
انتخاب در اوج آگاهي و بصيرت. اين بهترين عنواني است كه ميتوان به كار بزرگِ شهداي مدافع حرم نسبت داد. شهداي جواني كه آگاهانه دانستند در چه مسيري قدم ميگذارند و با به جان خريدن تمام خطرات و سختيها با بصيرت و بينشي عميق ضرب شست محكمي به دشمنان نشان دادند. مدافعان حرم امروز نماد نسلي فهيم، شجاع و دانا از جوانان ايراني هستند كه با درآميختن شور و شعور، عقل و احساس و دانش و عمل تمام معادلات دشمنان را به هم ريختند.
به گزارش «جوان» از نكات بارز زندگي شهداي مدافع حرم سطح بالاي تحصيلات آنهاست. بيشتر اين شهدا يا در دروس دانشگاهي يا در دروس حوزوي مدارج بالاي علمي را طي كرده بودند و اگر مسير جهاد و شهادت را انتخاب نميكردند قطعاً در آينده در مسير علمي كشور افتخارآفرين ميشدند. با وجود تلاش برخي جريانهاي ضدانقلاب براي القاي اينكه كساني كه در راه جهاد گام برميدارند از سواد و تحصيلات پاييني برخوردارند، اين جوانان به خوبي خلاف اين گفتهها را اثبات كردند.
شهداي مدافع حرم كه عمدتاً از جوانان دهه 60 و 50 هستند و در ميانشان شهدايي از دهه 70 هم ديده ميشود به لحاظ تحصيلي و علمي كارنامه پرباري داشتهاند. همسر شهيد حميد سياهكالي مرادي در گفتوگو با «جوان» درباره وضعيت تحصيلي همسرش ميگويد: آقا حميد كارشناس ارشد نرمافزار خوانده بود و كارشناسي حسابداري هم داشت. آقا حميد دو كارشناسي داشت و نمره الف كلاس بود. درسش خيلي خوب بود. خودش هميشه ميگفت من سه شغل را خيلي دوست دارم كه خدا را شكر بهشان رسيدم. يكي روحانيت، معلمي و پاسداري كه الحمدلله به پاسداري رسيد. شغلش را خيلي دوست داشت. ميتوانست در زمينه درسياش كار كند ولي خيلي پاسدار بودن را دوست داشت. اگر پاسدار هم نميشد به سمت طلبگي و معلمي ميرفت. پدر شهيد حميدرضا اسداللهي كه پسرش شهيد دانشجوي كارشناسي ارشد ادبيات عرب در دانشگاه تهران بود، موقعيت تحصيلي شهيد را اينگونه توضيح ميدهد: «چند واحد بيشتر تا فارغالتحصيلي نداشت. رشتهاش مديريت بود ولي وقتي بحث سوريه و عراق پيش آمد با توجه به ارتباطاتي كه داشت به زبان و ادبيات عرب تغيير رشته داد و روي زبان محلي سوريه و لبنان كار ميكرد. همرزمانش كه براي تشييعش آمدند ميگفتند طوري به زبان سوري صحبت ميكرد كه سوريها فكر نميكردند او ايراني باشد. انقدر راحت به زبان عربي صحبت ميكرد.»
شهيد مصطفي شيخ الاسلامي هم تحصيلات كارشناسي ارشد برق قدرت داشت و ميخواست براي دكترا اقدام كند. ايشان هنگام شهادت هنوز 30 ساله نشده بود و يك ماه تا 30 سالگياش ميخواست. شهيد ستار محمودي نيز مدرك كارشناسيارشدش را در رشته مديريت گرفته بود. برادر شهيد درباره سواد و بينش وي ميگويد: ستار اهل تحليل و بصيرت بود. در مورد مسائل ديني به خوبي صحبت ميكرد و آدم عارفمسلكي بود. خيلي مطالعه داشت. خيلي روي مفاهيم قرآن و نهجالبلاغه مطالعه داشت و برداشت و تحليلهاي خوبي هم داشت. جابر زهيري طلبه دهه شصتي بود كه در كويت متولد شد، در ايران تحصيل كرد و در سوريه به شهادت رسيد و به لحاظ درسي و اخلاقي نمونه بود.
سيد مصطفي موسوي كه عنوان جوانترين شهيد مدافع حرم را دارد و يك دهه هفتادي است در رشته مكانيك مشغول به تحصيل بود. احسان ميرسيار جزو شهداي مفقودالجسد مدافع حرمي بود كه پيكرش تا امروز به ميهن بازنگشته است. شهيد ميرسيار مدرك كارشناسي ارشد علوم سياسي داشت و برادرش درباره فعاليتهاي علمي و تحصيلات ايشان به «جوان» ميگويد: پس از اينكه وارد سپاه شد و به خواستهاش رسيد تحصيل را ادامه داد و فوق ليسانس علوم سياسي گرفت. به مباحث سياسي منطقه، اشراف كامل داشت. يك سال تمام براي پاياننامهاش وقت گذاشت و در اين يك سال شايد در هفته دو شب به خانه ميآمد. كتابخانه ملي ميرفت و تحقيق ميكرد و از آنجا محل كار ميرفت و شب آنجا ميماند. پاياننامه جامع و كاملي نوشت طوري كه استاد راهنمايش ميخواست آن را كتاب كند اما خودش گفت بنا به دلايلي نميخواهد اين كار را انجام دهد و گفته بود شايد بعداً اين كار را انجام دهد.
شهيد احمد مكيان متولد 1372 بود و هنگام شهادت 23 سال بيشتر نداشت. شهيد حافظ 20 جزء قرآن بود و پدرش در رابطه با وضعيت علمي شهيد بيان ميگويد: «به حوزه سربندر رفتيم و به صورت غير رسمي ثبتنام كرد. يك سال در اين حوزه درس خواند و با نمرات بالا قبول شد و بعد با پذيرش و امتحان دادن در حوزه قم قبول شد و در مدرسه امام رضا(ع) نزديك به چهار ماه درس خواند كه نام مدافعان حرم به گوشش رسيد و از همانجا جرقه رفتنش زده شد. بعد از يك سال و با دوندگي بسيار موفق شد به سوريه برود.»