کد خبر: 761813
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۴
گفت‌وگوي «جوان» با مريم عظيمي همسر شهيد مهدي نوروزي در سالگرد شهادتش
براي ولايتمداران حقيقي، فتنه هتاكان عاشورا در تهران و شيطنت داعشيان در سامرا در يك خط قرار دارد. اصلش هم اينطور است كه «فتنه» ايراني و عراقي و اروپايي ندارد.
صغري خيل فرهنگ
بايد مقابلش ايستاد. ولايتمداري يعني بي‌مرز دل به خطر زدن. شهيد مدافع حرم مهدي نوروزي نيز از اين دست مردان مبارزي بود كه رمز ولايتمداري‌اش او را به سعادت شهادت رساند. مريم عظيمي در سالگرد شهادت همسرش از زندگي تا شهادت اين مدافع جان بركف حريم ولايت و اهل بيت مي‌گويد.
 

مهدي هديه شهدا به من بود

ارديبهشت ماه سال 1391 بود كه من و مهدي از طريق خواهر‌هايمان با هم آشنا شديم. آن زمان من در بسيج و در زمينه شهدا فعاليت مي‌كردم. اولين بار كه با هم صحبت كرديم مهدي همه حرف‌هايش را زد. او از جهاد و شهادت و ولايت برايم سخن گفت كه تنها خط‌قرمزش بود. همانجا بود كه تكليف خودم را در زندگي با او فهميدم. همواره هم مي‌گفت «ان‌شا‌الله تا شهادت». اين جمله در لحظات شيرين زندگي‌مان همواره ورد كلام مهدي بود. همان روز اول مهدي را همانطور شناختم كه همواره از شهدا مي‌خواستم. به قول يكي از دوستان، مهدي هديه شهدا به من بود. من در برابر او چون قطره‌اي بودم. مهدي با لباس بسيجي‌اش سر سفره عقد حاضر شد و من هم تنها با يك چادر سفيد. مهريه‌مان هم 14 سكه تمام بهار آزادي بود و يك سفر حج. در نهايت مرداد همان سال زندگي مشتركمان را آغاز كرديم. همواره تلاش مي‌كرد تا نبودن‌هايش را در خانه جبران كند. وابستگي عميقي بين من و مهدي برقرار شد. اگرچه زندگي مشترك من و مهدي به سه سال هم نرسيد اما كيفيتش به اندازه يك زندگي 20 ساله بود.

شش ساله بود كه رفت جبهه

پدر مهدي جانباز و از فعالان دوران دفاع مقدس بود. مهدي در زمان جنگ كودك بود. اما به خاطر ذوق و شوقي كه براي رفتن به جنگ داشت، يكبار مخفيانه خودش را به جبهه رساند. مهدي توانسته بود با خودروي حمل كمك‌هاي مردمي وارد منطقه شود. در حالي كه تنها شش سال داشت.

8 ماه فتنه، 8ماه جنگ فرهنگي

در روزهاي فتنه مهدي بسيار فعاليت داشت. مهدي همواره به دنبال اين بود كه حضرت آقا چه امر مي‌كنند. مي‌گفت ما بايد مالك‌اشتر آقا باشيم. بسيار هم در اين زمنيه تلاش و تحقيق كرد. مي‌گفت بايد بدانيم كه چرا مالك اشتر دست راست امام علي (ع) بود. ما هم بايد براي رهبري و ولايت همين گونه عمل كنيم. مهدي از من خواست همه اين اتفاقات و حوادث را براي محمد‌هاديمان تعريف كنم تا محمدهادي تهديدي باشد براي دشمنان نظام و اميدي باشد براي امام خامنه‌اي. مهدي از هشت ماه فتنه به نام هشت ماه دفاع مقدس نام مي‌برد و مي‌گفت جنگ، جنگ فرهنگي است. بعد از شهادت مهدي بسياري از رسانه‌ها ابراز شادماني كردند.

مدافع حريم ولايت

البته چندان هم جاي تعجب ندارد كه بيگانگاني كه براي نظام جمهوري اسلامي برنامه و نقشه داشتند و بسيار تمايل داشتند كه در روزهاي فتنه 88 به خواسته‌هاي پليدشان برسند، اين بار با پشتيباني و حمايت از تروريست‌ها و داعش به دنبال تحقق اهدافشان باشند. مهدي در عمل عشق به ولايتمداري‌اش را ثابت كرد و همواره در هر سنگر و جبهه‌اي كه بود مدافع حريم ولايت بود. براي مهدي هيچ كاري دشوار نبود، حتي راضي كردن من براي رفتنش. مهدي خط مقدم دفاع از اسلام را سامرا، عراق و سوريه مي‌دانست. در آخرين سفر اربعين‌مان به كربلا، نيمه‌شب من را به حرم برد و در بين‌الحرمين با من صحبت كرد. از حضرت زينب برايم سخن گفت كه عزيزترين‌هاي زندگي‌اش را نثار اسلام كرد. لحظه لحظه حوادث كرب بلا را شرح داد و گريست. من بهانه پسرمان محمدهادي را آوردم و او در پاسخم گفت چطور مي‌تواني اين حرف را بزني در حالي كه مي‌داني امام حسين (ع) نوزاد شش ماهه‌‌اش را در راه خدا قرباني كرد. مهدي بين‌الحرمين را از كربلا تا بقيع مي‌دانست.

رفت تا عمه سادات به اسارت نرود

از من خواست تا راهي شود. طبق قولي كه در شب خواستگاري به او داده بودم كه مانع جهادش نشوم، پذيرفتم. مهدي از من خواست تا در نبودن‌هايش مقاوم باشم مانند حضرت زينب(س). از من خواست كه در نبودنش به حضرت رباب تكيه كنم. بنا به تكليف ولايتمداري و جبهه جهاد تعلقات دنيايي را كنار زد و مالك‌اشترگونه به ياري رهبر شتافت. در نهايت بعد از سه مرحله اعزام، در 20 دي ماه 1393 در حومه سامرا عوينات عراق در درگيري مستقيم و با تير مستقيم دشمن به آرزوي ديرينه‌اش رسيد. مهدي و امثال مهدي رفتند تا بار ديگر عمه سادات به اسارت نرود.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار