
وزارت فرهنگ و ارشاد تئوري هوشمندانهاي را در پيش گرفته است، تئوري «تصميمگيري برمبناي سياست و حركت با موجهاي مردمي»، مسئلهاي كه تاكنون به خوبي پاسخ داده است تا در اين مدت كوتاه باقيمانده از دولت يازدهم وزارت فرهنگ و ارشاد با همين چيدمان به كار خود پايان دهد.
شايد زماني كه شوراي پروانه نمايش مجوز اكران فيلم «50 كيلو آلبالو »را صادر ميكرد، تصور ايجاد چنين هجمهاي عليه خود را نداشت، اما براي آرام كردن موج به وجود آمده با تصميمي سياسي، وزير فرهنگ و ارشاد وارد صحنه ميشود و چنين اظهارنظري ميكند: «فيلم ۵۰ كيلو آلبالو به هيچ عنوان مناسب نبود و اگر از چگونگي اين فيلم اطلاع داشتم، اجازه ساخت و اكران به آن نميدادم.» اما اين فيلم به مدت چهار ماه به كار خودش ادامه ميدهد، اما مسئله به همينجا ختم نميشود و در اين مهرهچيني معاونت نظارت و ارزشيابي از مصون نبودن از خطا صحبت ميكند و در فراري رو به جلو وظايف شورا را كه ارائه كالاي فرهنگي مطلوب است، ناديده ميگيرد و چنين اظهارنظر عجيبي ميكند: «به هر حال مردم بايد در شرايط نمايش فيلمها انتخاب كنند و فيلم درست را ببينند.
اين همان چيزي است كه من هم آن را براي خانواده خودم رعايت ميكنم. عدهاي چيپس و پفك را دوست دارند اما لب به آن نميزنند، در واقع يك عدهاي ميدانند كه اين نوع از خوراكي ضرر دارد و آن را ميخورند و يك عدهاي لب به آن نميزنند.» و از سوي ديگر دوباره وزير وارد بازي ميشود و در روندي هماهنگ از اشتباه شوراي پروانه نمايش سخن ميگويد: «بايد بگويم فيلم ۵۰ كيلو آلبالو از دست شوراي صدور پروانه نمايش در رفته و به اشتباه مجوز اكران دريافت كرده است» با وجود مخالفت وزير فيلم «50 كيلو آلبالو» هنوز به كار خود ادامه ميداد و از سويي خبر قهر و برکناری بعضي از اعضاي شوراي پروانه نمايش بهدليل اظهارنظر وزير به گوش ميرسد و این موضوع را ميتوان در صدور مجوز اكران فيلم «فروشنده» اصغر فرهادي که مجبور به تشكيل چندين جلسه جهت نظرخواهي از اعضا شدند به وضوح ديد.
در اين ميان رفتار رئيس سازمان سينمايي بسيار جالب و البته عجيب بود. حجتالله ايوبي بيشتر مواقع در سكوت و چراغ خاموش كارهاي خود را انجام ميداد و نه تنها اظهار نظري نميكرد، بلكه در اين بازي شطرنج به خوبي در حال مهرهچيني بود، ايوبي كه مسند «رئيس سازمان سينمايي» را وامدار افراد «خانه سينما» بود و براي ماندن در حلقه فرانسوي اهالي سينما بايد با آنها مدارا ميكرد، راهي جز ابلاغ حكم حكومتي براي فيلمهاي سخيف و مجهولالهويه به شوراي پروانه ساخت و دادن رانت به كارگردانهاي فيلمهاي شكستخورده در طرح سينمايي «هنر و تجربه» نميديد.
البته در اين ميان وزارت فرهنگ و ارشاد نشان داده است كه اگر افراد در بازي آنها حركت نكنند، مجبور به حذف آنها ميشود. شنیدهها حکایت از حذف ضياءالدين دري و محمدحسین لطیفی از شوراي پروانه نمايش براي انتقادها از فیلمها و از وزارت فرهنگ و ارشاد و عملكرد ضعيف آن دارد.
در هر حال وزارت فرهنگ و ارشاد به خوبي ميداند كه بايد در اين يك سال باقي مانده از دولت يازدهم، به هر روشي كه ميتواند بايد وقت را تلف كند تا دست به چيدمان وزارتخانه نزند و از سوي ديگر وزير در اين مدت استيضاح نشود و به همين دليل تئوري پوپوليسمي با روشهايي از قبيل پروپاگاندای فروش بالا در سينما (كه در يادداشت «يك بيشتر يا هشتاد» به دروغ بودن آن اشاره كرديم)، آزادي در اكران فيلمهايی از جمله «دراكولا»، «من سالوادور نيستم» و «50 كيلو آلبالو»، تمجيد از افراد ضدانقلابي و سياسي براي نشان دادن تمايلات حقيقي خود به غرب، ايجاد جريان نور چشمي در تئاتر كشور، انحصاري كردن نشر كشور براي ترويج بيبند و باري و همسو شدن با موجهاي مقطعي ايجاد شده در مردم را برنامهريزي كرده است.
اما اين نگاه باعث نابودي كشور ميشود، رفتاري كه از تئوري پوپوليسمي و رفتار تروريستي (ماهيت تروريست بر ثبات موجوديت خود و نابودي ديگران استوار است) سرچشمه ميگيرد و به همين دليل مقام معظمرهبري در چند ماه گذشته از وضع فرهنگ كشور مكرراً گلايه كردند و از تعابيري مانند: «ولنگاري فرهنگي»، «تجليل از هنرمند ولنگار و بياعتقاد» و «از وزارت فرهنگ و ارشاد آبي گرم نميشود» استفاده كردهاند و با وجود تمامي اين تفاصيل هنوز مجلس شوراي اسلامي رفتاري خنثي اتخاذ كرده است؛ رفتاري كه وزارت فرهنگ و ارشاد به دنبال آن است.