يكي از دوستان ميگفت هر شيعهاي حسرتي در دل دارد و آن هم عدم حضور در عاشوراي حسيني است كه در كل تاريخ يك بار رخ داد. ديگري حديثي آورد كه تا امام زمانمان هست نبايد آرزو كنيم در عصر امام ديگري باشيم و بايد كمر همت به خدمت امام عصر و شرايط زمان ببنديم.
در جمعي كه حضور داشتيم، بزرگي گفت عاشورا اگر عاشوراست قرار است در هميشه تاريخ تكرار شود و نو به نو جلوههايي از آزادگي و فرهنگ شهادت را پيش چشم همه انسانها در هر گوشه از تاريخ به نمايش بگذارد. حتي در قيام منجي هم عاشورا به نوعي تكرار ميشود و اصلاً عاشورا را عاشوراييان ارج و قيمت دادند، وگرنه كه 10 محرم قرنها قبل از كربلا يك روز بود ميان همه روزها تا اينكه جانفشاني سيدالشهدا و اصحابش به اين روز قيمت داد.
حالا اگر عاشوراييان باز برگردند و در صفحه تاريخ ظاهر شوند، عاشورا و كربلا دوباره تكرار ميشود. درست كه امام حسين(ع) چهره تكرار نشدني تاريخ است، اما راه و اصحابش كه تمامي ندارند. اصلاً اگر قرار بود تمام شوند كه كار دنيا تمام ميشد و همه جهان را سياهي و ظلم دربر ميگرفت. بنابر اين عاشوراييان، قادرند كربلا را در همه جاي تاريخ تجديد كنند. فرياد هل من ناصر ينصري حسين زمان را پاسخ گويند و جزء به جزء واقعه عاشوراي سال 61 هجري را بازسازي كنند. همين دفاع مقدس خودمان هر روزش يك عاشورا بود. پر از حبيبها، مسلمها و حرها. از شاهرخ ضرغام، حر انقلاب اسلامي گرفته تا صفرقلي رحمانيان پيرترين رزمنده دفاع مقدس كه در هشتاد سالگي به جبهه رفت تا علياكبرهايي كه تعدادشان بيشمار است و وهب و زهير، حنظله و...
عاشورا تنها سه دهه قبل عيناً در كشورمان تكرار شد. هر كسي حتي نيمههوشيار بود، از آن بهره برد. خفتهها را ديگر چه چيزي بايد بيدار كند؟