
پس از عمليات والفجر مقدماتي در زمستان سال 61، ارتش بعث با حمايت و كمك رسانههاي غربي، تبليغات وسيعي را با ادعاي اينكه ايران ديگر نخواهد توانست حملهاي مؤثر در جبههها انجام دهد راهمياندازد و سعي ميكند افكار عمومي داخلي و جهاني را به ناكامي ايران در جبههها جلب كند.
اين جنگ تبليغاتي و رسانهاي كه ميتوانست از لحاظ رواني روي عموم مردم تأثير بگذارد از ديد فرماندهان دور نماند و پس از آن به فكر خنثيسازي اين جوسازي گسترده افتادند. فرماندهان نظامي ايران براي به دست گرفتن ابتكار عمل و خنثي نمودن تبليغات دشمنان، عملياتي را به نام والفجر2 طراحي كردند كه در تداوم عمليات والفجر يك و در منطقه حاج عمران واقع در غرب پيرانشهر بود.
تا پيش از اين در محورهاي حاج عمران، هيچ تحركي از سوي رزمندگان صورت نگرفته بود و براي اجراي عمليات لازم بود كه فعاليتهاي مهندسي براي عبور نيروها انجام شود. پس از آن نيروهاي مهندسي با تلاش بيوقفه و شبانهروزيشان، تمهيدات لازم براي حمله و عبور رزمندگان را فراهم كردند. همزمان، عوامل شناسايي اطلاعات هم دست به كار شدند و پس از نفوذ به مواضع دشمن، به شناسايي نفرات و استعداد زرهي و ساير امكاناتشان پرداختند. تمام اين فعاليتها در منطقهاي انجام شد كه بيشتر محورهاي منطقه در كنترل عوامل ضدانقلاب بود و نيروهاي انقلابي از سويي بايد مراقب حضور آنها هم ميشدند. استعداد دشمن در اين منطقه مجموعاً سه تيپ و يك گردان برآورد ميشد. پس از شناساييها و بررسيهاي لازم راهها و محورهاي تهاجم براي رسيدن به يك پيروزي مشخص شد.
اما نيروهاي ايراني در كنار خنثيسازي جنگ تبليغاتي دشمن چند هدف ديگر را هم در منطقه عملياتي حاج عمران مدنظر داشتند كه خارج كردن شهرهاي كردنشين كشور از زير آتش دشمن، آزادسازي ارتفاعات مهم منطقه، مسدود كردن راه ضد انقلاب و تصرف پادگان مهم حاج عمران از جمله اين اهداف بود. نيروهاي سپاه و ارتش ساعتها قبل از عمليات، حركت خود را براي دور زدن دشمن آغاز ميكنند، پس از شنيدن رمز عمليات «ياالله» عمليات والفجر2 را شروع ميكنند و با عبور از ميدانهاي مين و سيمخاردار، اولين ضربات را بر دشمن كه انتظار حمله ايران از منطقه اروندرود را ميكشيد، وارد ميكنند. تپههاي اطراف كينگ (آزادلي) به تصرف در ميآيد و خيزش رزمندگان براي تصاحب اهداف از پيشتعيينشده بيشتر ميشود.
نيروهاي كومله و دموكرات كه از سرعت عمل رزمندگان غافلگير شدهاند با سرعت تمام به دنبال راه گريزي در شكاف كوهها و صخرهها هستند. تعدادي از پايگاههاي دشمن در همان ابتدا سقوط ميكند و تلفات سنگيني به دشمن وارد ميآيد ولي با آتش سنگين دشمن، كار تصرف نهايي اين ارتفاعات حساس با مشكل مواجه ميشود.
در اين عمليات كه با قدرتمندي هوانيروز و سرعت عمل نيروهاي تكاور همراه بود پادگان استراتژيك حاج عمران به محاصره درميآيد و تمامي امكانات دشمن در روستاي «رايات» منهدم ميشود و منطقه دربند به طور نسبي تحت كنترل و در تيررس رزمندگان قرار ميگيرد كه فعاليت تداركاتي عراق را به شدت دچار اختلال ميكند.
مرحله دوم عمليات والفجر2 در نخستين ساعات بامداد 62/5/14 با هجوم بيامان رزمندگان به ارتفاعات گردمند در فاصله 19 كيلومتري مرز و 14كيلومتري پادگان حاج عمران آغاز ميشود. رزمندگان با آزادسازي اين ارتفاعات بر تنگه دربند در منطقه چوپان مصطفي مسلط و مشرف ميشوند و با تسلط بر اين ارتفاعات مهم، جاده رواندوز در يك قدمي سقوط قرار ميگيرد.
در هياهوي تبليغاتي راديو بغداد، نيروهاي ايراني دامنه تهاجمات خود را گسترش ميدهند و مقر تيپ 91 پياده عراق واقع در اطراف ارتفاعات مورد تهاجم سخت قرار ميگيرد و پس از يك نبرد بيامان، اين مقر نيز از دست عراقيها خارج ميشود.
پس از دو هفته نبرد سنگين در پايان بخشي از جاده مهم پيرانشهر- رواندوز هم به تصرف كامل رزمندگان درميآيد. پيروزي و تثبيت مواضع تسخير شده در عمق خاك عراق علاوه بر برهم زدن جنگ تبليغاتي دشمن، رژيم بعثي عراق را به لحاظ نظامي و سياسي با بحراني سخت و جبران ناپذير روبهرو ميكند.
تلخي اين عمليات براي عراقيها به قدري زياد بود كه باور شكست در اين عمليات براي فرماندهان ارشد حزب بعث ناممكن به نظر ميآيد. گفتههاي طيف جاسم وزير اطلاعات عراق هم تأييدي بر حيرت بعثيها از شكست در اين عمليات است: «در جريان حمله اخير، حزب كمونيست عراق به حكومت آيت الله خميني كمك كرده است!»