
ماجراي دفاع از حرم و رزمندگان جبهه مقاومت اسلامي، حكايت عجيبي دارد. چشم ما را به مسائل مختلفي باز كرد و معادلات بسياري را برهم زد. شايد تا همين چند وقت پيش بسياريمان فكر ميكرديم جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب، آن قدر با ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس فاصله گرفتهاند كه در هماورديهايي چون جنگ و نبرد، قادر به دفاع شايسته از داشتههاي خود نيستند. اما اين جوانان دهه هفتادي كه در جبهه مقاومت اسلامي ديديم، تمامي تصوراتمان را برهم زدند و در ميدان عمل نشان دادند كه هيچ چيز از اخلاف خود يعني مبارزان دوران انقلاب و رزمندگان دفاع مقدس كم ندارند.
اين روزها كه خبر شهادت تعدادي از تكاوران ارتش به گوش رسيد و ما هم در صفحه پايداري روزنامه «جوان» با خانواده دو تن از اين عزيزان (شهيدان محسن قوطاسلو و حسين همتي) گفتوگو كرديم، به نكات بارزي در زندگي اين دو عزيز برخورديم كه از جهات مختلفي حائز اهميت است. به شخصه وقتي با روحيات و خلقيات شهيد قوطاسلو 26 ساله و متولد 1369 آشنا شدم، ناخودآگاه فكر ميكردم زمان به عقب برگشته و با يكي از رزمنده دوران دفاع مقدس روبهرو شدهام! همان روحيات، همان اخلاص و همان زيباييها؛ از انسش با قرآن و مسجد گرفته تا اشتياقش به دفاع از حرم اهل بيت و حرفهاي درگوشيبا فرماندهاش كه درست در روز اعزام گفته بود: «سربلندت ميكنم.»
محسن دوماه پس از اعزام در تابوتي سبز و سرخ و سفيد برگشت و با شهادتش نه تنها فرمانده خود كه همه ما را سربلند كرد. او به جهانيان نشان داد كه اين كشور جاي چه شيرمردان و جوانان غيوري است و اگر لازم باشد، هزاران هزار محسن در اين كشور وجود دارند كه حاضرند با اشاره رهبر خود، مسلمانان جهان اسلام را سربلند سازند.
به راستي بايد گفت غيرت اين جوانان غرورآفرين است. قدرت و توانشان، مايه دلگرمي جامعه است و ولايتمداريشان آينده درخشاني را براي نظام اسلامي رقم خواهد زد. اعتماد به نفس اين جوانان و رجزهايي كه براي دشمن ميخوانند، نويد امنيتي پايدار را به مردم كشوري ميدهد كه گرگهاي گرسنه سلفي- صهيونيستي، مدتهاست گرداگرد مرزهايشان زوزهكشان به انتظار نشستهاند تا مگر نقطه ضعفي ببينند و خيال خام خود براي تعرض به امالقراي جهان تشيع را عملي سازند.
شهيد حسين همتي كه در همين صفحه پايداري امروز شمهاي از زندگياش را از زبان خانوادهاش پيش رو داريد، با صلابت خاصي به برادرش گفته بود: «ثابت ميكنم هر تكاور كلاه سبز تيپ 65 نوهد برابر با 50 داعشي است». همتي همان شهيدي است كه روزگاري نهچندان دور، اشك رهبرش، بغض او را تركاند و خود نيز پيش از اعزام گفته بود: به امر آقا، به خواست او و براي شادي قلب مهربانش از همه هستي خود ميگذرد.
اعتماد به نفس و رجزخوانيهاي شهيد همتي ريشه در همان شعار ما ميتوانيم و اعتماد و اتكا به خويشتن امام خميني دارد كه انقلاب كرد تا روحيه خودباوري و ايمان را به جوانان ايراني و جهان اسلام منتقل سازد و حالا امثال حسين نمونه عملي و به بار نشسته همين اعتماد به خويشتن هستند.
غالباً در ارزيابي دشمناني كه خيال براندازي نظام اسلامي را در ذهن خود ميپرورانند، سپاه انقلاب اسلامي مهمترين عامل و سد در برابر آنها معرفي ميشود. اما با غيرت، شجاعت، ايمان و ولايتمداري كه اين جوانان تكاور ارتشي در جبهه مقاومت اسلامي از خود نشان دادند، پربيراه نيست اگر بگوييم دشمنان بايد از هر دو بازوي توانمند ايران اسلامي يعني سپاه و ارتش جمهوري اسلامي ايران به يك اندازه وحشت و هراس داشته باشند و بدون ترديد افسران و سربازان ولايتمدار ارتشي، بزرگترين سد در برابر دشمنان ولايت و ايران اسلامي خواهند شد.
به ياد ديالوگي از فيلم «چ» ساخته ابراهيم حاتميكيا ميافتم كه در آن شهيد چمران به شهيد اصغر وصالي ميگفت «خوشا به حال خميني(ره) كه سربازاني چون تو دارد.» حالا بايد همين جمله را به مقام معظم رهبري بگوييم «خوشا به حالت آقاجان كه چنين سربازان مخلصي داري».
شهيدان محسن قوطاسلو و حسين همتي هر دو متولد سال 69 بودند. (با كمي تخفيف) دو جوان دهه هفتادي. اينها شور و شعف اوايل انقلاب و دوران جنگ را درك نكردند، اما در شبيهسازي كربلايي ديگر آن هم كيلومترها دورتر از سرزمين و وطنشان، عجب شور و حالي داشتند.