شايد اينطور تصور شود كه منافقين ابتداي جنگ، نيروهايشان را به جبهه اعزام ميكردند و بعدها به خاطر پيدا كردن زاويه با نظام اسلامي، به دامن دشمن بعثي پناه بردند. اما حقايق نشان ميدهد كه اعضاي اين سازمان از همان لحظه ورود به جبهه شروع به گرفتن عكس و جمعآوري اطلاعات ميكردند كه بارها با تذكر فرماندهان ارتش روبهرو شدند. اين روند موذيانه ادامه داشت تا اينكه در يكي از جبههها، نيروهاي سازمان در سنگر خود توسط نيروهاي ارتش محاصره شدند و همه عكسها و اطلاعاتشان، ضبط شد. در همين جريان مشخص شد عكسها و اطلاعات جمع آوري شده توسط منافقين، بسيار فراتر از يك حركت تبليغي است و به نوعي به جاسوسي و خروج اطلاعات شباهت دارد! منافقين نيز در واكنش به اين اتفاق مثل هميشه دست بالا را گرفتند و نيروهاي ارتش را به كارشكني و تلاش براي جلوگيري از حضورشان در جبههها متهم كردند.
بعد از اين اتفاق فرافكنيهاي رسانهاي منافقين همچنان ادامه داشت و براي اينكه به عدم حضور در جبهه نيز متهم نشوند هر از چندگاهي برخي از شهداي جنگ را به تشكيلات خود نسبت ميدادند. در حالي كه سازمان به دليل عدم موافقت ارتش با حضور آرمدار آنها در جبهه، به كلي نيروهاي خود را از جبههها بيرون كشيده بود.
بعد از روشن شدن چهره واقعي منافقين و فرار مسئولانشان به خارج از كشور، در سال 1365 مسعود رجوي به عراق رفت و به بعثيها پناه برد. از اين زمان ديگر منافقين عملاً در خدمت دشمن بودند و جاسوسي منافقين از جبهههاي جنگ برقرار بود و اين اطلاعات براي اثبات كارايي سازمان به رژيم بعث در اختيار آنها قرار ميگرفت. البته در ازاي چنين خيانتي كمكهاي مالي هم متقابلاً از عراق دريافت ميشد. جاسوسي منافقين بيشتر از طريق تخليه تلفني صورت ميگرفت، زيرا در همان سالهاي ابتداي جنگ در تحليلهاي سازمان عنوان شده بود كه مسئولان جمهوري اسلامي هنوز با اصول حفاظت و اطلاعات آشنا نيستند و در تماسهاي تلفني ميتوان از آنها اطلاعات بعضاً ارزشمندي دريافت كرد. رژيم عراق هم اهميت اين اقدامات سازمان در خلال جنگ را به خوبي ميدانست و براي همين به دستور صدام بهترين و گستردهترين امكانات در اختيار منافقين قرار گرفته بود و بر اساس اسناد به دست آمده وظيفه اصلي مقرهاي منافقين در مناطق همجوار با مرز ايران، تخليه تلفني و جمعآوري اطلاعات از جبههها بود. در اين سو اما فرماندهان ايراني نيز هوشيار شدند و حربههاي خاصي را در مواجهه با عمليات تخليه اطلاعاتي منافقان به كار ميبردند. يكي از اين حربهها، ارائه اطلاعات گمراهكننده به طرف مقابل بود كه آدرس غلطي به نيروهاي نفاق ميداد. به هر روي بايد پهنهاي به نام دفاع مقدس را ميداني براي انواع و اقسام خيانتها و جاسوسيهاي منافقين به نفع دشمن قسم خورده و متجاوز مردم ايران بدانيم كه در اين ميدان آنها از هيچ كوششي براي ضربه زدن به ايران اسلامي دريغ نكردند. جنگ تحميلي براي هميشه لكه ننگي به پيشاني نفاق زد كه تا ابد همراهيشان ميكند.
*پژوهشگر تروريسم