«پنجشنبه شب سوم ديماه كه مصادف با عيد ما آشوريها بود، خبر نداشتيم قرار است خانه كوچكمان ميزبان بزرگي چون رهبر انقلاب باشد، وقتي كه از اين موضوع اطلاع يافتم، به آرزوي چندين و چند سالهام رسيدم و وجودم سرشار از شادي و اميد شد.»
حالا خيلي از ما ايرانيها هموطنمان «بلنديناخمويان (لازار)» مادر شهيد روبرت لازار را كه خانهشان چندي پيش ميزبان قدوم رهبر معظم انقلاب بود، ميشناسيم. او با صراحت كلام و شيوايي سخنش در ديدار رهبري، لبخند را بر لب خيلي از ما نشاند. شور و شعفي كه به حتم منشأ آن از قلب مهربان او ناشي ميشود كه بعد از سالها به آرزوي ديدار با مرادش رسيده بود. بانو بلندينا خمويان 72 ساله را در حاشيه مراسم تجليل از شهداي وحدت ملاقات كردم و دقايقي كوتاه با هم از احساسش در ديدار رهبري سخن گفتيم. او از سالهاي چشم انتظارياش گفت و اينكه به هر كدام از مسئولان بنياد شهيد ميرسيده، درخواست ملاقات با رهبري را مطرح ميكرده است. «عاقبت شب عيد ما آشوريها، خبر دادند كه رهبر به خانه ما ميآيند. اصلاً باورم نميشد. وقتي كه آمدند، ايشان را همان طور ديدم كه در تصورم داشتم. نميتوانم احساس آن روزم را بيان كنم. تنها ميتوانم بگويم كه خيلي از ديدنشان خوشحال شدم و به آرزويم رسيدم.» خمويان(لازار) كه شعار «اي رهبر آزاده آمادهام آماده» را به عنوان پيامش خطاب به رهبري عنوان ميكرد، گذري هم به وضعيت همكيشانش در ايران زد و گفت: من به عنوان يك اقليت آشوري در ايران آزادي كامل دارم و ما كليسا، كشيش و حتي اسقف خودمان را داريم و احساس امنيت و آزادي ميكنيم. اين مادر شهيد آشوري پيامي هم به هموطنانش داشت و گفت: دوست دارم هموطنان مسلمانم بدانند، ما آشوريها چندين هزار سال است كه ساكن اين سرزمين هستيم و به آن و مردمش تعلق خاطر داريم و عشق ميورزيم. وي در پايان گفت: به نظر من چرايي همگرايي و همدلي اقليتهاي مذهبي در ايران يك هديه الهي از طرف خداوند است. به همين خاطر است كه در طي حوادث مختلفي مثل جنگ تحميلي، همه اقليتها در كنار مسلمانان از كشورشان دفاع كردند. اگر زمان به عقب برگردد، من باز فرزندم روبرت را راهي جبههها ميكنم.