کد خبر: 734646
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۰
گفت‌وگوي «جوان» با ابوالقاسم وردياني رزمنده و نويسنده حوزه دفاع مقدس
ابوالقاسم وردياني كارشناس ارشد ادبيات و دبير انجمن ادبي ارتش، از جمله نويسندگان دفاع مقدسي است كه شانس حضور فيزيكي در جبهه‌هاي جنگ را به عنوان يك بسيجي و سپس نظامي ارتشي داشته است.
عليرضا محمدي

او كه به گفته خودش سعي دارد تجربيات حضور در دفاع مقدس را به نسل جوان انتقال دهد، معتقد است خلق اثر ضد جنگي در پرداختن به مقوله‌اي به نام دفاع مقدس كه حق طبيعي ملت ايران در برابر تجاوز يك دشمن بيگانه بوده، ‌جايگاهي ندارد. گفت‌و‌گوي ما با وردياني را پيش‌رو داريد.

آقاي وردياني! شما به عنوان يك رزمنده در جبهه‌هاي جنگ حضور داشتيد، ضمن پرداختن به اين مقطع از زندگي‌تان بفرماييد دست به قلم شدن يك رزمنده جنگ ديده چه فوايدي مي‌تواند داشته باشد؟

من تا قبل از سال 64 به عنوان يك نيروي داوطلب بسيجي در جبهه حضور داشتم. بعد از آن وارد نيروي هوايي ارتش شدم و در حوزه تخصصي عمليات موشك مشغول به خدمت شدم. از سال 66 به جزيره خارك رفتم و در سخت‌ترين مراحل جنگ نفتكش‌ها در اين جزيره بودم و وحشيانه‌ترين حملات موشكي دشمن به خارك را از نزديك ديده‌ام. بنابراين اگر قبول داشته باشيم كه يك نويسنده تجربيات زيستي خود را به نگارش درمي‌آورد، قاعدتا همين ديده‌ها و حضور در بطن وقايع جنگ مي‌تواند امتيازي براي يك رزمنده دست به قلم شده به حساب‌ آيد. در آن طرف قضيه هم خيلي از نويسندگان جوان را داريم كه با وجود قدرت نويسندگي خوبي كه دارند، به دليل عدم حضور در جنگ شايد نتوانسته‌اند حق مطلب را در اين خصوص ادا كنند.

پس به نظر شما عدم حضور نويسندگان جوان در جنگ كاستي در اين حوزه به حساب مي‌آيد؟

منظور من اين نبود كه هركسي در جنگ حضور نداشته نبايد به اين حوزه وارد شود. به عنوان نمونه اگر يك نويسنده به سبك داستاني موضوع دفاع مقدسي را به نگارش درآورد، چه بسا با رواني قلم و زيبايي‌هاي نوشتاري اثري خوب و قابل اعتنا خلق كند، اما اگر همين نويسنده خودش از رزمندگان جنگ باشد، مسلماً اثر توليدي‌اش ريشه در تجربيات شخصي و مشاهدات عيني‌اش خواهد داشت و ارزش‌حضور فيزيكي‌اش در بطن حوادث خودش را نشان خواهد داد. البته در اينجا ما با مشكلاتي مواجه هستيم. بسياري از رزمنده‌ها هستند كه خاطرات بكر و خوبي دارند، اما قدرت نويسندگي و تخصص لازم در نوشتن را ندارند و اينجاست كه بايد به نويسندگان جوان اعتماد كرد و آنها به نگارش خاطرات رزمندگان بپردازند.

خود شما از چه زماني نويسندگي در حوزه دفاع مقدس را شروع كرديد؟

دغدغه اين كار از همان زمان جنگ در بنده وجود داشت. خيلي از دوستان و همرزمانم در دفاع مقدس جانباز يا شهيد شدند و من هم مثل هر رزمنده‌اي دوست داشتم نام و ياد‌ آنها باقي بماند. بنابراين با توجه به رشته تخصصي كه در آن تحصيل كرده‌ام از سال 69 با مجله ادبستان به همكاري پرداختم و تا كنون نيز با رسانه‌هاي مختلف همكاري داشته‌ام. 10 سالي است دبير انجمن ادبي ارتش هستم و سه سال سردبيري نشريه جوان سرباز ارتش نيز در پرونده كاري بنده وجود دارد. از سال 93 هم احساس كردم كه بايد در حوزه كتاب ورود پيدا كنم و اولين كتابم تحت عنوان «متخصص» را منتشر كردم. اين كتاب در خصوص زندگي تا شهادت گودرز خسروي داراني، از بچه‌هاي خنثي ساز بمب بود كه حين يك عمليات خنثي‌سازي جانباز مي‌شود و تا زمان شهادت با عوارض آن دست به گريبان بود. سپس كتاب‌ «كمين آخر» را به سفارش بنياد روايت به نگارش درآوردم و اكنون نيز زندگينامه سرلشكر شهيد سيد موسي نامجو را در دست تهيه دارم.

كتاب كمين آخر به چه موضوعي مي‌پردازد؟

وقايع اين كتاب حول محور مقاومت عده‌اي از رزمندگان در تاريخ 7/2/1360 در بلندي استراتژيكي به نام كمين مجاهد در جاده قصرشيرين به سمت سرپل ذهاب است. زماني كه عمليات بازي دراز به انجام رسيده و دشمن از قله بازي دراز به عقب رانده شده است، تعداد 50 تانك عراقي سعي مي‌كنند از قصر شيرين به سرپل ذهاب بروند و آنجا را به تصرف خود درآورند اما رزمندگان در كمين مجاهد مقابل آنها را سد مي‌كنند و تانك‌هاي دشمن مجبور به فرار مي‌شوند. شهيد شيرودي نيز در همين ماجرا به شهادت مي‌رسد و ما سعي داريم گمنامي رشادت‌هايي كه بچه‌هاي رزمنده در اين عمليات به انجام رسانده‌اند را به نحو شايسته‌اي بازگو كنيم.

در حوزه دفاع مقدس ما گاه شاهد خلق آثار ضد جنگي هستيم، شما چه تعريف يا ارزيابي در خصوص چنين آثاري داريد؟

نكته‌اي كه در اين خصوص بايد گفت اين است كه ما نجنگيديم، بلكه دفاع كرديم. اين دو با يكديگر تفاوت دارند. ما كه مسبب شروع جنگ نبوده‌ايم كه حالا بايد در خصوص زشتي‌ها و عواقب آن خود را مورد شماتت قرار دهيم. از سوي ديگر ارزش‌هاي خلق شده در دفاع ملت ايران كه بحق يك دفاع مشروع و مقدس بود، آن قدر حرف براي گفتن دارد كه بايد سال‌ها به آن پرداخت و كتاب‌ها در اين خصوص نوشت. به نظر من كساني كه قصد پرداختن به جنگ تحميلي را دارند بايد تاريخ نبردها و جنگ‌ها را به خوبي مطالعه كنند تا تفاوت‌هاي دفاع مقدس مردم ايران با ساير جنگ‌ها را درك كنند و سپس به اين حوزه وارد شوند.

آسيب‌هايي كه ادبيات دفاع مقدس را از درون تهديد مي‌كند چيست؟

مسلماً آدم‌هايي كه حماسه‌اي به نام دفاع مقدس را خلق كردند از بار ارزشي بالايي برخوردار هستند. اما آنها هم مثل ما انسان بودند و نبايد شخصيت‌شان را به قدري دست نيافتني جلوه دهيم كه جوانان نسل سوم يا چهارم فكر كنند امكان رسيدن به شهدا وجود ندارد. در بررسي زندگي شهدا مي‌بينيم كه برخي از آنها امكان داشت در دوره‌هايي از زندگي‌شان حتي به بيراهه رفته باشند، اما انقلاب و دفاع مقدس متحول‌شان ساخته و تبديل به انسان‌هايي ارزشي و نمونه شده‌اند. اصلاً هنر انقلاب ايجاد تحول در انسان‌هاست و ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم و از تقدس‌زايي‌هاي بيش از حد بپرهيزيم.

و سخن پاياني.

همان طور كه گفتم اخيراً نگارش رماني در خصوص زندگي شهيد نامجو را در دست تهيه دارم. از اين شهيد با وجود شخصيت بزرگي كه داشته و خدمات شاياني كه انجام داده‌است، كمتر سخني به ميان مي‌آيد. شهيد نامجو قبل از انقلاب با حضرت امام در ارتباط بود و حتي از دستگاه‌هاي تكثير پادگان محل خدمتش براي چاپ اعلاميه‌هاي امام(ره) استفاده مي‌برد. بعد از انقلاب هم حفظ دانشكده افسري خدمت ارزشمندي از ايشان است كه هنوز هم اثراتش پا برجاست. ما به چنين شهدايي مديونيم و بايد اين واقعيت را به خوبي به نسل جوان منتقل كنيم كه اگر جنگ ويراني دارد، انسان‌هايي چون امثال نامجوها نگذاشتند اين ويراني ادامه پيدا كند و با نثار خون‌شان امنيت و آرامش را به كشور اسلامي‌شان تقديم كردند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار