
گردشگري حلال يا به عبارتي گردشگري مذهبي كه يكي از درآمدزاترين گونههاي گردشگري در ايران است در عرض چند روز تلفات سنگيني را بر جاي گذاشته است كه همه آنها از ضعف نظارتي و مديريتي نشأت ميگيرد. ايران يكي از مهمترين كشورهاي اسلامي منطقه است كه اسلام دين اول آن محسوب شده و فرهنگ، آداب و رسوم اسلامي در تار و پود آن ريشه دارد. از سوي ديگر وجود بقاع متبركه چون بارگاه مقدس امام رضا(ع) در مشهد مقدس و نيز بارگاه حضرت معصومه (س) در قم و ساير زيارتگاهها در شهرهاي مختلف كشور جاذبه مذهبي مهمي براي گردشگران حلال است كه از كشورهاي اسلامي منطقه به خصوص عراق، سوريه، كويت و عربستان راهي ايران ميشوند و به گردشگري حلال ايران جان ميبخشند. با هر چه بيشتر محرز شدن سودآوري و ميزان درآمدزايي و محبوبيت گونه گردشگري حلال در كشورهاي اسلامي، امروزه بسياري از كشورهاي مسلمان همچون مالزي، اندونزي و امارات متحده عربي تلاش دارند تا با ارائه خدمات استاندارد و فراهم آوردن فضايي امن، گردشگران مسلمان ديگر كشورها را بربايند و به سوي خود جذب كنند تا درآمدهاي گردشگري حلال را نيز بر چرخه قدرتمند اقتصاد گردشگري خود بيفزايند. حتي كشورهايي چون اندونزي و مالزي براي جذب هر چه بيشتر گردشگران مسلمان برنامهريزيهاي آينده نگرانه و مشخصي دارند و براي مثال اندونزي سعي ميكند با تبليغ مراسم و آداب و رسوم اسلامي در ايام ماه مبارك رمضان و برپايي سفرههاي طويل سحر و افطار در اماكن عمومي و نيز تبليغ برگزاري مراسم نماز جماعت و قرآنخواني، گردشگران مسلمان كشورهاي اسلامي و غير اسلامي را در ايام ماه مبارك رمضان به سوي خود جذب كند. با اين حال در ايران به دليل وجود بارگاه مقدس امام هشتم و خواهر گرامي ايشان، جاذبه خاصي براي گردشگران مسلمان شيعه وجود دارد كه در كشورهاي رقيب نمونه آن وجود ندارد.
به واسطه وجود اين درهاي گرانبها در خاك ايران، گردشگري حلال ميتواند به خوبي در كشور جان گرفته و حتي با وجود ضعف مديريت و برنامهريزي و تبليغات نيز رشد كند. ضعف برنامهريزي و تبليغ براي گردشگري شايد قابل تحمل باشد اما موضوع آنجا پيچيده ميشود كه ضعف مديريت منجر به تلفات سنگين و فراموش ناشدني براي گردشگران ايران شود؛ آن هم در بحبوحهاي كه گردشگري در كشور در حال جان گرفتن است.
سقوط اتوبوس حامل گردشگران و زوار عراقي در دل دره و كشته شدن و تلفات سنگين اين حادثه، هيچگاه براي خانوادههاي اين گردشگران فراموش شدني نيست و بدون شك بر ميل و رغبت گردشگران عراقي براي سفر به كشورمان اثر منفي خواهد گذاشت. ريشه اين حادثه را بايد در اهمال مديريتي سيستم حمل و نقل كشور جستوجو و اين سؤال را مطرح كرد كه چرا براي هدايت اتوبوس حامل اين گردشگران، يك راننده ناآشنا با مسير به كار گرفته شده است؟ آيا شركت اتوبوسراني مربوطه براي چنين غفلتي مورد بازخواست و مواخذه قرار گرفته است؟ وقتي اين قبيل ضعفهاي نظارتي و مديريتي حل نشده و خيلي آسان ناديده گرفته شوند بعيد نيست كه نظير اين قبيل اتفاقات باري ديگر براي گردشگري كشور رخ دهد و اوضاع را از آنچه هست وخيمتر كند.
در مورد مسموميت گردشگران عربستاني در مشهد و كشته شدن چهار تن از آنان نيز هر چند هنوز ابعاد اين حادثه به درستي روشن و مشخص نشده است اما ميتوان حدس زد كه در اين مورد نيز باز هم پاي اهمال مديريتي در ميان بوده است.
حادثههاي تلخ گردشگري به ويژه وقتي پشت سر هم رخ ميدهند در اذهان گردشگران ماندني ميشوند و تأثير مخربي بر اسم و رسم گردشگري يك كشور ميگذارند. در سال گذشته ميلادي كشته شدن دو گردشگر انگليسي در سواحل تايلند كافي بود تا اين كشور را تا مدتها در ليست سياه گردشگران دنيا قرار داده و سقوط درآمدهاي گردشگري خارجي را براي تايلنديها در پيداشته باشد. مقامات گردشگري تايلند براي جبران اين خسران، هزينههاي گزافي را پاي تبليغات گردشگري ريختند. در كشور ما كه اساساً اكثر برنامههاي تبليغاتي، ترويجي و مديريتي گردشگري خارجي اندر خم و درگير معضل كمبود بودجه است جبران اين قبيل خسارتها به سختي شايد ممكن باشد.