کد خبر: 799996
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۵
گفت‌وگوي «جوان» با سيدفضل‌الله حسيني جانباز دفاع مقدس و پدر شهيد مدافع حرم سيد‌سجاد حسيني
شهيد سيدسجاد حسيني مدافع حرم با شهادتش ثابت كرد كه درس مجاهدت و غيرت را از پدري آموخته كه يك روز بعد از به دنيا آمدنش لباس رزم و جهاد بر تن مي‌كند و مي‌رود تا نگذارد اسلام به خطر بيفتد.
صغري خيل‌فرهنگ
شهيد سيدسجاد حسيني مدافع حرم با شهادتش ثابت كرد كه درس مجاهدت و غيرت را از پدري آموخته كه يك روز بعد از به دنيا آمدنش لباس رزم و جهاد بر تن مي‌كند و مي‌رود تا نگذارد اسلام به خطر بيفتد. 32سال بعد همان فرزند در قنداق سرباز ولايتي است كه راهي دفاع از حرم يعثوب دين مي‌شود. آنچه در پي مي‌آيد حاصل همكلامي ما با سيدفضل‌الله حسيني پدر شهيد مدافع حرم سيدسجاد حسيني است.
 خدمت صادقانه و رزق حلال
خانواده من از پنج برادر و سه خواهر تشكيل شده بود. پدر راننده شركت واحد بود و در پايان روزهاي كاري‌اش كشاورزي هم مي‌كرد. پدر اعتقاد زيادي به نان حلال و رزقي داشت كه از راه صحيح به سفره خانه مي‌آورد. 30سال خدمت صادقانه در شركت واحد و تلاش روي زمين كشاورزي براي تربيت فرزندان قد و نيم قدش در كنار مادر معنا پيدا مي‌كرد. مادرم زن خانه‌داري بود كه بر‌اي تربيت ما بسيار تلاش كرد و هميشه پدر را همراهي مي‌كرد تا او هم كمك خرجي براي خانواده باشد.
  انقلابيون در قنداق
آشنايي من با نهضت امام شايد به همان فرموده معروف امام خميني (ره) بازمي‌گشت كه خطاب به شاه خائن فرمود كه سربازان من همان نوزادان در قنداق هستند كه از انقلاب و اسلام دفاع خواهند كرد. من يكي از همان نوزادان در قنداق بودم و بعد از آن كه انقلاب شكل گرفت من در تظاهرات و راهپيمايي‌ها شركت مي‌كردم. كمي بعد همراه انقلابيون مجسمه شاه را از وسط ميدان شهر اصفهان به پايين كشيديم. آن زمان همه خانواده در به ثمر رسيدن نهال انقلاب تلاش كرده و هر كاري از دستشان برمي‌آمد انجام مي‌دادند.
 رزمندگان ديروز، مدافعان امروز
با آغاز جنگ، وقتي تصميم به حضور در ميدان نبرد گرفتم 18 سال داشتم و خواستم از طريق سپاه در ميدان نبرد حاضر شوم كه نپذيرفتند و گفتند بايد به خدمت سربازي بروم. دو سال به خدمت سربازي رفتم و بعد از آن يعني در14تير ماه سال 1362  يك روز بعد از به دنيا آمدن فرزند شهيدم سيدسجاد حسيني راهي جبهه شدم. آن زمان مانند امروز مدافعان حرم از همه تعلقات دنيايي‌مان گذشتيم و راهي شديم. من مدت 24 ماه در جبهه حضور داشته و در عمليات‌هايي نظير خيبر، كربلاي 4 و كربلاي 5 در شلمچه افتخار رزمندگي و جهاد را داشتم. آن زمان نيت ما دفاع از اسلام و كشور اسلامي‌مان بود. در جبهه مسئوليت‌هاي زيادي داشتم از رانندگي آمبولانس گرفته تا تك‌تيراندازي در عمليات‌هاي كربلاي 4 و 5. من، پدرم سيدمحمد و برادرانم سيدمهدي، سيد‌حبيب، سيدابوالفضل و سيد‌يوسف حسيني در جبهه‌هاي حق عليه باطل شركت داشتيم.
من و همرزمانم در عمليات كربلاي 5 ساعت 4 صبح وارد عمليات شديم. تا ساعت 12 در منطقه بوديم. ساعت 12 به بعد هواپيما‌هاي عراقي آمدند و منطقه را بمباران كردند. من به همراه چند تن از برادران و همرزمان ديگرم شهيد سيدباقر حسيني و مظاهر صادقي و تقيان و تعداد ديگري از همرزمان در ساعت 14 متوجه شديم كه بمب‌ها شيميايي بوده و منطقه به طور وسيع مورد حمله شيميايي قرار گرفته است. به علت شدت جراحات شيميايي به پشت خط منتقل و از آنجا به بيمارستان اهواز و بعد به بيمارستان تهران منتقل شدم.
 سجاد شهيد حرم
بعد از جنگ فعاليت‌هاي بسيجي خودم را ادامه دادم. مدت هشت سال فرمانده پايگاه بسيج محمد رسول‌الله (ص) ‌شهر درچه دينان بودم و در اين مدت امور فرهنگي، تبليغاتي و اردويي انجام مي‌دادم. من پنج فرزند دارم كه اولين فرزندم سيدسجاد حسيني در آبان ماه سال 1394 به خيل شهداي مدافع حرم پيوست. بچه‌ها پاي خاطرات و روايات جنگ مي‌نشستند و خيلي علاقه داشتند. سيدسجاد رفت تا ادامه‌دهنده راه شهداي دوران دفاع مقدس باشد.
  رهروي فرزند شهيد
خيلي دوست دارم من هم براي دفاع از حرم بروم و راه فرزند شهيدم را ادامه بدهم. او رفت تا راه شهدا و رزمندگان دفاع مقدس را ادامه دهد و شهادت نصيبش شد. خيلي دوست دارم كه بروم و امروز من جا مانده از قافله شهدا مي‌خواهم راه سيدسجادم را ادامه بدهم. او در وصيت‌نامه‌اش به ما توصيه كرده كه راهش را ادامه بدهيم و از خط زينب (س)‌ و رقيه (س) ‌دور نشويم. ما اجازه نمي‌دهيم كسي به حريم اهل بيت خيانت كند. وقتي خبر شهادت سيد‌سجادم را به من دادند تازه متوجه شدم كه فرزندم خودش را به قافله شهداي كربلا رسانده است. من از شهادت فرزندم در اين راه بسيار خوشحالم، چراكه رفت تا از حريم آل‌الله دفاع كند. رفت تا اجازه ندهد حرامي‌ها به حريم عمه سادات تعدي كنند. از شهادت فرزندم ناراحت نيستم چراكه رسالت و دليل رفتنش نبودن‌ها و دلتنگي‌هايم را تسكين مي‌دهد.
 جنگي براي براندازي ايران اسلامي
مي‌خواهم به عنوان پدر شهيد مدافع حرم سيدسجاد حسيني خطاب به آنهايي كه به كنايه حرف‌هاي زيادي به خانواده شهدا مي‌زنند بگويم. شما مي‌گوييد مگر اين جنگ جنگ ماست، بله اين جنگ مربوط به ما و كشور ماست. دشمن مي‌خواهد از طريق حمله به كشور‌هاي اسلامي به اهداف پست و پليد خود برسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار