بياغراق واژه «فرهنگ و هنر» مهمترين معيار هويت يك جامعه است، هويت يك مسئول، هويت يك فرد و شايد هم به همين دليل هر آنچه بيشتر با اهالي فرهنگ و هنر عكس يادگاري در تاريخ به ثبت برسانيد، گاهي كم است، كم براي روشنفكر بودن، كم براي محبوب بودن وكم براي پز دادن، اما تاريخ نشان داده است كه به عكس يادگاري نيست كه اگر اين گونه بود، مدعيان سیاسی با وجود آرشيو كاملي از عكسهاي يادگاري با سوپر استارهاي بازيگر و بازيكن در انتخابات پیروز میشدند.
اما مشكل از زماني بيشتر نمايان ميشود كه فرهنگ و هنر را در گرو سياست قرار دهند، مطمئناً كسي نميتواند منکر تأثيرگذاري هنرمندان در جامعه شود، اصلاً خالق، خلق ميكند تا تأثير بگذارد و هنرمند يك خالق است، اما گاهي خالق هنرمند را با مزدور هنرمند اشتباه ميپندارند و شايد به خاطر همين اشتباه، كنون سينماي كشور در گرو ياران حلقه فرانسوي است؛ ياراني كه تنها به دنبال رانت در سينما هستند، افرادي كه معشوق چهره هيچ مسئولي نميشوند بلكه تنها به دنبال منافع خود هستند، مسئلهاي كه در ميهماني و ضيافت خلوت رئيسجمهور با اهالي فرهنگ و هنر به وضوح ديده شد، افرادي در روزهاي آغازين دولت در صدر مجلس حاضر میشدند و رخ نشان ميدادند، اما حالا با نزديك شدن پايان عمر دولت يازدهم در سايهها حضور پيدا ميكنند تا اگر باد از جناح ديگري وزيد براي او دستي تكان دهند.
اما زماني كه فرهنگ براي سياست به حراج گذاشته ميشود، تنها كارايي فرهنگ و هنرمند، عكس سلفي يادگاري با مسئولان است، حتي اگر در اوايل كار خلاف آن گفته شود: «هنرمند نه زينت المجالس است نه اپوزيسيون» البته هنرمند هر چقدر زيباتر و غربي تر خود را آراسته كرده باشد و يكبار هم به كشور هند رفته و يا فيلم سفارتخانهاي ساخته باشد، مطمئناً زينت المجالستر ميشود و در قسمت لژ مراسم به رخ كشيده ميشود، در غير اين صورت به شما هم هنرمند اطلاق ميشود، اما «تشريفات» جايگاه شما را بعد از هنرمندترها، همانهايي كه هنرمند خلاق هستند، همانهايي كه تنها دغدغه و مشكل فرهنگ را از نديدن تئاتر و نرفتن سينماي رئيسجمهور ميدانند، همانهايي كه آمالشان پخش تيزر از شبكههاي «مسيحساز ايراني» است، قرار ميدهند.
القصه! شاعران چند روز پيش با بالاترين مقام كشور ديدار كردند؛ ديداري كه مقام معظم رهبري شعر و شاعري را يكي از تأثيرگذارترين روشهاي فرهنگسازي در كشور قلمداد كردند و درباره شاعر اينچنين گفتند: «شاعر، سرمايه كشور است؛ جزو فاخرترين و عزيزترين سرمايههاي هر كشوري شاعر است» اما آن گونه كه مشخص است، فاخر و عزيز بودن در كشور مهم نيست، بلكه هنرمند تنها بايد خوش عكس باشد تا در لژ مراسم قرار گيرد و در غير اين صورت همان ميشود كه سعيد بيابانكي شاعر و طنزپرداز كشور در اينستاگرام خود اينچنين مينويسد: «بر پيشاني كارت دعوت حك شده بود، ديدار رئيسجمهور با اهالي فرهنگ و هنر... سر در ورودي اجلاس سران هم همين را نوشته بودند. وقتي به اتفاق تعدادي از دوستان شاعر كه هم پژوهشگرند هم استاد دانشگاه وارد سالن شديم، تعدادي به ما خيرمقدم گفتند و ما را به سمت صندليهايي در كنار سالن و آن عقب عقبها هدايت كردند... اطرافم را نگاه كردم... خيليها بودند. نويسندگان بزرگ، مترجمان، نقاشان، خوشنوسان، مجسمهسازان و بعضاً شاعران پيشكسوت... ولي دست اندركاران فقط دنبال هنرپيشهها و خوانندگان پاپ ميگشتند كه دستشان را بگيرند و ببرند رديفهاي اول و دوم تا در عكسهاي عكاسان دوربين به دست خبري شود و (چهرهها) در آن حضور داشته باشند. ظاهراً چهره يعني كسي كه او را در قاب تلويزيون و در سريالهاي بي سر و ته ديده باشند يا بر پرده نقرهاي يا روي جلد مجلات زرد... .
احساس كردم ديدار ديشب رئيسجمهور بيشتر با ستارههاي سينما و خوانندگان پاپ بود تا اهالي فرهنگ... مطالبات اين جماعت را هم از رئيسجمهور برويد در خبرها بخوانيد كه از چه جنسي بود... .
من ديشب به شخصه از اهالي پيشكسوت فرهنگ و هنر كه چون چهره مناسب عكسهاي خبري نبودند و آخرهاي سالن روي صندليهاي فرعي نشسته بودند، خجالت كشيدم.»
در هر حال قضاوت با شما!