گاهي شطرنجباز مهرهاي عجيب را قرباني ميكند ، اما هدفي والاتر دارد، مهرههايي كه نظم بازي را بههم ميزند و جلوي رسيدن به هدف نهايي را گرفته است، حذفي كه در ابتدا سادهلوحانه به ذهن ميرسد، اما حركتي براي هدف نهايي است. وزارت فرهنگ و ارشاد را بايد يك شطرنجباز قهاري بناميم، شطرنجبازي كه ميداند چه زماني از مهرههاي خود استفاده كند كه تصور مات شدن را به نمايش بگذارد، اما در حقيقت نقشه پيروزي در سر بپروراند.
تغييرات شوراي پروانه نمايش كه با تغيير ضياءالدين دري، محمد حسين لطيفي و دكتر قهرماني همراه بود به خوبي اين مسئله را آشكار ميكند، ضياءالدين دري يكي از همان 140 هنرمندي بود كه در انتخابات يازدهم از حسن روحاني حمايت كرد، هنرمندي كه شايد به همين خاطر دوباره در ميان اعضاي شوراي پروانه نمايش قرار گرفت، اما با انتقادهاي خود نظم بازي و آرامش فكري وزارت فرهنگ و ارشاد را بههم ميزد و راهي جز قرباني كردن آن نبود، اما اين فدا كردن براي هدف ديگري انجام شده است؛ هدفي كه با حضور فرشته طائر پور و عماد افروغ شايد به نتيجه برسد؛ هدفي كه باعث رهايي و ولنگاري كامل فرهنگ كشور شود كه با تفكر آنها اين مسير هموارتر خواهد شد.
شوراي پروانه نمايش كه وظيفه صدور مجوز اكران فيلمها را برعهده دارد، حالا ميزبان تهيهكنندهاي است كه خود فيلم توقيفي ساخته است، فرشته طائرپور كه سالها پيش عهدهدار رياست هيئت مديره خانه سينما بود و همواره به عنوان يكي از مديران سينمايي كشور شناخته ميشود، با حمايت كمپاني فرانسوي «B Productions3» اقدام به ساخت فيلم سينمايي «نيلوفر» ميكند؛ فيلمي كه هيچگاه مجوز اكران در ايران را بهدست نميآورد؛ فيلمي كه توسط يك زن دورگه فرانسوي-لبناني، به نام ژابين سمايل نوشته و ساخته ميشود كه البته اين فيلم اولين و آخرين تجربه كارگرداني او تا به امروز به شمار ميرود؛ فيلمي كه داستان قبحشكن ازدواج اجباري يك دختر خردسال با رئيس قبيله در ازاي دادن يك زمين به پدرش را روايت ميكند، اما فرشته طائرپور هيچگاه ديدگاههاي خود را پنهان نكرده است و به همين دليل در مراسم ترحيم عباس كيارستمي به جاي صحبت درباره او، اعتراض به تفكيك جنسيتي سالن ميكند و اينچنين ميگويد: « برعكس دوستانم من بسيار خوشحالم كه در اين مراسم شركت ميكنم، حضور در مراسم بدرقه ايشان افتخاري است. دلم ميخواهد به اين تفكيك جنسيتي در سالن اعتراض كنم.»
اما از سوي ديگر انتخاب عماد افروغ كه در چند سال گذشته، مواضع متفاوت و مذبذبي داشته است براي شورايي كه شايد يكي از مهمترين معيارهاي انتخاب افراد در آن بايد ثبات در تصميمگيري باشد، جاي نگراني است. عماد افروغ نشان داده است گاهي به نعل ميزند گاهي به ميخ، گاهي از فتنهگران دفاع ميكند و يا تئوري ولايت فقيه را زير سؤال ميبرد و يا گاهي دم از امام ميزند و يا فرهنگ انقلابي. در هر حال انتخاب فرشته طائرپور و عماد افروغ، انتخابي برپايه سياست بوده است، زيرا دولت يازدهم براي چراغ سبز نشان دادن به دوستان اصلاحطلب خود راهي جز اين نداشته است و شايد زمان خوبي باشد تا وزارت فرهنگ و ارشاد پاسخ سؤالات فرشته طائرپور را در جشن ملي روز سينما در سال 92 كه اين گونه پرسيده بود، بدهد: «آيا به ما حق ميدهيد كه در آستانه هر تغييري، اين پرسشهاي تاريخي از خاطرمان خطور كند كه: نكند باز سياست، به سينما جفا كند!؟ نكند باز سياست، وزن پولادين خود را بر شانههاي شكننده سينما بگذارد!؟ نكند باز سياست به جا نياورد كه قرار است سكوي ايستادگي و سربلندي و جلوهگري فرهنگ و هنر باشد... و اين جام بلورين و جهاننما را پيشِ نگاه همه انسانها، اعم از ايراني و جهاني بر سر و دست بگيرد!؟»