
چند سالي است آبوهواي كشور با تغييراتي در فصلهايش مردم را حسابي غافلگير ميكند. در زمستانها جاي برف و باران، آفتاب با صلابت ميتابد و در تابستان ناگهان انبوهي از ابرها، باد و باران و طوفان و تگرگ را به همراه ميآورد. آخرين بار اين غافلگيري حدود 15 روز پيش و در تعطيلات عيد فطر و در غفلت سازمان هواشناسي و ستاد مديريت بحران اتفاق افتاد. ناگهان آسمان با هجوم گرد و غبار و ابرهاي بارانزا تاريك شد و بارش باران در عرض كمتر از 10 دقيقه سيلي به وجود آورد كه چندين روستا و شهر را با خود به زير آب برد. «سيجان» يكي از اين روستاهاي جاده چالوس است كه در جريان سيل اخير بيشتر از مناطق ديگر آسيب ديد. پنج نفر جان خود را بر اثر وقوع سيل از دست دادند و خرابي خانهها خيليها را بيخانمان كرد. بلافاصله پس از اين حادثه سازمان بسيج سازندگي در قالب اردويي جهادي نيروهايش را براي اعزام به منطقه سيلزده به خط كرد و بسيجيان جزو اولين نفراتي بودند كه پس از جاري شدن سيل روانه روستا «سيجان» شدند و سازندگي را شروع كردند. براي مشاهده وضعيت روستا پس از دو هفته و اقدامات انجام شده سفري يك روزه را به «سيجان» انجام داديم تا از نزديك شاهد و ناظر باشيم.
ورود به روستا و ديدار با جهادگرانساعت هشت و نيم صبح با نيم ساعت تأخير از تهران گرم و پرترافيك به سمت چالوس سرسبز و خوش آب و هوا راه ميافتيم. نرسيده به سد اميركبير كرج روستاي كوچك «سيجان» در دامنه كوههايي 3454 متري واقع شده است. نزديكي به كوه يكي از دلايل جاري شدن سيل در روستا بوده كه در نبود محل مناسبي براي عبور آب، خسارت زيادي به همراه داشته است. در همان ورودي روستا روي بنري سياه، جان باختن تعدادي از اهالي را تسليت گفتهاند. خبرهاي بد در همان اولين لحظه بيمحابا شليك ميشوند. شايد كسي از روستاي «سيجان» فكر نميكرد روزي سيل جان كسي را در اين روستاي بگيرد ولي حالا چندين خانواده به دليل سيل داغدار عزيزانشان هستند. قبل از رسيدن به روستا، در فضايي باز خودروهاي آسيبديده كه حالا بيشتر به آهنقراضه شبيه هستند ديده ميشوند. اين مكان الان به گورستان ماشينها معروف شده و هر كسي كه از آنجا عبور ميكند نيمنگاهي به آهنپارههاي بيجان كنار خيابان مياندازد. بيش از 30 ماشين در روز حادثه آسيب ديده و به اين مكان انتقال داده شدهاند.
كمي كه جلوتر ميرويم آثار خرابي كاملاً مشهود است. ديوارهاي فروريخته، خردههاي آهن و سنگ در وسط راه و خانههاي زير آب رفته خبري از حادثهاي ناگوار ميدهند. در همان اول روستا و در سكوت اين روزهايش ماشينها و افراد بسيج سازندگي مشغول كارند. لودرها سنگها را جابهجا ميكنند و نفرات هر كدام با هر وسيلهاي هر كاري كه از دستشان برميآيد را انجام ميدهند. يكي از جهادگران كه عمامهاي بر سر دارد اشاره ميكند كه امكانات كم است و فقط امكانات يدي جواب نميدهد و بايد چنگك و لودر براي پيشرفت كارها باشد.
به گفته شاهدان، هنگام جاري شدن آب، سيل دو قسمت شده بود. يكي از داخل روستا رد شده و به خانهها آسيب ميزند و يكي هم از داخل باغات عبور ميكند كه آن هم خسارت زيادي به درختانميزند.
بسيج سازندگي در كنار سيل زدگانعلي تركاشوند مسئول سازمان سازندگي استان البرز در رابطه با حضور جهادگران در اين منطقه ميگويد: بيشتر از 10 روز است كه بچههاي جهادگر اينجا مشغول كار هستند. سه روز پس از وقوع سيل به صورت گروهبندي شده به روستا آمدند. در سيلي كه در اين منطقه از جاده چالوس اتفاق افتاد متأسفانه جان پنج نفر از روستاييان گرفته شد و از همان لحظه دستگاههاي اجرايي با قدرت و قوت آمدند و كار كردند و ما هم احساس كرديم بسيج سازندگي به عنوان يك نيروي پرتوان و ويژه بتواند قدرتمند در كنار مردم محروم باشد و كمك كند.
تركاشوند به حضور 1500 جهادگر در طول 10، 15 روزي كه از وقوع سيل ميگذرد اشاره ميكند و از اقداماتشان ميگويد: جهادگران به خانههاي آسيبديده ورود پيدا كردند و از تميز كردن تا لايروبي و بيرون كشيدن اسباب و لوازم را انجام دادند. آب روستا هم دچار مشكل شده بود كه با باز كردن مجاري آب، مشكل آب شرب اهالي روستا هم برطرف شد. از نظر تجهيزات و ماشينآلات 10 كاميون، پنج نيسان، دو گلايدر و لودر و بولدوزر هم وارد روستا شده است. همچنين براي مناطقي كه بيشتر آسيبديدهاند يك كاميون مواد غذايي و نيازهاي اساسي و اوليه را تهيه كردهايم. به همت بچههاي جهادي و بسيجي اين مشكل را تا حد زيادي مهار كردهايم.
امكان جاري شدن سيل دوبارهاي در اين منطقه وجود دارد و تركاشوند نگران اين موضوع است: اينجا بايد به مسئولان و دستاندركاران هشدار بدهم كه احتمال دارد در چند روز آينده دوباره سيلي را در اين منطقه داشته باشيم و شايد سيلي كه اين بار اتفاق بيفتد به مراتب بزرگتر و مخربتر باشد. امروز بايد پدافند غيرعامل اينجا ايجاد شود. بايد سيلبند پلكاني را در اين منطقه بزنيم و استحكام خاك را با پوشش گياهي بالا ببريم. بايد طراحيهاي غيرمهندسيساز، خانههايي كه در بستر رودخانه ساختهشدهاند و پلهاي غيراستاندارد را اصلاح و شكلهاي خيابانها را درست كنيم. مهمترين راهكار را بايد در جهت ايجاد روشهاي پيشگيرانه به كار بگيريم تا كمترين آسيب وارد شود.
به دليل اينكه روستا در منطقه كوهستاني و در دامنه كوه واقع شده، پس از بارندگي آب از كوهها به سمت روستا جاري ميشود و چون سيلبندي جلويش نبوده يكباره حجم زيادي از آب داخل روستا ميشود. در اين حادثه مشكلات اصلي متوجه خانههايي ميشود كه در بستر رودخانه بنا شده بودند. بناهاي فرسوده و رعايت نكردن حريم رودخانه بزرگترين عامل بالارفتن خسارت بود؛ اتفاقي كه باعث كشته شدن پنج نفر در روستا ميشود.
روايت حادثه از زبان آسيب ديدگانيكي از خانمهاي روستا كه جلوي در خانهاش مشغول شستن فرش است سيل آن روز را اينگونه توصيف ميكند: در خانه بوديم كه ناگهان هوا ابري شد. 10 دقيقه هم نشد كه با بارش باران، سيل اتفاق افتاد. ناگهان ديديم كه خانه ميلرزد و اول فكر كرديم زلزله است. سريع آمديم بيرون و ديديم سيل است. سريع فرار كرديم و خودمان را به پشت ساختمان رسانديم. تا به حال سابقه چنين چيزي در روستا نبوده است. پدرم 70 سال سن دارد و ميگويد تا حالا چنين سيلي را در روستا نديده است. الان اسباب و اثاثيهاي كه قابل استفاده بود را خارج كرديم ولي وسايل زيادي زير آب و گل مانده است. اكنون منزل يكي از بستگان ساكن هستيم. گفتهاند صد درصد خسارتي را كه به خانه وارد شده بنياد مسكن ميدهد.
از ميان پنج نفري كه جانشان را به دليل وقوع سيل از دست ميدهند چهار نفر از اعضاي يك خانواده بودند. يكي از بستگانشان ميگويد: اين چهار نفر كه همگي زن و دختر بودند داخل باغ رفته بودند و با پايان كارشان ميخواستند به كرج بروند. از شوهرشان كه سؤال كردم گفت خانمم ساعت هفت بعدازظهر به من زنگ زد و گفت ما سوار ماشين شدهايم و ميخواهيم راه بيفتيم. ديگر خبري ازشان نداشتيم تا بعداً فهميديم ماشينشان را آب برده است. لطف خدا شامل حال همه شد كه اين حادثه در آخرين روز تعطيلات اتفاق افتاد. چهار روز تعطيلي بود و مردم در اين مدت در باغها بودند. اگر روزهاي اول آن باران ميآمد خسارتهاي جاني خيلي بيشتر ميشد. غروب آخرين روز تعطيلات بود و همه جمع كرده بودند بروند. هوا كه تاريك شد همه داخل خانههايشان رفتند. اگر آن جمعيت در باغها بودند بيشتر از 50 كشته ميداد. اقدامات امدادي در حال انجام است و اميدواريم زودتر انجام شود.
اين شاهد عيني ادامه ميدهد: چهار جوان هم در ماشين ديگري نشسته بودند كه همان لحظه سيل جاري ميشود. دو نفرشان پايين ميپرند و خودشان را نجات ميدهند. يكيشان را از لابهلاي گل و لاي بيرون ميآورند ولي يكيشان را سيل با خودش ميبرد.
به هر گوشه روستا كه نگاه ميكنم آثار خرابي خودش را نشان ميدهد. از فرو ريختن ديوار خانهها تا ريزش كركره نانوايي و مغازه كنارياش نشان از خسارات بالا در روستا دارد. با اين حال همه مشغول كارند و اهالي روستا هم جاي گله و شكايت در كنار جهادگران و ديگر گروهها گوشهاي از كار را گرفتهاند. روستاي كم جمعيت «سيجان» بيش از 20 شهيد دارد كه چند تن از آنها مفقودالاثر هستند؛ شهيداني كه عكسهايشان را در مسجد روستا كه فرشهايش را آب برده، روي ديوار نصب كردهاند. پيرمردي با عصايش جلوي خانهاش ايستاده است. برايم تعريف ميكند: در خانه نشسته بودم كه ديدم خانه دارد ميلرزد. يكي از نوههايم سريع بيرون ميرود و ميبيند آب رودخانه سرازير شده است. اگر ديرتر متوجه ميشديم آب همهمان را ميبرد. فردايش كه آمديم ديديم خانه و زندگيمان را آب و گل برده است. نيروهاي امدادي سه روز بعد از سيل آمدند و گلولاي را تميز كردند و بخشي از اسباب و اثاثيه را بيرون كشيديم. الان خانه يكي از بچههايم هستم تا ببينيم چطور ميشود. تا به حال چنين چيزي اتفاق نيفتاده بود. البته چند سال پيش وقتي چند دقيقه باران شديد باريد آب گوسفنداني كه در كوه در حال چرا بودند با خود ميبرد. اما هيچگاه داخل روستا سيل نيامده بود. خدا خانم دهيار را خير بدهد كه چند سال پيش خانههاي روستا را بيمه كرد. قول كمكهايي دادهاند تا ببينيم در آينده چه اتفاقي ميافتد.
درايت خانم سيده معصومه طباطبايي، دهيار روستا در بيمه خانههاي مردم خيال خانوادههاي زيادي را راحت كرده است. اهالي روستا با ارادت خاصي از دهيارشان سخن ميگويند و تأكيد دارند كه مثل يك شيرزن كارهاي مربوط به روستا را انجام ميدهد.
با وجود تابش آفتاب سوزان جهادگران پرتوان به كارشان ادامه ميدهند. شايد رفع اين حجم از خرابي كمي زمانبر باشد اما مسئله مهمتر، اقدام پيشگيرانه براي جلوگيري از وقوع حوادث مشابه است. روستاهايي كه در دامنه كوه قرار دارند در صورت بارش شديد باران مستعد چنين حوادثي هستند. با رعايت استانداردهاي لازم و اقدامات پيشگيرانه ميتوان نوشدارو را پس از مرگ سهراب ننوشيد.