کد خبر: 780259
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۸
چكش‌كاري بر فيلم‎هاي بهارانه سينمايي
فيلم سينمايي باكيفيت در شاكله‌اي ‌تر و تميز جايش را پيدا مي‌كند و مطمئن باشيد فروش هم مي‌كند.
محسن غلامي(قلعه سيدي)
فيلم سينمايي باكيفيت در شاكله‌اي ‌تر و تميز جايش را پيدا مي‌كند و مطمئن باشيد فروش هم مي‌كند. هميشه نيز مردم نظر منتقدان را چندان ملاك ديدنشان نمي‌گذارند، همينطور هم كه مي‌بينيم فيلم‌هاي گاهاً مضحك به‌خاطر كمدي بودنشان گيشه دارند، حتي چندميلياردي! فيلم‌هاي اكران اول بهار فروششان را كرده‌اند و شايد بشود بهتر در موردشان مختصراً حرف زد كه چقدر ايراني‌اند و باب طبع سينماي ما. موجزتر و تك‌تك حرف بزنيم و نتيجه بگيريم.
   
كمدي‌سازي به شكل غارنشيني
چندان نمي‌شود درباره «من سالوادور نيستم» و «50 كيلو آلبالو» حرف جدي زد. اولي زور مي‌زند كمدي موقعيت باشد و لااقل خودش را از آثار سطحي دور كند، ولي نمي‌تواند چون فيلمنامه ندارد. اين بازيگر است كه بدون شخصيت‌پردازي، خرق عادت مي‌كند و فيلمساز صرفاً روي فرم و ميميك رضا عطاران قرارداد بسته است. اينكه او شوخي كند و بقيه بخندند. لوكيشن‌هايي كه در برزيلند اما اِلماني ندارد كه بتوان تمايزش داد با كشور خودمان جز چند تا زن سرلخت. خب اين فيلم متوسط نسبت به «50كيلو آلبالو» اشرف‌الفيلم است! كاش امثال ماني حقيقي مي‌فهميد طنز سخت‌ترين نوع فيلمسازي است. با دوتا شوخي نيم‌تنه پايين و انداختن دختر چشم‌رنگي و پسر عاشق سينه‌چاك كه نمي‌شود كمدي رمانتيك ساخت. خلاقيت در طنزش نيز شده موسيقي خالتوري و شيش و هشتي با بزك مشتي بازيگر بي‌خاصيت. كم مانده در سينما مردم را «به وسط و بزن-برقص» بياورد. با فيلم منوچهر هادي سر يقه‌گيري نداريم، بالاخره اين نيز اندازه نقد جدي نيست، ولي ديگري را اتفاقاً برعكس چون كمتر از فاجعه نشده است. سرخوشي «50 كيلو آبالو» توهمي است. كاراكترهايي خل و چل كه انگاري در زندگي ما نيستند. پس مجبوريم جدي‌شان نگيريم، حداقل به‌خاطر اعتبار قلم خودمان.
   
داستان گوترها دلچسب‌ترند و ماندگارتر
سعي مي‌كنم بين اين شش فيلم از بُعد فرم و محتوا تفاوت قائل شوم. پس برويم سراغ «باديگارد» و «ابد و يك روز». اگر كلمه‌اي براي توصيفشان جا داشته باشيم بايد گفت مخاطب را«ارضا» مي‌كنند. ابراهيم حاتمي‌كيا با دغدغه است اينجا، مثل هميشه و حرفش را مي‌زند. كلامش صريحاً انتقاد مي‌كند. قائل به قهرمان‌محوري‌ است و اداي روشنفكرها را درنمي‌آورد. استاد اين كارهاست و واقعاً نيز بلد است.
اين جور فيلم ساختن كه رُك باشد و جامعه هدفت بزرگ و اقناكننده، كار هركسي نيست. داستاني استعاره‌مانند كه كاراكترهايش در پرداخت شايد هم‌اندازه نيستند، مثل شخصيت‌هاي سياسي‌اش را كه باورشان نمي‌كنم، اما اينقدر خوب هست خصوصاً با فينال رئالش كه دست بقيه را از پشت ببندد. همين سكانسش به تمام سينماي فعلي مي‌ارزد.

«ابد و يك روز» نيز اجتماعي‌ است و خوش‌ذوق در ماجراگويي. فيلم جمع و جوري كه دستپخت کارگردان و البته بازي قيافه‌هاست. سعيد روستايي فيلم‌اولي تو زرد از آب درنيامده است. داستانش كشش دارد البته با كلي كاراكتر زيرخاكي و قهرمان افليج! چون انگاري شعار مي‌دهند، تيپشان به پايين‌شهري‌ها نمي‌خورد، مثل پيمان معادي كه انگار فقط لباس بدبخت‌ها را تنش كرده‌اند. قصه‌اش بيشتر از كاراكترها، شناسنامه دارد و باورمندتر است.

«ابد و يك روز» از سر سينماي ايران زياد است. كارش به دل مي‌نشيند مثل فيلم حاتمي‌كيا. جنسشان در مضمون قياس مع‌الفارق است، ولي هر دو مخاطب‌سنجي كرده‌اند، فعلاً همين كافي است.
   
از هنري خاص تا زندگي غريب
خب دوتاي ديگر باقي ماند كه براي مخاطب عام‌پسند خيلي جذاب نيستند. «خشم و هياهو» شايد در ساخت هنري‌اش و «كفش‌هايم كو؟» در دنياي اجتماعي و فيلمنامه مهجور و آگهي‌مانندش، عمدتاً از معيار بيرون مي‌زنند. هومن سيدي دنبال فرم است و آفرينش سكانس‌هايي كه كپي‌ است و صرفاً تجربه شخصي. زمان در «خشم و هياهو» گم است، بي‌هويتي مكاني از سر و رويش مي‌بارد. بازي‌ها اداست، همانند قصه مشهور فلاني كه اينجا منطق ندارد. كشش دادن الكي داستان نيز براي رخ‌‌نمايي فرميك است. شايد برخي بپذيرند، اما همه نه. نبايد دنبال فاكتورهاي سينماپسند در فيلم به سبك ديگر آثار بود. كيومرث پوراحمد نيز دنبال خلق زندگي در «كفش‌هايم كو؟» هست، اما ايده كوچكش، اسير دعواهاي خاله‌زنكي مي‌شود. چيزي از آلزايمر نمي‌بينيم، شايد وسواس است شايد بيماري رواني و غيره كه نمي‌دانم! متأسفانه فيلمنامه را از روي كلام‌هاي عاميانه و دمده نوشته  است. دختركي كه از خارج آمده با لهجه‌اي متعلق به كارتون‌هاي بچگانه؛ واقعاً خنده‌دار است. ببخشيد اما هردمبيل است و موضوع اسير قصه بي‌ربط شده است. پس شعار نده كه هدف داشته‌ام. نتيجه بگيريم؛ شايد جز دو فيلم حاتمي‌كيا و روستايي، بقيه اما ساخت و پاخت الان سينما را ندارند. چهره به روزي از جامعه چه خوب و چه بد حتي، نشان نمي‌دهد. سيماي ملت ما كجا و چهره اينها كجا.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار