کد خبر: 750536
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۶
بررسي جوانب عمليات محرم در گفتگو با پژوهشگر دفاع مقدس
سال 1361 به دليل فراز و فرودها، پيروزي‌ها و گاهي عدم‌الفتح‌هايش سال عجيبي براي نيروهاي ايراني بود.
احمد محمدتبريزي

پس از عمليات‌ بزرگ و موفقيت‌آميز فتح‌المبين و الي‌بيت‌المقدس در بهار همين سال، عمليات رمضان به نتايج پيش‌بيني‌شده نائل نيامد تا جبهه‌ها حالتي منفعل به خود بگيرد. بعد از عمليات رمضان، رزمندگان عمليات محدود «مسلم» را انجام دادند تا در دهم آبان به عمليات محرم برسند كه عملياتي بزرگ‌تر و وسيع‌تر از عمليات مسلم‌بن‌عقيل بود. عمليات محرم را به لحاظ دستاوردهايش عملياتي موفق مي‌دانند كه هم روحيه را به جبهه‌ها تزريق كرد و هم قسمت زيادي از خاك كشورمان را آزاد ساخت. «جوان» در سالروز انجام عمليات محرم در 10 آبان در گفت‌وگو با «حسن دري» كه به طور ويژه و دقيق روي اين عمليات تحقيق و پژوهش داشته، نگاهي موشكافانه و جزئي به اين عمليات دارد كه در ادامه مي‌خوانيم.

چه لزومي به انجام عمليات محرم در آن بازه زماني و بعد از عمليات رمضان وجود داشت؟

بعد از عمليات رمضان بن‌بستي در جنگ ايجاد شد كه بايد از آن بيرون مي‌آمديم. بالاخره عدم‌الفتح عمليات رمضان در ميان فرماندهان ناراحتي و سرخوردگي ايجاد كرده بود. پس بايد عملياتي انجام مي‌شد كه تضميني در موفقيتش وجود داشته باشد. آقاي رضايي در يكي از جلسات قرارگاه مي‌گويد كه حضرت امام به من گفته‌اند دشمن را در نوار مرزي درگير كنيد و نگذاريد تنور جنگ خاموش شود. اين راهبردي كه حضرت امام به آقاي رضايي گفته بود و آقا محسن در جلسه‌اي اين مسئله را مطرح كرد، استراتژي‌اي از دلِ اين صحبت‌ها به نام «عمليات محدود» درآورد. يعني بعد از عمليات رمضان در طول نوار مرزي عراق را با عمليات‌هاي محدود درگير كنيم تا براي انجام عمليات گسترده آينده هم يگان‌ها بازسازي شوند هم عدم‌الفتح عمليات رمضان را پوشش دهد. به همين دليل شناسايي‌ها براي اينكه در كدام محدوده مرزي عمليات صورت بگيرد، ‌انجام شد. مناطق شناسايي شده و مدنظر دهلران، نفت‌شهر و سومار بود. قرار بود دو عمليات مسلم و محرم در اين مناطق همزمان انجام شود اما به دليل اينكه محدوده عملياتي مسلم كوچك‌تر بود و دشمن خيلي در غرب براي انجام عمليات سرمايه‌گذاري نكرده بود، عمليات مسلم زودتر انجام شد و امكان همزماني انجام دو عمليات از بين رفت. ديگر فرماندهان گفتند هر وقت منطقه عملياتي محرم آماده شد در يك عمليات مجزا عمل كنيد كه در آخر انجام عمليات در دهم آبان سال 61 كه با ايام محرم مصادف بود، ميسر شد.

نمي‌شد اين عمليات را همانند عمليات مسلم به شكل محدود‌تر و با تعداد نيروي كمتر انجام دهيم؟

به هرحال انجام عمليات بايد طوري صورت مي‌گرفت كه هم موفقيتش تضمين شود و هم نتيجه‌اي به دنبال داشته باشد. نتيجه‌اي هم كه در عمليات محرم به دست آمد شامل تسلط ما به چاه‌هاي نفت عراق بود. همچنين بعد از عمليات رمضان كه توانستيم وارد خاك عراق شويم، در اين عمليات هم توانستيم به خاك عراق نفوذ كنيم كه در آن زمان مسئله‌اي مهم براي جبهه‌هاي جنگ بود. عمليات محرم، يكي از عمليات‌هاي ‌برون‌مرزي ايران است، زيرا علاوه بر طرح آزادسازي اراضي اشغالي ايران در ناحيه مرزي فكه، پيشروي در خاك عراق نيز برنامه‌ريزي شده بود. در اين عمليات حدود 550 كيلومتر مربع از خاك كشور آزاد و حدود 300 كيلومتر مربع از خاك عراق در نوار مرزي به تصرف قواي ايراني درآمد. همچنين جاده عين‌خوش ـ دهلران به طول 100كيلومتر از زير ديد و تير دشمن خارج شد. شهرهاي موسيان، دهلران و پادگان عين‌خوش از زير آتش توپخانه دشمن خارج و سلسله جبال حمرين آزاد شد. منابع نفتي موسيان، بيات و حوضچه‌هاي نفتي زبيدات و تلمبه‌خانه و حدود 70 حلقه چاه نفتي نيز آزاد و قسمتي از مرز به طول 50 كيلومتر تأمين شد. اينها همه از نتايج عمليات محرم بود كه نتايج كمي هم نيست. همين عمليات‌هاي مسلم و محرم باعث شد يگان‌ها آمادگي خودشان را براي انجام عمليات والفجر مقدماتي حفظ كنند. حضرت امام اين عمليات را «فتح بزرگ محرم» نام نهادند كه نشان از تأثيرات بسيار زياد عمليات بر جبهه‌ها دارد. انجام اين عمليات كاملاً توجيه‌پذير بود و حادثه شكسته شدن سيل‌بند شرايط را پيچيده كرد. چنين اتفاقي مي‌توانست در هر منطقه ديگري رخ بدهد و كاملاً غيرقابل پيش‌بيني بود. همانطور كه در اين عمليات يك معجزه بزرگ رخ مي‌دهد يك حادثه ناگوار مثل طغيان رودخانه چيخواب و دويرج. در آن روزها قرارگاه چنين امكاناتي نداشت كه بتواند با دقت وضعيت جوي يك ماه قبل و يك ماه بعد را پيش‌بيني كند، اما الان وقتي اطلاعات عمليات صحبت مي‌كند، مي‌تواند با دقيق‌ترين ارقام وضعيت جوي را پيش‌بيني كند، ولي آن موقع نه اطلاعات كافي داشتيم و نه در مهندسي قوي بوديم.

چه معجزه‌اي در اين عمليات اتفاق مي‌افتد؟

من اين مورد را از نيروهاي شركت‌كننده در عمليات شنيده‌ام و واقعاً حكم يك معجزه را براي اين عمليات دارد. در اين منطقه ذهن فرماندهان هميشه درگير اين مسئله بوده كه بخواهند از جاده دهلران – دزفول نيروهايشان را عبور دهند و به نقاط رهايي برسند. گشتي‌هاي عراقي از ارتفاعات حمرين، 400، 280 و 350 ديد زيادي به جاده داشتند و فرماندهان اين دغدغه را داشتند كه چطور بايد اين تعداد نيرو را بدون اينكه دشمن بفهمد عبور دهند. كساني كه آنجا حضور داشتند مي‌گويند اتوبوس‌ها در جاده بودند و امكان عبور از آن نقطه وجود نداشت. همه منتظر بودند كه هوا تاريك‌تر شود تا شايد راهي براي عبور پيدا شود. در همان زمان ناگهان توفان عجيبي اتفاق افتاد به طوري كه چشم، چشم را نمي‌ديد. در همين لحظه فرمان حركت اتوبوس‌ها صادر مي‌شود و خيلي سريع آن همه نيرو بدون اينكه عراقي‌ها بفهمند از منطقه عبور مي‌كنند. اين معجزه‌اي براي انجام اين عمليات بود. در كنار اين معجزه تيپ 14 امام حسين و يگان خرم‌آباد در منطقه عملياتي با طغيان رودخانه چيخواب و دويرج مواجه مي‌شوند و تعدادي از نيروهايشان را در جريان اين حادثه از دست مي‌دهند. قرار بود عمليات گسترده‌اي از شمال بصره و از فكه اتفاق بيفتد كه بعدها عمليات والفجر مقدماتي در آن منطقه انجام شد. گفته بودند اگر از شمال به دشمن بزنيم براي عمليات‌هاي بعدي جاي پا ايجاد كرده‌ايم. منطق حرف هم كاملاً درست بود ولي آنها پيش‌بيني نمي‌كردند رودخانه فصلي اين منطقه در اين موقع از سال طغيان كند و تمهيداتي برايش در نظر بگيرند. تنها نقطه ضعف اين عمليات همين عدم پيش‌بيني اين مسئله بود. دو سال از جنگ گذشته بود و هنوز فرماندهان تجربه كافي براي پيش‌بيني چنين پيشامدهايي را نداشتند. تا به حال در هيچ سندي نديده‌ام كه جايي نوشته شده باشد براي اين موضوع پيش‌بيني‌هاي لازم صورت گرفته يا يك دستور عملياتي براي آن صادر شده است. كارهايي براي مهار سيل در رودخانه انجام شده بود اما سيل‌بند زده شده مقاومت لازم براي طغيان رودخانه در آن موقع از سال كه باران‌هاي فصلي مي‌بارد را نداشت.

با اين تفاسير يكي از دلايل موفقيت‌مان به شناسايي خوبي برمي‌گردد كه از منطقه صورت گرفته بود؟

تقريباً يك ماه و 10روز قبل از عمليات، ابلاغي از طرف فرماندهي كل سپاه جهت شناسايي منطقه داده شد. شهيد خرازي كه در آن زمان فرمانده سپاه سوم بود، اين ابلاغيه را جهت شناسايي كامل منطقه به نيروهايش مي‌دهد تا مقدمات عمليات محرم، طرح‌ريزي شود. طبق روال آن روزها، فرماندهان سپاه خودشان قبل از عمليات منطقه را مي‌ديدند و شناسايي مي‌كردند. شهيد حسن باقري، سردار حاج احمد كاظمي، محمد ابوشهاب و شهيد خرازي به منطقه آمدند و از نزديك وضعيت منطقه را مشاهده كردند. يكي از مهم‌ترين انگيزه‌هاي طرح‌ريزي اين عمليات آزادسازي جاده‌ ارتباطي مرزي غرب به شرق، همين جاده‌ دشت عباس و دهلران بود و چون دشمن روي ارتفاعات 175 و 178 حمرين تسلط كامل داشت، آزادسازي اين ارتفاعات الزامي به نظر مي‌رسيد.

فرماندهي اين عمليات برعهده كه بود؟

به دليل محدود بودن عمليات دو فرمانده خيلي در عمليات حضور نداشتند. در عمليات‌هاي گسترده آقاي رضايي و صياد از منطقه بيرون نمي‌آمدند ولي به دليل اينكه محرم عمليات گسترده‌اي نبود، مسئوليت عمليات‌هاي محدود را به رده‌هاي پايين‌تر از خودشان مثل آقاي رشيد، رحيم‌صفوي يا شهيد باقري واگذار مي‌كردند و خودشان فقط به جبهه‌ها سركشي مي‌كردند. فرماندهي اين عمليات به عهده شهيد حسن باقري بود. اينگونه نبود كه آقاي رضايي و شهيد صياد مثل عمليات رمضان از زمان آماده‌سازي عمليات در منطقه حضور داشته باشند. شهيد باقري عمليات را فرماندهي كرد و يادگاري خوبي هم از خود بر جاي گذاشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار