دقيقه شب در يكي از روستاهاي شهرستان لامرد بخش اشكنان طي يك عمليات با اصابت گلوله قاچاقچي‌ها از ناحيه پشت سر به شهادت رسيد.
شهادت همسرتان براي شما كه تنها 55 روز از ازدواج‌تان مي‌گذشت بايد خيلي سخت باشد؟
سخت  است اما در حال حاضر راضي‌ام به رضاي خدا و خواسته قلبي شهيدم. آرزوي شهادت در وجود علي اكبرم هر روز شعله‌ور‌تر مي‌شد و از اين عشق و نرسيدن به آن مي‌سوخت. فقط اميدوارم خودم بتوانم ادامه دهنده راهش باشم. اگركسي ازمن سؤال كند شهادت پيش من چگونه است جواب حضرت قاسم(ع) را مي‌دهم: احلي من العسل...
در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
شهداي تأمين امنيت مثل شهداي نيروي انتظامي بسيار مظلوم هستند. چندان توجهي به اين شهدا نمي‌شود. مگر حضرت آقا نفرمودند كه زنده نگه داشتن ياد و نام شهدا كمتر از شهادت نيست؟ پس چرا با وجود زحمات شهداي تأمين امنيت، اينقدر به آنها بي‌توجهي مي‌شود. من در تمام دو سالي كه از آشنايي تا ازدواجمان مي‌گذشت، مي‌ديدم كه همسرم با اخلاص زحمت مي‌كشد و بدون هيچ توقعي فقط براي رضاي خدا كار مي‌كند. همين جا هم به علي اكبرم مي‌گويم واقعاً شهادت به شما مي‌آيد. من جامانده‌ام در اين دنياي پر از گناه. كمكم كن تا ان‌شاءالله بتوانم راهت را ادامه بدهم. اگر بخواهم يك جمله بگويم مي‌گويم علي اكبرم خيلي دلتنگت هستم. خيلي زياد. مي‌خواهم به همسرم بگويم به جايگاهت غبطه مي‌خورم و خوشابه سعادتت كه در اين دنيا به چنين عاقبت بخيري‌‌اي رسيدي.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
فرزانه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۷
0
0
پسرعموی مهربانم شهادتت مبارک باشد ان شاء الله که شفا خواهمان باشی.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار